بررسی بلوغ با رویکرد فقه القرآنی در منابع شیعه و سنی و قانون

دکتور هجرت‌الله جبرئیلی/

بخش چهارم/

mandegarجصاص به این نظر است که حدیث عطیه القرضی شایستگی آن را ندارد که شریعت توسط آن اثبات شود، زیرا « عَطِیَّهُ» مجهول است و شناخته شده نیست، مگر فقط در همین حدیث، به ویژه اینکه حدیث بر آیه و حدیثی که بلوغ را نفی می‌‌کند، مگر به احتلام اعتراض دارد. از سوی دیگر این حدیث با الفاظ مختلف آمده است، در برخی از احادیث آمده است که « أَنَّهُ أَمَرَ بِقَتْلِ مَنْ جَرَتْ عَلَیْهِ الْمَوَاسِیُ » و در برخی دیگر آمده است که : « من اخضر أزره » ، «ومعلوم أن لَا یَبْلُغُ هَذِهِ الْحَالَ إلَّا وَقَدْ تَقَدَّمَ بُلُوغِهِ وَلَا یَکُونُ قَدْ جَرَتْ عَلَیْهِ الْمَوَاسِیُ إلا وهو رجل کبیر»، از این رو قرار دادن الإنبات وَجَرْیَ الْمَوَاسِیِ عَلَیْهِ کنایه از بلوغ قدر است که ما در بلوغ سنی ذکر کردیم، و آن عبارت از ۱۸ سالگی و بیشتر از آن است (الجصاص، أحکام القرآن)،۱۴۰۵ هـ: ۵/ ۱۹۴ ).
روایتی عُقْبَهَ بْنِ عَامِرٍ وَأَبِی بَصْرَهَ الْغِفَارِیِّ این نیز دلالت بر این ندارد که آن ها إنبات را بلوغ دانسته باشند، زیرا تقسیم غنیمت برای صبیان بر وجه بخششی جایز است (الجصاص، أحکام القرآن،۱۴۰۵ هـ: ۵/ ۱۹۴).
۳/۱/۳/۳/۱/۳) دیدگاه بلوغ به اساس طول قد و مفاصل: از گروهی از سلف طول انسان برای بلوغ معتبر انگاشته شده است، اما هیچ یک از فقهاء چنین رأی نداشته اند. محمد ابن سیرین از حضرت انس روایت کرده است: «أَتَى أَبُو بَکْرٍ بِغُلَامٍ قَدْ سَرَقَ فَأَمَرَهُ فَشُبِرَ فَنَقَصَ أُنْمُلَهً فَخَلَّى عَنْهُ »؛ جوانی نزد ابوبکر صدیق آورده شد، که دزدی کرده بود، فرمان داد قد او اندازه شود، او به وسیله شِبْر یا بلست (وجب که فاصله ی میان انگشت ابهام و گوشه ی طرف انگشت کوچک «خنصر» در حالیکه کشیده شده باشد) اندازه شد، یک أُنْمُلَه (سر انگشت، گفته می شود که نزدیکترین مفصل انگشت به ناخن است) کوتاه آمد. ابوبکر رهایش کرد.
قتاده از خلاس از علی روایت کرده است که فرمود: « إذَا بَلَغَ الْغُلَامُ خَمْسَهَ أَشْبَارٍ فَقَدْ وَقَعَتْ عَلَیْهِ الْحُدُودُ وَیُقْتَصُّ لَهُ وَیُقْتَصُّ مِنْهُ وَإِذَا اسْتَعَانَهُ رِجْلٌ بِغَیْرِ إذْنِ أَهْلِهِ لَمْ یَبْلُغْ خَمْسَهَ أَشْبَارٍ فَهُوَ ضَامِنٌ»؛ هنگامی که جوان به پنج شبر برسد، حدود بر او جاری می شود و قصاص می گردد، اگر مردی از او بدون اجازه خانواده اش، در قتل کمک گرفته باشد، و به پنج شبر نرسیده باشد، او ضامن است.
