تونس ازاستبداد تا اسلام‌گرایی مردم‌سالار

محمدخان مدقق/ چهار شنبه 27 عقرب 1394/

بخش ششم

mandegar-3رقبای النهضه بدین باورند که این حزب با استفادۀ ابزاری از دموکراسی، می‌خواهد قدرت را تصاحب کند و در درازمدت از موضع قدرتِ دولتی به اسلامی کردنِ جامعۀ تونس بپردازد و به دستاوردهای مدرنیته به‌خصوص حقوق زنان، آزادی بیان و دین نقطۀ پایان بگذارد. ناگفته نماند که این یک استدلال قدیمی است که اسلام‌گرایان با رفتارهای دموکراسی‌خواهانه می‌خواهند قدرت را در دست بگیرند و دوباره استبداد ضد مدرنته را تحکیم کنند و در پیوند به این مسأله، روشن‌فکرانِ لاییک پیوسته به تجربه‌های سودان، افغانستان و ایران اشاره می‌کنند.
نگرانی‌های فعالین حقوق زن، روشن‌فکران و احزاب شکست‌خوردۀ متأثر از تبلیغات چندین‌سالۀ رژیم تونس در پیوند به افراط‌گرایی دینی است و از سوی دیگر، پاره‌یی از گفتار و کردارهای برخی از گروه‌های مذهبی است که می‌خواهند با استفاده از آزادی بیان، افکار عمومی را به خود جلب کنند و جوانان خالی‌الذهن را بسیج کنند. این سلفی‌های تندرو و حزب نجات اسلامی هستند که با شور و هیاهوی زیاد، اجرای شریعت و احیای خلافت اسلامی را زمزمه می‌کنند، در حالی که هیچ کاری هم از دست‌شان ساخته نیست.
اما در برخوردهای شدید رسانه‌یی میان لاییک‌ها و اسلام‌گرایان تفاوت‌ها روشن است. این‌ها فراموش می‌کنند که میان گروه‌های نواسلامی و النهضه فاصله‌های زیادی وجود دارد. نه تنها از نقطه‌نظر سیاسی و ایدیولوژیک، بلکه در نوع تفکر دینی نیز شکاف‌های عمیق و تضادهای آشکاری میان سلفی‌ها و النهضه وجود دارد.
با تأملی کوتاه و منصفانه به تحولات تاریخی النهضه از بدو شکل‌گیری آن در دهۀ ۷۰ میلادی تا کنون می‌توان نتیجه گرفت که اتخاذ مواضع امروزیِ النهضه نه‌تنها ناشی از واقع‌بینی موقت نیست، بلکه برخاسته از آن تجارب سیاسی‌یی است که از متن رژیم‌های سیاسی خودکامۀ تونس کسب کرده و به پخته‌گی رسیده است. همچنین این مواضع تولید بحث‌های انتقادی و اختلاف میان گرایش‌های متفاوت درون‌حزبی، نقد و ارزیابی ایدیولوژی‌ها و خطوط سیاسی حزب اتجاه اسلامی در دهۀ نود است. علاوه بر این، برایند همکاری مشترک و تعامل با گروه‌های دیگری چون ملی‌گرایان، لیبرال‌ها و چپ‌گرایان در تونس و ملل عرب است.
اسلام منعطف: بدون تردید موضع‌گیری‌های خردمندانۀ امروزی النهضه حاصل تلاش‌های شخصیت بزرگ؛ راشدالغنوشی رهبر این جنبش است. او در ۲۰ سال آواره‌گی لحظه‌یی آرام ننشست و به بررسی نظریِ تجربۀ تاریخی جنبش خویش پرداخت و ازجانب دیگر، با این تأملات خودانگاری فعلی، جنبش را به‌شدت زیر تأثیر قرار داده که بحث اساسی آن زیست مشترک اسلام با مدرنیته است. او می‌خواهد جنبش را در مسیری مشابه حزب عدالت و توسعه به سرمنزل مقصود برساند. وی که در دهۀ ۸۰ رهبری جنبش را به عهده داشت، به علت شیوۀ تاکتیکی خود برای رهبری، مورد انتقادات شدید داخلی قرار گرفت. در دهۀ ۹۰ به عنوانِ یکی از شاخص‌ترین چهره‌های