جـهانی‌شـدن و دیپلماسی فرهنگی

سه شنبه 10 حمل 1395/

بخش دهم و پایانی/

نویسنده: هاروی بی. فاین بام
مترجم: نوذر نظری /
mandegar-3«ریچارد آرنت» از کاهش رقت‌انگیز بودجه در ابعاد فرهنگی دیپلماسی خبر می‌دهد که به میزان بودجۀ سال ۱۹۶۶ که در پایین‌ترین مقدار خود بود، رسیده است. او می‌گوید تمام اندک کتاب‌خانه‌های امریکا در خارج بسته شده‌اند، برنامه‌های رسمی در حوزۀ هنرهای تصویری به‌شدت کاهش یافته‌اند، مراکز فرهنگی تشنۀ حمایت‌اند، مبادلات فرهنگی به حداقل خود رسیده‌اند و به صورت نامطلوب صورت می‌گیرند، کارکنان فرهنگی سفارت‌خانه‌ها پراکنده شده‌اند و پست‌های فرهنگی و آموزشی توسط افراد غیرمتخصص پر شده‌اند. کار دیپلمات‌های فرهنگی یک کار چالش‌برانگیز است که نیازمند مستعدترین افراد در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی است. فارغ از تمام وظایفِ این افراد که حول برنامه‌های مبادله قرار دارد، مقامات امور فرهنگی با روشن‌فکران هنرمندان و گروه‌های دانشجویی روابط فوق‌العاده‌یی دارند. این گروه‌ها در شکل‌دهی افکار عمومی نقش مهمی دارند و اغلب دارای افکار ضد امریکایی‌اند. در کنار اهمیت دادن به تعداد شغل‌های فرهنگی، سنت انتصاب افراد برجستۀ فاقد شغل در این عرصه، باید در کنار تصویب بودجۀ اضافی برای برنامه‌های موقت، توسعه یابد. از میان افرادی که باید مورد توجه قرار گیرند، می‌توان به اساتید دانشگاهی، مجریان آموزشی، روزنامه‌نگاران مقامات اتحادیه‌های تجاری و هنرمندان اشاره نمود. افراد منصوب شده در کنار افزایش اعتبار در زمینه‌های مربوطه می‌توانند به باز شدن درهای بسته برای مرتب نمودن مقامات و تشویق دفاتر و عوامل شغلی در یک سفارت‌خانه کمک شایانی بنمایند. به علاوه باید به کادر شغل امور فرهنگی فرصت‌های لازم برای ارتقای مهارت‌های زبانی و آشنایی با ادبیات، تاریخ، علم و موسیقی در دیگر کشورها داده شود. عوامل فرهنگی باید دارای دانش همه‌جانبه از فرهنگ کشور مبدأ باشند تا بتوانند عظمت و اهمیت آن را به مردم کشور میزبان و هموطنان خود بفهمانند. اکنون زمان سرمایه‌گذاری در گروه دیپلمات‌های فرهنگی است که مسوول برانگیختن احساسات عموم مردم در کشور خود به منظور ایجاد رابطه با دیگر فرهنگ‌ها و تجسم تنوع فرهنگی کشور خود در خارج از کشورند.
سهم دیپلماسی فرهنگی در این راه بسیار والاست. در این راه جا دارد که مقاله را با بیانات ریچارد آرنت در این زمینه به پایان ببریم. «تاریخ مجموعه‌یی از اصول و ارزش‌هایی را عرضه می‌کند که برآمده از تجارب امریکایی دربارۀ فرهنگ دیپلماسی به صورت عمومی و خصوصی از قرن ۱۸ تاکنون هستند. آن‌ها ارزش‌های اجتناب‌ناپذیری‌اند اگر که یک دیپلماسی فرهنگی آرام بتواند به فرهنگ و آموزش و پرورش امریکایی در سطح گسترده در جهان کمک کند. در عصر بی‌توقف و برگشت‌ناپذیر جهانی شدن و وابسته‌گی متقابل و حتا در عرص نیوناسیونالیسم که ملت‌ها در جست‌وجوی هویت خود در عصر پسا استعماری بودند، یک دیپلماسی فرهنگی صرف و خالص می‌تواند بر رفاه و امنیت درازمدت سیارۀ ما تأثیر وافری بگذارد.»

توصیه‌ها:
این مقاله پیشنهاد می‌کند که: مزایای تجاری ایالات متحده در عرصۀ تولیدات و خدمات فرهنگی می‌توانند حفظ شوند اگر که ایالات متحده کم‌تر در مقابل معافیت‌های فرهنگی تجارت آزاد مقاومت کند. تکنولوژی پخش مستقیم ماهواره‌یی و تراکم دیجیتالی سعی دارد که تاثیرات حمایت‌گرایی فرهنگی را تعدیل و حتا کُند کند. به علاوه، بقای منابع مختلف تولیدات و خدمات فرهنگی در سطوح ملی و جهانی برای مصرف‌کننده‌گان و تولیدکننده‌گان فرهنگ امریکایی ارزش اضافی به‌بار می‌آورد و به دیگر کشورها فرصت می‌دهد فرهنگ‌های متفاوت خود را به عنوان یک کالای عمومی با ارزش به دیگران عرضه دارند.
تداوم رقابت بین‌المللی طولانی‌مدت امریکا در عرصۀ اقتصاد علمی؛ به آموزش و پرورش پیشرفته، قوانین تجدید یافته، انحصارات علمی و مالکیت معنوی، و کمک‌های مالی خُرد به شرکت‌های نوآورِ کوچک بسته‌گی دارد. این تلاش‌ها منجر به تمرکز بر محتویات فرهنگی می‌شود که پایۀ اقتصاد علمی‌اند. ایالات متحده ممکن است بتواند با بعضی معافیت‌های فرهنگی از طریق نرمش‌های موجود در گاتس، دوام بیاورد، اما نیازی هم به پذیرش وضعیت انعطاف‌ناپذیر در مقابل اشکال معافیت فرهنگی که از جانب اروپاییان و کانادایی‌ها حمایت می‌شوند، نیست. به طور کلی، ایالات متحده باید با معماهای فرهنگی که دیگر کشورها در مواجهه با فرهنگ عامۀ امریکایی تجربه می‌کنند، هم‌نوایی کند.
برنامه‌های وزارت خارجه در حمایت از امور فرهنگی و آموزشی از یک‌سو، و دیپلماسی عمومی از سوی دیگر، بایستی کاملاً مجزا از هم صورت گیرند هرچند که اساساً با هم‌دیگر سازگارند. به علاوه، هم مبادلات فرهنگی و هم دیپلماسی عمومی به منظور اجرای تعهدات ویژۀ خود نیازمند نیروی اجرایی در کنار منابع لازم هستند. دفاتر فرهنگی در خارج از کشور باید برای سازگاری با وضعیت‌های ویژۀ هر کشوری سازمان‌دهی شوند و کارمندانی در آن‌ها استخدام شوند که دارای بیشترین دستاوردهای فرهنگی‌اند. اسـتادان مشخص دانشگاهی، مدیران هنری و آموزشی، روزنامه‌نگاران، مقامات بخش تجاری و هنرمندان باید برای انجام مأموریت‌های موقت استخدام شوند. برنامه‌های ایالات متحده باید مبادلات را برای ارزش‌های معنوی، عقلایی، هنری و آموزشی درازمدت به‌جای اتصال آن‌ها به اهداف سیاسی گذرا تسهیل سازند.
منبع: آفتاب

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.