تعریف سیاست

محمدمجید عبدالهی / دوشنبه 4 دلو 1395/

بخش نهم و پایانی/

mandegar-3حمید عنایت در پیش‌گفتار ترجمۀ سیاستِ ارسطو توضیح داده است که: مفهوم شهر با polis یونانی تفاوتِ آشکار دارد. شهر به معنای جایگاه زیست مردمان را در یونانی asty می‌نامیدند. polis در آغاز قلعه‌یی بود که در پای asty ساخته می‌شد اما مفهومِ آن تغییر یافت و به معنی جامعۀ منظم سیاسی به کار رفت. برخی از محققان می‌گویند که واژۀ polis در اسناد آتن به‌خصوص به معنای جامعۀ سیاسی یک کشور در ارتباط با کشورهای دیگر و یا به عبارت بهتر، به معنای «شخصیت بین‌الملل» کشور آمده و در برابر آن واژه «دموس» demis ریشۀ دموکراسی بر مجموعه سازمان داخلی یک شهر اطلاق می‌شده است.
بنا بر این، اگر واژۀ پولیس را از زبان یونان باستان جدا کنیم، واژۀ شهر ـ دولت بی‌معنی خواهد شد. در واقع سیاست در معنی یونانی، علم حکومت بر شهر بود. این معنی را سی لی مطرح کرده و سیاست را علم شهرها نامیده است. اما این معنی را نباید چنین تعبیر کرد که حدود یا جهان‌بینی متفکران سیاسی یونان باستان محلی یا تنگ بوده است. بررسی‌های سیاسیِ آن‌ها از بسیاری جهات عمیق‌تر و گسترده‌تر از آن جهان‌بینی‌هایی بود که پس از فروپاشی شهر ـ دولت‌های یونان و روم باستان پدیدار شد. مفهوم پذیرفته شده و به کار رفتۀ امروزین سیاست از مفهوم علم سیاست فراتر می‌رود. امروز واژۀ سیاست به مسایل جاری حکومت و جامعه که ماهیت اقتصادی و سیاسی در مفهوم علمی دارند، اشاره می‌کند. به گفتۀ رابرت دال «سیاست یکی از حقایق غیر قابل اجتناب زنده‌گی بشر است. انسان‌ها در هر لحظه از زمان به نوعی با مسایل سیاسی درگیر می‌باشند» «تنها از راه روند سیاسی است که انسان می‌تواند امیدوار باشد زنده‌گی خود را بر پایۀ خرد و کمالِ مطلوب‌ها قرار دهد.»
پریکلس یونانی در یک مرثیه گفته است: «آدمی که به کار سیاست نپردازد، شایستۀ صفت شهروند بی‌آزار نیست، بلکه باید او را شهر وندی بی‌خاصیت بدانیم.» وقتی که گفته می‌شود کسی به سیاست علاقه دارد، مقصود آن است که او به مسایل جاری کشور مانند مسایل صادرات و واردات، مسایل مربوط به کار و کارگر، روابط قوۀ مجریه با قوۀ مقننه، فعالیت‌های احزاب و سازمان‌های سیاسی و بسیاری دیگر از مسایل و فعالیت‌های سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی ـ اجتماعی توجه دارد. در این معنی، سیاست فراتر از یک علم است و سیاست‌مدار هم کسی است در این‌گونه مسایل شرکت فعال دارد و تصمیم‌گیری می‌کند هرچند که ممکن است درک و شناخت چندان درستی از اصول و بنیادهای علم سیاست نداشته باشد. وانگهی، در حالی که علم سیاست آگاهی مشترک انسان‌ها در همۀ جامعه‌هاست، سیاست کشورها با هم تفاوت دارد. دانشمندان سیاسی برجسته از سراسر جهان در سپتمبر ۱۹۴۸ در کنفرانس یونسکو، علم سیاست را به جای علوم سیاسی و برای نامیدن این رشتۀ علمی پذیرفته‌اند.
اما نویسنده‌گان یا متفکران تاریخ پیشین مانند ارسطو، یلینک، هنری، سجویک، پل ژانت، اصطلاح سیاست را بر علم سیاست ترجیح داده‌اند. اما چنین کاری باعث سردرگمی می‌شود. علم سیاست اصول و بنیادهای گروه‌ها و نهادهای گوناگونی را که در تلاش کسب، افزایش یا حفظ قدرت و نفوذ اند، مطالعه می‌کند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.