ابْنُ جُرَیْجٍ از ابْنِ أَبِی مُلَیْکَهَ روایت کرده است که :« أَنَّ ابْنَ الزُّبَیْرِ أَتَى بِوَصِیفٍ لِعُمَرَ بْنِ أَبِی رَبِیعَهَ قَدْ سَرَقَ فَقَطَعَهُ ثُمَّ حَدَثَ أَنَّ عُمَرَ کَتَبَ إلَیْهِ فِی غُلَامٍ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَکَتَبَ إلَیْهِ أَنْ اشْبِرْهُ فَشَبَرَهُ فَنَقَصَ أُنْمُلَهً فَسُمِّیَ نُمَیْلَهُ»؛ وصیفی (غلام بچه یا پیشخدمت خرد سال که به سن رشد نرسیده باشد) از آن عمر بن ابی ربیعه نزد ابن زبیر آورده شد که دزدی کرده بود، او دستش را قطع کرد، سپس روشن شد که عمر در مورد غلامی از مردم عراق نوشت او را اندازه گیری کنید، اندازه گیری کردند، به اندازه یک سر انگشت کوتاه آمد، او را نمیله نام گزاردند.
ابوبکر جصاص به این نظر است که این أقاویل شاذ با اسانید ضعیف است که بسیار بعید می‌‌نماید که از گفتارهای سلف باشد، زیرا طول و قصر دلالت بر بلوغ ندارند، و آن را نیز نفی نمی‌‌کنند، زیرا گاهی شخص کوتاه می‌‌باشد، اما ۲۰ سال سن می‌‌داشته باشد، و گاهی طویل می‌‌باشد و هنوز به ۱۵ سال نرسیده و احتلام نشده است (الجصاص، أحکام القرآن،۱۴۰۵ هـ: ۵/ ۱۹۴ ) .
۳/۱/۳/۳/۱/۴) کلفت شدن صدا و شگافته شدن پرده بینی: یک بار از امام مالک نقل است که او علامت بلوغ را غلیظ شدن صدا و شگافته شدن پرده بینی (أَرْنَبَه) دانسته است (القرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴هـ:۵/ ۳۵).
۳/۱/۳/۳/۱/۵) بلوغ عادت ماهوار زنانه و آبستن شدن: حیض و آبستن شدن، اختصاص به زنان دارد، علماء اتفاق دارند که این دو بلوغ اند، و فرائض و احکام به وسیله این ها بر شخص واجب می‌‌شود ( القرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴هـ:۵/ ۳۴؛ البیهقی، أحکام القرآن للشافعی، ۱۴۱۴: ۱/ ۸۶ ؛ الجصاص، أحکام القرآن،۱۴۰۵ هـ: ۵/ ۱۹۴؛ ابن قدامه، المغنی، ۱۳۸۸:۴/۳۴۶ ) .
علماء در مورد حدیث حضرت رسول الله استدلال می‌‌کنند: «لَا یَقْبَلُ اللَّه صَلَاهَ حَائِضٍ إلَّا بِخِمَارٍ » (أبوداود، سنن أبی داود، ۱۴۳۰: ۱/۴۷۸ )؛ نماز زن بالغ قبول نمی شود، مگر اینکه حجاب داشته باشد.
در مورد حمل به این نظر اند که خدای متعال عادت را به این گذاشته است که فرزند بدون یک جا شدن آب مرد و زن آفریده نشود، بنابر این، فرمود: «فَلْیَنْظُرِ الإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ، خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ، یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ (الطارق: ۵ – ۷)؛ انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است! از یک آب جهنده آفریده شده است، آبی که از میان پشت و سینه‌ها خارج می‌شود!
همچنان حضرت پیامبر خدا، در احادیث خبر داده است که هنگامی که زن حامله شد، حکم بر بلوغ اوست (ابن قدامه، المغنی، ۱۳۸۸:۴/۳۴۶ ) .
شیعه جعفریه نیز حیض و آبستن شدن را علامت بدون اختلاف برای زنان می‌‌دانند. محقق کرکی می-نویسد: « حیض و حمل دو دلیل بر این اند، که بلوغ عبور شده است» (المحقق الکرکی، جامع المقاصد، ۱۴۰۸: ۵ / ۱۸۳).
۳/۱/۳/۳/۲) دیدگاه بلوغ زمانی یا سنی:
علماء در مورد اینکه کسی به پانزده سالگی رسیده باشد و هنوز احتلام را تجربه نکرده باشد، به عنوان استثنا، به چند دیدگاه اختلاف دارند.
۳/۱/۳/۳/۲/۱) دیدگاه اول اثبات بلوغ به سن خاص: این گروه با سن بلوغ را اثبات می کنند، و در مورد تعداد سن اختلاف دارند.
