اندیشۀ سیاسیِ احمـدشاه مسـعود

دكتور شمس‌الحق آريانفر/ دوشنبه 22 عقرب 1396/

بخش نخست/

mandegar-3احمدشاه مسعود سیمای برین و شکوهندۀ تاریخ معاصر افغانستان و جهان است. درنگ بر هر بُعد شخصیتِ مسعود، شکوهنده‌گی‌هایی را برمی‌تابد که درخشش و تابنده‌گیِ اندیشه‌های سیاسیِ مسعود از آن مایه بسته است:
مسلمانی: مسعود مسلمانی‌ست که تمام عمرِ آگاهانه‌اش صرف مبارزه در راه اسلام گردیده است. از نوجوانی تا شهادت نمازش ترک نشده، بدون طهارت نبوده و تقوای مالی و اخلاقی‌اش بی‌بدیل است.
جهاد: ۳۴ سال از حیاتِ ۴۹ ساله‌اش صمیمانه صرفِ جهاد و مبارزه در راه دین و میهن سپری گردید.
فدایی میهن: با هیچ دشمنِ خاک کنار نیامد. به معاون وزیر خارجۀ امریکا گفت: به اندازۀ کلاهم جا بماند، از سرزمینم دفاع می‌کنم. وقتی تمام مراکز قدرت در گوشه گوشۀ افغانستان سقوط کرد و هیچ روزنۀ پیروزی‌یی وجود نداشت، در کشور باقی ماند، به‌تنهایی در برابر طالب ایستاد و گفت: مقاومت می‌کنم.
آزاده‌گی: در راه آزادی مبارزه کرد و آزاده زیست. زمانی که در شاه‌سلیم در جرگۀ قوماندانان شرکت کرد، جنرال درانی رییس آی اس آی، طرح حمله به کابل را داد. مسعود قبول نکرد. جنرال درانی گفت: من ازخود طرح و برنامه دارم، کسی که نمی‎خواهد، برود پیِ کارش. مسعود گفت: من طرح شما را قبول ندارم و می‌روم پی کارم. فضا متشنج شد و جلسۀ شاه‌سلیم بی‌نتیجه پایان یافت.
نبوغ نظامی: به دام انداختن روس‌ها در حملۀ هفتم در پنجشیر، به دام انداختنِ طالبان در شمالی و تحمیل تلفاتِ غیرقابل پیش‌بینی به آن‌ها، دفاع در برابر ۴۰ هزار تروریست در خط شمالی و کوکچه، ایستاده‌گی در برابر طالبان به‌تنهایی، زمانی که همۀ قدرت‌ها زوال یافته بود، برهان تردیدناپذیرِ نبوغ نظامی احمدشاه مسعود است.
شخصیت ملی: محور اندیشۀ مسعود، اسلام و برخورد بر محور ملی با همۀ اقوامِ جامعه بود. هرگز به گونۀ فراوان مدعیان به دامِ تعصبِ قوم و سمت و منطقه نیفتاد.
این یادکردها از ابعاد شخصیت مسعود، بر‌می‌تابد که مسعود کیست و چه نوع اندیشه‌هایی باید داشته باشد.
باورهای مسعود را در دو محور به شناسایی می‌گیریم: باورهای کُـلی، اندیشه‌های سیاسی.
۱ – باورهای کُـلی
– احمدشاه مسعود می‌گوید اصولی که من به آن‌ها پای‌بندم، این‌هاست:
استقلال کشورم، حفظ مرزهای جغرافیایی، تمامیت ارضی، اجرای قوانین اسلامی، برگزاری انتخابات در کشور. (احمدشاه مسعود شهید صلح، ص ۳۵۳)
– محور اندیشۀ احمدشاه مسعود، میهن و مردم است:
پرسش: امروز چه کسی دوستِ شما و چه کسی دشمنِ شماست؟
دشمنان افغانستان دشمنانِ من هستند. همچنان آن‌هایی که بر مردمِ ما جنگ را تحمیل می‌کنند. امروز پاکستان و کسانی که در پشت سرِ آن قرار دارند. هشت سال قبل اتحاد شوری، دشمن بود. (مرد استوار، ص ۳۸۳)
– باور به حقانیتِ راه و پیش‌بینی آینده:
ما بارها گفته‌ایم که مبارزۀ ما برحق بوده و دیر نیست که جهان روزی از موضعِ ما دفاع نموده و از این که آواز ما را نمی‌شنیدند، نادم و پیشمان گردند. (احمدشاه مسعود شهید صلح، ص ۶۱۲)
– دربارۀ عملکرد امریکا
اشتباه عمدۀ امریکا آن بود که در دورانِ جهاد این امتیاز را به پاکستان داد تا در مورد افغانستان دستِ باز داشته باشد. طوری که آن‌ها پذیرفته بودند افغانستان را از دید پاکستان بنگرند. (احمدشاه مسعود شهید… ۱۱۷)
ـ تروریسم و غرب