روشن‌فکر اصلاح‌طلب در جهان عرب و فراتر از آن شناخته شد. وی چه در گفت‌وگوهای رسانه‌یی و چه در نوشته‌هایش، جریان‌های مختلف اسلامی را از نقطه‌نظر واقع‌نگری و عمل‌گرایی مورد نقد قرار داد و در مباحث او، پیوسته پیوند سنت‌های فکری اسلام با تصورات نو دموکراسی، آزادی و حقوق بشر مطرح است. او پذیرش و تقویت دموکراسی کثرت‌گرا را اکیداً توصیه می‌کند و در خصوص دین و دولت مدرن به خوانش و تفسیر تازۀ دینی از حقوق مدنی و حقوق بشر باور دارد.
آن‌چه در اظهارات رسمی و در برنامۀ انتخاباتی النهضه آمده است، اصولاً هیچ تفاوتی با گفته‌های قبلی رهبران النهضه و به‌ویژه غنوشی نداشته است. النهضه قبل از براندازی حکومت ابن علی گفته بود که هیچ کسی حق ندارد باورها و یا قوانین دینی خاصی را از رهگذر قانون‌گذاری بر شهروندان تحمیل کند. از همین‌رو در برنامۀ انتخاباتی النهضه اشاره‌یی به شریعت اسلامی نشده است. غنوشی می‌گوید: تعریف قانون اساسی سابق از کشور به این شرح که “تونس کشوری آزاد و مستقل است که دین آن اسلام و زبانش عربی است”، حفظ شود. در این‌جا اسلام به مفهوم هویت تاریخی و فرهنگی در نظرگرفته شده است، نه به عنوان هویت سیاسی. با این وجود، در بگومگوهای راجع به قانون اساسی تونس برخی از محافظه‌کاران، سلفی‌ها و حتا عده‌یی از رهبران سرشناس خود النهضه، ذکر عبارت‌هایی چون شریعت به عنوان یکی از منابع قانون‌گذاری یا تنها منبع قانون‌گذاری را توصیه کرده‌اند. برخلاف نگرانی لاییک‌ها، این توصیه به معنی زمینه‌سازی اسلامی کردن تونس از بالا به پایین نیست. به باور النهضه، تطبیق شریعت اسلامی بدون مقاصد اخلاقی (مقاصد شریعت) متصور نیست‌ـ که در رأس همۀ آن‌ها آزادی قرار دارد.
منظور از مباحث نسبت به قانون اساسی نه تنها اتصال و وحدت نظر کلی دموکراتیک است، بلکه همچنان نیز قسماً تفاهم دموکراتیک راجع به تفسیر مفاهیم و ارزش‌های اسلامی منطبق با روح زمان است. همچنان غنوشی در آستانۀ برگزاری انتخابات مجلس موسسان تأکید کرده بود که کشورش نیازمند اتحاد لاییک‌ها و اسلام‌گرایان است و تأکید کرد وفاق ناجی تونس است. او گفت: دموکراسی انتقالی مستلزم تشکیل دولت وحدت ملی است که بتواند در شرایط پرتنش منطقه، به مقابله با چالش‌ها برود. غنوشی گفت که النهضه آمادۀ ایتلاف باحزب رقیبش، ندای تونس، برای تشکیل دولت است و گفت ما حتا آمادۀ ایتلاف با احزابی هستیم که آن‌ها را مسوولان شاخص رژیم بن علی اداره می‌کنند. وی خاطرنشان کرد: ما با تمامی احزابی که به رسمیت شناخته شده اند، حاضر به همکاری هستیم و خط قرمزی برای همکاری با احزاب قانونی نداریم. در واقع، ما با احزابی که برخورد حذفی با رقبا دارند، برخورد حذفی نمی‌کنیم.
بنابراین، رقبای النهضه هیچ بهانه‌یی برای نگرانی ندارند. معلوم است که النهضه در خصوص زیست مشترک اسلام و مدرنیته هم به لحاظ تیوریک و هم به لحاظ برنامه، خود را به‌خوبی آماده کرده است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.