الف. اثبات بلوغ با پانزده سالگی برای مردان و زنان: اوزاعی، شافعی، ابن حنبل، ابن وهب، أصبغ، عبدالملک بن ماجشون، عمر بن عبدالعزیز، جماعتی از اهل مدینه و ابن عربی المالکی به این دیدگاه اند که برای کسی که احتلام را تجربه نکرده باشد، پانزده سالگی بلوغ اوست. حدود و فرائض در نزد آنان به کسی که به این سن برسد، واجب است.
أصبغ بن فرج می‌‌گوید که حد بلوغ که با آن فرائض و حدود لازم می‌‌شود، پانزده سالگی است و این را دوست دارم و نزد من نظر برتر است، زیرا این حدی است که در آن در جهاد سهم گرفته می شود و برای کسی است که به قتال حاضر می‌‌شود (القرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴هـ:۵/ ۳۴ – ۳۶).
از حنفیه ابویوسف و محمد در مورد غلام و جاریه (پسر و دختر) به این دیدگاه اند که بلوغ آنها ۱۵ سالگی است.
استدلال این گروه به حدیث ابن عمر است که : « عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قَالَ: «عَرَضَنِی رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَوْمَ أُحُدٍ فِی الْقِتَالِ، وَأَنَا ابْنُ أَرْبَعَ عَشْرَهَ سَنَهً، فَلَمْ یُجِزْنِی، وَعَرَضَنِی یَوْمَ الْخَنْدَقِ، وَأَنَا ابْنُ خَمْسَ عَشْرَهَ سَنَهً، فَأَجَازَنِی،» (النیسابوری، صحیح مسلم، بیتا، ۱۳/ ۱۴۹۰ )؛ از حضرت ابن عمر روایت است که گفت: «خود را در روز احد برای قتال برای پیامبر عرضه کردم، و من آنگاه چهارده سال داشتم، اما او برایم اجازه نداد، و در روز خندق خودم را عرضه کردم، آنگاه پانزده سال داشتم، او برایم اجازه داد.»
نافع می‌‌گوید که در روزگار خلافت عمر بن عبدالعزیر نزد او رفتم و برای او حدیث را روایت کردم، او گفت: «این حد بین صغیر و کبیر است» و به کارمندانش نوشت : «برای کسی که پانزده ساله باشد، حقوق بنویسید، و برای کسی که پایانتر از آن باشد، او را در شمار عیال قرار دهید» (النیسابوری، صحیح مسلم، بیتا، ۱۳/ ۱۴۹۰ ).
ابن عربی به این نظر است که اگر حدیث ابن عمر دلیلی برای سن نباشد، پس هر عددی که از سن‌‌ها ذکر می‌‌کنند، فقط یک دعوا است، و سنی که رسول الله آن را اجازه داده است، شایسته‌‌تر از سنی است که او آن را معتبر ندانسته است، و در شریعت دلیلی برای آن نیست.
قرطبی مالکی می‌‌گوید که ابن عربی این سخن را در اینجا می‌‌زند، اما در سوره انفال عکس آن را می‌‌گوید، در آنجا به حدیث ابن عمر استدلال نمی‌‌کند، و آن را تأویل می‌‌کند، چنانچه علمای ما آن را تأویل کرده اند، و موجب آن توانایی را برای حضور در قتال فرض می‌‌گیرد، و برای او سهم قرار داده می‌‌شود، در حالیکه پانزده ساله است، و کسی که طاقت ندارد،‌ در شمار عیال قرار داده می‌‌شود، و برای او سهمی قرار نمی‌‌گیرد. این چیزی است که عمر بن عبدالعزیز آن را فهم کرده است (القرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴هـ:۵/ ۳۴ – ۳۶؛ ابن عربی المالکی، احکام القرآن: ۲/۴۱۱؛ (البیهقی، أحکام القرآن للشافعی، ۱۴۱۴: ۱/ ۸۶ ).
ب. دیدگاه اثبات بلوغ با ۱۸ سالگی در پسر و ۱۷ سالگی در دختر:‌ امام ابوحنیفه به این عقیده است که پسر بالغ نمی شود مگر اینکه ۱۸ سالگی را کامل کرده باشد،‌ و دختر ۱۷ سالگی را تکمیل کرده باشد.
مالک و ابوحنیفه و دیگران به این عقیده اند که کسی که احتلام نشده باشد، بر او حد جاری نمی شود، تا وقتی که به حدی نرسیده باشد،‌ که کسی به آن نرسیده باشد، مگر این که احتلام شده باشد، این عبارت از هفده سالگی است، در این صورت است که حد بر او جاری می‌‌شود. از ابو حنیفه روایت دیگر نزده سالگی است، و مشهور تر است، در مورد دختر گفته شده است که بلوغ او هفده سالگی است. اللؤلؤی از ابوحنیفه هجده سالگی را روایت کرده است (القرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴هـ:۵/ ۳۴ – ۳۶).
