جهانی شدن و محیط زیست

روح‌الله یوسف‌زاده/ شنبه 18 حمل 1397/

بخش هشتم/

mandegar-3۵ـ مشکلات زیست‌محیطیِ افغانستان در سایۀ تماس با جهانی شدن
افغانستان به عنوان یکی از اعضای جامعۀ جهانی، از تأثیرات جهانی‌شدن بی‌نصیب نمانده و در ۱۶ سال اخیر جنبه‌هایی از جهانی شدن در عرصه‌های سیاست، اقتصاد و فرهنگ را تجربه کرده است. پس از وقوع حادثۀ ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ و قرار گرفتن افغانستان در کانون توجهاتِ جامعۀ جهانی، ما شاهد شکل‌گیری ارتباطات و وابسـته‌گی‌های پیچیده میان جامعۀ خودمان و نظام جهانی و متعاقباً صورت‌بندیِ جدیدی در حیاتِ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی‌مان بوده‌ایم. در این شانزده سال، روابط سیاسی و دیپلماتیکِ افغانستان با جهان خارج، وسعت و شدت و پیچیده‌گی‌های فراوانی را تجربه کرده و از همین رهگذر، در عرصۀ اقتصاد و فرهنگ نیز پیوستِ خود را با نظام جهانی و جهانِ شبکه‌یی به گونۀ ملموس احساس نموده است.
حضور نماینده‌گی‌های سیاسیِ کشورهای مختلف جهان در افغانستان و همین‌طور گشایش نماینده‌گی‌های سیاسی افغانستان در کشورهای گوناگون دنیا، حضور و فعالیتِ شرکت‌های تجاری بین‌المللی در افغانستان و باز شدنِ بازارهای جهانی به روی ما، ظهور و توسعۀ رسانه‌های آزاد، شبکه‌های اطلاع‌رسانی و مخابراتی، انترنت و تلیفون‌های همراه، جلب‌وجذبِ سرمایه‌گذاری‌های خارجی در شهرها و ولایات مختلف کشور، استفادۀ انبوه از کالاهایی که هزاران کیلومتر دورتر از خاکِ ما تولید می‌شوند و در خانه‌های ما به مصرف می‌رسند، احداثِ هوتل‌ها و مجتمع‌های تجاری پُرزرق و برق، شیوع انگیزه برای یادگیریِ زبان‌های خارجی، ایجاد تغییراتِ مستمر در ابزارها و الگوهای زنده‌گی، اعمار بلندمنزل‌ها و شهرک‌های آپارتمانی، رشد جمعیتِ شهری و محدود شدنِ فضاهای سبز، اشاعۀ تجملات و مصرف‌گرایی، همه و همه نشانه‌های بارزِ تأثیراتِ جهانی شدن بر زنده‌گی مردم افغانستان است.
این نشانه‌ها در یک نگاه سطحی، در مقایسه با دورانِ انزوا و فراموش‌شده‌گی افغانستان در حصار اندیشه‌های طالبانی و حاکمیت قرون‌وسطایی آنان، از رشد و جهشِ بلندِ کشور در یک دورۀ نسبتاً کوتاه و تبعاتِ کاملاً مثبتِ جهانی شدن خبر می‌دهند؛ اما در نگاهی عمیق‌تر و بازاندیشانه، وجوهِ منفی و ناخوشایندِ زیادی را نیز در امرِ رشد و توسعه برجسته می‌نمایند. تخریبِ محیط زیست و توسعۀ سطحی و کم‌عمق و در واقع توسعۀ ناپایدار، خلاصۀ مفیدِ این وجوه منفی به شمار می‌آید.
از سال ۱۳۸۰ خورشیدی تا اکنون، کمک‌ها و حمایت‌های وسیعِ مالیِ جامعۀ جهانی به افغانستان و فرصت‌ها و امتیازاتِ استثناییِ در اختیار قرار گرفتۀ این کشور، به دلایل مختلف از جمله فساد و نبود ظرفیت، در مسیرِ یک توسعۀ کاملاً ناپایدار، نامتوازن، سطحی و شکننده به جریان افتاده است؛ به‌نحوی که از یک طرف برای ما یک اقتصادِ کاذب و پوقانه‌یی به‌بار آورده و از سوی دیگر طبیعت و محیط زیست افغانستان و به‌ویژه پایتخت را در معرضِ آسیب‌ها و تهدیداتِ گوناگون قرار داده است.
سهمِ انسانِ افغانستانی از جهانی شدن، با نسیمِ حادثۀ یازدهم سپتمبر کلید خورده است. این حادثه توانست فصل جدیدی از حیاتِ اجتماعی را در مقابلِ دیده‌گانِ ما بگشاید. انسانِ افغانستانی در این دوره، نیازهای جدید و الگوهای متفاوت‌تری از مصرف و زنده‌گی را تماشا و تجربه کرد. قدرتِ اقتصادی مردم به یک‌باره ارتقا یافت. غذاهای کنسرو شده، بوتل‌های آب معدنی، خریطه‌های پلاستیکی، نوشابه‌های گازدار با قوطی‌های فلزی و هزاران شی‌ء و کالایِ دیگر مقابل چشمانِ‌ِ ما رژه رفتند و خودنمایی کردند. این اجناس و اشیا شامل سبد خرید افغانستانی‌ها شد و به‌تدریج نوعی وابسته‌گی را به میان آورد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.