خداشناسی انسان‌محور

عبدالکبیر ستوده/ سه شنبه 7 سنبله 1396/

بخش نخست/

ادعای من در این کوتاه نگاشته این است که ایمان دینی و معرفت دینی و حرکت‌های دینی‌یی که در راستای نفع‌رسانی برای انسان‌ها نباشند و یا زیانی را از آنان دفع نکنند، بی‌اعتبار اند و غیر قابل اعتنا و اقبال. حقانیت دین و ایمان دینی و منطقی بودن و منسجم بودن معرفت دینی و خدایی بودن حرکت‌های دینی و نیت نیک داشتن مؤمنان و دین‌داران کافی نیست، بلکه نفع‌رسانی آنان هم به همان پیمانه مهم است و اگر ایمان دینی و معرفت دینی و حرکت‌های دینی از عهدۀ این نفع‌رسانی بر نیامدند و یا در جهت ضرررسانی به انسان‌ها و انسانیت گام بردارند، به هیچ‌وجه ارزش پذیرش و ستایش را ندارد و باید از آنان اعتراض کرد.
پیامبران خداوند، زمانی که مردم را به خداوند حقیقی دعوت می‌کردند و از خدایان دروغین، برحذر می‌داشتند، دقیقاً روی همین نفع‌رسانی تأکید می‌کردند و می‌گفتند: کسانی را که شما به خدایی برگزیده اید و می‌پرستید، نه حرف شما را می‌شنوند و نه برای‌تان پاسخ نیک می‌دهند، نه از شما ضرری را دفع می‌کنند و نه هم برای شما سودی می‌رسانند و نفعی به بار می‌آورند. حتا در دین مقدس اسلام، نفع رساندن و دفع ضرر کردن، به عنوان معیار حقانیت خداوند حقیقی و باطل بودن خدایان دیگر، عنوان شده است و خدایان دیگر به این دلیل باطل اعلان شده اند که نمی‌توانند به انسان‌ها نفعی برسانند و یا زیانی را از آنان دفع کنند.
به قرآن کریم مراجعه کرده و آیات زیر را مرور و روی آن‌ها دقت می‌کنیم. «أَفَلا یَرَوْنَ أَلا یَرْجِعُ إِلَیْهِمْ قَوْلا وَلا یَمْلِکُ لَهُمْ ضَرًّا وَلا نَفْعًا» (آیا آنان نمی‌بینند که این گوساله، پاسخ ایشان را نمی‌دهد، زیانی از آنان دور نمی‌گرداند و سودی برای‌شان فراهم نمی‌آورد) <سورۀ طه/۸۹>. «أَأَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَهً إِنْ یُرِدْنِ الرَّحْمَنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا وَلا یُنْقِذُونِ» (آیا غیر از خدا، معبودهای را برگزینم و پرستش نمایم که اگر خداوند مهربان بخواهد زیانی به من برساند، میانجی‌گری ایشان کم‌ترین سودی برای من ندارند و مرا نجاد نمی‌دهند) سورۀ یٰس/ ۲۳>. «قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا یَنْفَعُنَا وَلا یَضُرُّنَا» (بگو: آیا چیزی غیر از خدا را بخوانیم و عبادت و پرستش کنیم که نه سودی به حال ما دارد و نه زیانی را دفع می‌کنند؟) <سورۀ انعام/۷۱>. «قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا یَنْفَعُکُمْ شَیْئًا وَلا یَضُرُّکُمْ» (ابراهیم گفت: آیا به جای خداوند جهان و خالق انسان، چیزهای را می‌پرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمی‌رسانند؟) <سورۀ انبیاء/۶۶>. «وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیرٍ. إِنْ تَدْعُوهُمْ لا یَسْمَعُوا دُعَاءَکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَکُمْ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَلا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ» (و به جز از خداوند حقیقی کسانی که را که به فریاد می‌خوانید و پرستش می‌کنید، حتا مالکیت و حاکمیت پوست خرمایی را هم ندارد. اگر آن‌ها را به فریاد بخوانید، صدای شما را نمی‌شنوند و به فرض اگر هم بشنوند، توانایی پاسخگویی به شما را ندارند و در روز قیامت انبازگری و شرک ورزی شما را رد می‌کنند و هیچ کسی همچون خداوند آگاه، تو را باخبر نمی سازد) <سوره فاطر/۱۳و۱۴>.
از این دست آیات در قرآن کریم زیاد است و همه به گونه‌یی آدمیان را مخاطب قرار می‌دهند و از آنان می‌خواهند که خداوند حقیقی را پرستش کنند که تمام خیرها و خوبی‌ها از آن اوست و او نعمات زیادی به آدمیان ارزانی داشته است و از خدایان دروغین دوری کنند و از آنان بیزاری بجویند که آن‌ها نه حرف می‌شنوند، نه حرف می‌زنند، نه نفعی می‌رسانند، نه زیانی را دفع می‌کنند و نه هیچ کار دیگری از دست آن‌ها ساخته است.
خداوند متعال، تنها خدایان را بابت نفع نرساند و دفع زیان نکردن، محکوم نمی‌کند و باطل اعلان نمی‌نماید، بلکه دین و ایمان دینی‌یی را هم که از عهدۀ این نفع رساندن بر نمی‌آید، به شدت نقد کرده و آن را نکوهش می‌کند. آخر ارزش خداوند و ایمان به خداوند، این است که آدمی را به صلحی و آرامشی و شادی و رضایت باطنی برساند و اندوه و غم‌ها را از ذهن و زنده‌گی‌اش برطرف کند و خیری و خوبی برایش داشته باشد و انسانش بسازد. در غیر آن، ایمان به خداوند و ایمان به شیطان چه فرقی می‌تواند داشته باشد. خداوند می‌فرماید: «فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِکَ الْکَافِرُونَ» (اما ایمان‌شان به هنگام مشاهدۀ عذاب شدید ما بدیشان سودی نرسانیده است و نفعی به حال‌شان نداشته است. این سنت و شیوۀ همیشه‌گی خدا در مورد بندگانش بوده است و کافران بدان هنگام زیان‌بار شده اند) <سوره غافر/ ۸۵>. و در جای دیگری آمده است: «وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ. قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لا یَنْفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمَانُهُمْ وَلا هُمْ یُنْظَرُونَ» (کافران می‌گویند: اگر راست گوئید، این روز فیصله و قضاوت کی خواهد بود؟. بگو: در روز فیصله و قضاوت، ایمان کافران به حال‌شان سودی ندارد و بدیشان مهلت داده نمی‌شود) <سوره سجده/۲۸و۲۹>.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.