جنگ در افغانستان و وجود پایگاه تروریستی محدود به افغانستان نمانده، بلکه دیر یا زود این خطرات گریبانِ امریکا و تعداد بیشتری از کشورها در منطقه و جهان را خواهد گرفت. (احمدشاه مسعود شهید… ۵۲۷)
ـ قضاوت در عملکرد جهان
مردم مسلمان ما با سپرساختن سینه‌های خود، جانِ میلیون‌ها انسان را در کشورهای همسایه و جهان حفظ نمودند: در واقع از آزادی و آبادی آن‌ها دفاع نمودند، ولی در فرجام پاکستان ملتِ ما را از عقب خنجر زد، امریکا به حرف‌شنوی پاکستان پرداخت و اروپا بی‌تفاوتی اختیار کرد. (احمدشاه مسعود شهید… ۱۲۱)
ـ قطع مداخله، قطع جنگ
جنگ در افغانستان از خارج تحمیل شده، توسط کشورهای بیگانه دامن زده می‌شود. برداشتِ من این است تا زمانی‌که مداخله متوقف نشود و دستِ اجانب قطع نگردد، این جنگ و این برخورد ادامه پیدا خواهد کرد. (مرد استوار، ص ۳۷۸)
– آزادی و آزاده‌گی
اگر آزادی ما زیر سوال برود، اگر غرور ملی ما شکسته شود، اگر استقلال ما نابود گردد، در آن صورت این زنده‌گی ما کوچک‌ترین لذت و ارزش ندارد. (مسعود فراتر از مرزها، ص ۱۰۹)
– آخرین آرمان
فقط دو آرمان باقی‌ست؛ یکی آزادی، دوم پیوست شدنم به کاروان شهدا. دعا کن تا آزادی کشور را ببینم و خداوند شهادت را نصیب کند. (احمدشاه مسعود شهید… ۵۴۴)
– جنگ برای اسلام، آزادی و ضدیت با استعمار
من به‌خاطر اسلام این دین انسان‌ساز، به‌خاطر صلح و آزادی و به‌خاطر رهایی انسان از چنگال استعمار به هر شکلی که باشد، جنگیدم و می‌جنگم. (مرد استوار، ص ۵۱۰)
– استقلالیت
من مزدور هیچ کسی نیستم. از طرفِ هیچ‌کس مبارزه نمی‌کنم و بدون مراجعه به احدی تصمیم می‌گیرم. (زنده‌گی‌نامۀ مسعود، نشر فرانکفورت… ۴)
من ازجانب هیچ کس، جز از جانب ملتم مبارزه نمی‌کنم. (احمدشاه مسعود شهید، ص ۳۵۳)
– شخصیت ملی و غیروابسته
ما طرف‌دار تأمین روابط و همبسته‌گی هستیم. با هر منبع و هرجا به اقتضای منافع جهاد ملی ما، می‌خواهیم رابطه و همبسته‌گی داشته باشیم. مگر هیچ وقت طرف‌دار وابسته‌گی نبوده و نمی‌خواهیم که وابسته باشیم. (مرد استوار، ص۱۷۹)
یکی داشتن رابطه است، یکی وابسته‌گی. رابطه داشتن به هیچ‌وجه جرم نیست، مگر وابسته‌گی ننگ است.
ـ مبارزه و ایستاده‌گی
به مرگ حاضرم ولی خاکم را ترک نخواهم کرد. (مرد استوار، ص ۱۱۰)
در جنگ کسانی که از وطنِ خود دفاع می‌کنند، همیشه حق‌به‌جانب هستند. (تندیسی بر چکاد آزادی، ص ۴۰)
ـ داکتر نجیب قبل از حملۀ بزرگِ روس‌ها به پنجشیر خطاب به مسعود می‌نویسد: این بار حمله بسیار خطرناک است. حالا که وقت داری، تصمیمت را بگیر.
مسعود: ما خدا داریم، برای این کار ساخته شده‌ایم، هیچ‌گونه تشویش هم نداریم.
جنرال شوروی: ما تا حال نجنگیده بودیم، اکنون می‌بینی!
مسعود: ما خدا داریم، علاقه‌مند هستیم توانِ شما را ببینیم. تا حال در اردوی شما چیزی ندیده‌ایم. (تندیسی…، ص ۴۳)
– خبرنگار: تا کی می‌جنگید؟ مسعود: تا رسیدن به قلۀ آزادی، به یک کشور آباد و آزاد، تا رسیدن به یک صلح پایدار و افغانستانِ یک‌پارچه و متحد. (تندیسی بر چکاد آزادی، ص ۳۷)
– یک نفر هم بمانم، توفیق پروردگار باشد نه از افغانستان می‌برایم، نه از وطن و نه مبارزه را ضد دشمن اسلام، دشمنِ دین، دشمنِ عقیده و مردمِ خود ترک می‌کنم. (فلم مستند مقاومت، سخنرانی در پنجشیر ۱۳۷۷)
– مردم افغانستان زیر بار نمی‌روند. سیطرۀ هیچ کشوری را قبول ندارند و من هم تا کشور آزاد نداشته باشم، مقاومت خواهم کرد. (تندیسی بر چکاد آزادی، ص ۴۳)

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.