تحلیل نقش دین در جامعه

همايون همتي / چهارشنبه 10 اسد 1397/

بخش نخست/

mandegar-3چکیده
ارائه تعریفی روشن و دقیق از دین، در بحث از ماهیت و کارکرد دین ضروری است. دین‌پژوهان معاصر پس از سپری شدن دورانی که تعریف‌های تک‌بعدی از دین رواج داشت، امروز به تعاریف چندبعدی از دین رو آورده‌اند. از آن میان، تعریف هفت بُعدی اسمارت مقبولیت بیشتری یافته است. جامعه‌شناسان دین نیز امروز به ورشکستگی و نارسایی نظریه‌های عرفی‌شدن دین اعتراف می‌کنند و در بیان کارکردهای متنوع دین، بر کارکردهای اجتماعی و سیاسی آن به صراحت تأکید دارند. دین، علاوه بر معنابخشی، دارای کارکرد هویت‌بخشی و مشروعیت‌بخشی است و می‌تواند در نظم و انضباط جامعه و حتی بهداشت روانی، تعلیم و تربیت و روابط بین‌الملل نقش ایفا کند. قابلیت ادیان در ایفای هریک از این نقش‌ها یکسان نیست و آشکارا میان آنها تفاوت‌هایی وجود دارد. این مقاله، انواع این کارکردها را با نگاه فلسفی ـ جامعه‌شناسی مورد بحث و تحلیل قرار می‌دهد.
کلیدواژه‌ها: دین، تعاریف دین، کارکردهای دین، هویت، معنا، مشروعیت، جامعه.
مقدمه
ساحت های زندگی آدمی به یکدیگر مرتبط و درهم تنیده اند. چنان که جدایی و تفکیک آنها عملاً ممکن نیست. نه در عمل و نه حتی در تحلیل نظری نمی توان ابعاد گوناگون زندگی را از هم جدا کرد. به همین سبب، نمی توان دین را به قلمرو خاصی از زندگی فردی یا اجتماعی محدود ساخت. امروز نگرشی که می کوشید تا دین را امری شخصی معرفی کند و ابعاد اجتماعی آن را نادیده انگارد، از سوی دین پژوهان، فیلسوفان دین و برخی جامعه شناسان دین مردود و غیرقابل دفاع اعلام شده و دیگر اعتبار علمی گذشته را ندارد. امروزه دین شناسان بزرگ بر ابعاد گوناگون، متنوع و متعدد دین تأکید می ورزند و ما را از یک سویه نگری و تک بعدی انگاشتن دین برحذر می دارند. ازاین رو، در دین شناسی معاصر، به جای تعریف تک بعدی دین، مثل تعریف شلایرماخر، تیلور، مارکسو حتی تیلیخ، بر تعاریف چندبعدی دین، مثل تعریف نینیان اسمارت (Ninian Smart)، تأکید می شود و معمولاً آن را محور بحث و درس قرار می دهند. در این مقاله، برای توضیح و تبیین نقش دین، بلکه نقش های دین در جامعه، با تعریف چندبعدی اسمارت از دین آغاز می کنیم. اسمارت معتقد است: دین امر واحد یا تک ساحتی نیست، بلکه دارای ابعاد گوناگون است. ازاین رو، کارکردها و نقش های متفاوتی هم در زندگی فرد و حیات اجتماعی ایفا می کند.
ابعاد دین از نظر اسمارت هفت تا است (اسمارت، ۱۹۹۶، ص ۱۰ـ۱۱) بدین قرار است:
بعد مناسکی یا عملی دین؛ بعد آموزه ای یا فلسفی دین؛ بعد اسطوره ای یا داستانی دین؛ بعد تجربی یا عاطفی دین؛ بعد اخلاقی یا حقوقی دین؛ بعد تشکیلاتی یا اجتماعی دین؛ بعد مادی یا هنری دین.
بدین ترتیب هر دینی، به ویژه ادیان بزرگ و توحیدی مثل اسلام، یهود و مسیحیت هم دارای مناسک و اعمال دینی هستند. همچون انواع عبادات، زیارت ها، مراسم نذر و قربانی، نیایش های دسته جمعی، اعیاد مذهبی و بخشی که با انجام شعائر دینی سروکار دارد. هر دین دارای مجموعه ای از باورها، اعتقادات و به اصطلاح، نوعی جهان بینی است که نگرش خاصی نسبت به هستی، خدا، انسان، مبدأ و معاد و جایگاه و تقدیر آدمی ارائه می دهد که این مسایل بی شک ماهیتی فلسفی دارند. هر دین دارای تاریخ و سرگذشت و داستان زندگی آورنده یا بنیانگذار آن است. مثل زندگی پیامبر اکرم، عیسی مسیح یا بودا، که شرح وقایع و رویدادهای