ج. اثبات بلوغ ۱۵ سالگی کامل برای مرد و نه سال کامل برای زن : شیعیان بر این نظر اند که در مورد اثبات بلوغ به وسیله سن، میان علماء اختلاف است و روایات نیز مختلف است. مشهور میان علمای شیعه جعفری اسن است که هرگاه مرد پانزده سالگی را کامل کرد، و مرد نه سالگی را کامل کرد،‌ بالغ شده اند.
دلیل بر آن اصل و استصحاب و چیزی است که از کتاب و سنت گذشت که بلوغ نیست، مگر با احتلام و إنبات و آنچه که از آن باقی بماند، زیر این ادله است، و بخری از روایات مانند ضعیفه حمران آن را تأئید می‌‌کند: «سألت أبا جعفر علیه السلام ، قلت له : متى یجب على الغلام أن یؤخذ بالحدود التامه ویقام علیه ویؤخذ بها ؟ فقال : إذا خرج عنه الیتم وأدرک ، قلت : فلذلک حد یعرف به ؟ فقال : إذا احتلم أو بلغ خمس عشره سنه أو أشعر أو أنبت قبله أقیمت علیه الحدود التامه وأخذ بها وأخذت له ، قلت : فالجاریه متى تجب علیها الحدود التامه وأخذت بها وأخذت لها ؟ قال : إن الجاریه لیست مثل الغلام إن الجاریه إذا تزوجت ودخل بها ولها تسع سنین ذهب عنها الیتم ودفع إلیها مالها وجاز أمرها فی الشراء والبیع وأقیمت علیها الحدود التامه وأخذ لها وبها قال : والغلام لا یجوز أمره فی الشراء والبیع ولا یخرج من الیتم حتى یبلغ خمس عشره سنه أو یحتلم أو یشعر أو ینبت قبل ذلک»؛ از أبا جعفر علیه السلام پرسیدم که چی وقت، بر پسر حدود، حق و تکلیف واجب می شود؟ فرمود: هنگامی که از یتیمی خارج شود و به إدراک برسد. گفتم: آیا سنجیداری دارد که از روی آن بشناسیم؟ فرمود: هنگامی که محتلم شود یا به پانزده سالگی برسد، یا در پیشر روی عانه اش موی خشن بروید، آنگاه است که حدود کامل بر او اجرا می شود، و تکلیف و حق بر او جاری می شود. گفتم: برای دختر چی وقت، حدود تامه و حق و تکلیف واجب می شود؟ فرمود: مانند پسر نیست، دختر هنگامی که ازدواج کرد و همبستر شد و دارای نه سال بود، یتیمی از او دفع می شود، و مال او به او داده می شود، و حق خرید و فروش را می‌‌داشته باشد، حدود بر او اجراء و دارای حق و تکلیف می باشد. به پسر اجازه خرید و فروش داده نمی شود، و از یتیمی خارج نمی شود، مگر اینکه پانزده سالگی را کامل یا احتلام را تجربه کرده و یا إنبات شده باشد، قبل از پانزده سالگی (المحقق الکرکی، جامع المقاصد، ۱۴۰۸: ۵ / ۱۸۳ – ۱۹۰).
محقق کرکی در ادامه پس از آوردن احادیث می‌‌نویسد: «که بالجمله من خبر صحیحی را ندیدم که در آن دلالت صحیح بر پانزده سالگی باشد، چی رسد به اکمال آن. آری اخبار فراوان برای نه سالگی دختر پیدا می-شود، با این خبر که دلالت بر عدم جواز دخول قبل از آن دارد ، و جواز بعد از آن، همراه با عدم معارض صحیح صریح. در اکمال ۱۵ سالگی اجماع وجود ندارد، به نظر برخی شروع پانزده سالگی کافی است. برخی دیدگاه ها بر اثبات بلوغ در ۱۳ سالگی نیز ثابت است» (المحقق الکرکی، جامع المقاصد، ۱۴۰۸: ۵ / ۱۸۳ – ۱۹۰). شهید اول در مورد بلوغ زن در ۹ سالگی اجاع را نقل می کند (الشهید الأول، اللمعه الدمشقیه،۱۴۱۱: ۵۱).

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.