خاص زندگی آن قهرمانان ایمان است. در همه ادیان نظام ارزش ها، هنجارهای رفتاری، خصایل نفسانی و مجموعه ای از بایدها و نبایدهای اخلاقی هم وجود دارد. در کنار آن، البته احکام حقوقی و شرعی کیفرها، ممنوعیت ها، محدودیت ها و شریعت هم حضور دارند که بعد اخلاقی ـ حقوقی آن دین را تشکیل می دهند. هریک از ادیان، بخصوص ادیان بزرگ یک جامعه دینی یا امت مؤمنان را پدید می آورند که دارای نظام سازمانی، سلسله مراتب و تشکیلات خاص است. رهبران دینی، روحانیان، واعظان، مربیان دینی، قدّیسان و اولیاء، خاخام ها و کشیش ها با آداب و تشریفات خاص در این جامعه پدیدار می گردند و دارای جایگاه و کارکردهای خاص خود می باشند. این پدیده نیز همان بعد اجتماعی و تشکیلاتی دین است. بالاخره، ادیان دارای بعد مادی- هنری هم هستند. مثل آثار هنری و معماری خاص همچون مساجد، کلیساها و معبدها، پوشش ها، کتاب ها، آثار هنری دینی که تجلی بخش جهان بینی، باورها و ارزش های یک دین خاص هستند.
هرچند نمی توان گفت: این تعریف هفت شاخه ای یا بعدمحورانه اسمارت کامل و بی عیب است، یا نیاز به تکمیل و تعدیل ندارد، اما به هرروی مدعا این است که امروز دیگر دوره تعریف های یک بعدی محدود و تنگ نظرانه از دین، که به عمد یا به سهو ابعادی از دین، بخصوص بعد و نقش اجتماعی دین را نادیده می گیرند یا به صراحت انکار می کنند، به سر آمده و تعاریف مقبول، تعریف های چندبعدی و مجموعه ای می باشند.
جامعه شناسان پرآوازه نیز مانند امیل دورکیم کاملاً بر کارکردهای متنوع و متعدد دین، به ویژه نقش های اجتماعی آن تصریح و اعتراف دارند. تعریف رسمیدورکیم از دین چنین است: دین عبارت است از نظامی همبسته از باورها و اعمال مربوط به امور لاهوتی و ماورایی، این باورها و اعمال همه کسانی را که پیرو آنها هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام کلیسا یا امت متحد می کنند (دورکیم، ۱۳۸۳، ص ۶۳).
این تعریف و نگرش صریح دورکیم، از دین و کارکردهای آن است که در کتاب صور ابتدایی حیات دینی بیان شده است. چنان که پیداست برای دورکیم اساساً دین بدون جامعه دینی یا امت و تشکیلات دینی و نیز بدون کارکردهای اجتماعی وجود ندارد. خصلت و خاصیت اصلی دین از نظر او، ایجاد وفاق یا همبستگی اجتماعی از راه باورهای دینی مشترک و نیز اعمال دینی مشترک است. دین، کاملاً خصلتی جمعی و اجتماعی دارد و یک امر صرفاً فردی یا شخصی نیست. البته چنان که خواهیم گفت: از نظر ما کارکردهای اجتماعی دین، بیش از وفاق اجتماعی و اتحاد مؤمنان یا تشکیل امت است و نظریه دورکیم نیاز به تکمیل و تتمیم دارد، ولی به هر حال، او متوجه نکته مهمی شده است.
ماکس وبر نیز به جدّ معتقد بود که دین می تواند در سطح وسیعی از جامعه، در سیاست و اقتصاد نیز نقش آفرینی کند. کتاب معروف او اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری(ر.ک: وبر، ۱۳۷۳) کلاً به این بحث اختصاص دارد. او در این کتاب به خوبی نشان می دهد که چگونه نفوذ و رسوخ باورهای دینی در یک جامعه می تواند منجر به کار و تلاش و شکوفایی اقتصادی و حتی شکل گیری و رشد سرمایه داری شوند. البته عکس این سخن نیز می تواند صحیح باشد؛ یعنی اگر دینی به فرض به جمود و خمودگی و بی تحرکی، آخرت گرایی و زهد منفی و ریاضت کشی افراطی دعوت کند و پیروانش را از کار و تلاش باز دارد، می تواند موجب فقر و عقب ماندگی و تباهی شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.