خـودسـری ممنـوع است

عبدالکبیر ستوده/

ملایی داشتیم که در هر کاری مداخله می‌کرد. کسی را نمی‌ماند که فلاخن بازی کند و تشله بازی نماید و… ( انواع بازی‌های محلی.)
یک روز ناگهانی وارد جمعی شد که تشله بازی داشتند. بالای یکی چیغ زد و دیگری را تهدید نمود و… به طرف فرد دیگری رفت و گفت تشله‌هایت را بده به من. آن فرد که به هیچ وجه از مداخله‌ها و فضولی‌های ملا خوشش نیامده بود، به ملا گفت: وظیفۀ تو مشخص است و من شاگرد تو هم نیستم و آبروی خود را حفظ کو و برو مسجد و منتظر نماز عصر باش و مردم را جماعت بده.
ملا صاحب دو بار فریاد زد که بده تشله‌هایت را؟ فرد سیلی را دور برد و زد به صورت ملا و گفت وظیفه‌ات را بشناس و از حدود خود تجاوز نکو و تو حق نداری در هر موضوعی امر و نهی کنی و قوماندان بازی از خود در بیاوری و… وظیفۀ تو پنج وقت نماز دادن است و تعلیم دینی چند کودک و امر به معروف و نهی از منکر و بس.
بعد از آن ملا صاحب حد و حدود خود را می‌شناخت و فراتر از صلاحیت و وظایفش چیزی نمی‌گفت و کاری نمی‌کرد.
عده‌یی خود را نمی‌شناسند، موقف خود را درک نمی‌کنند، صلاحیت‌های خود را تشخیص نمی‌دهند و در کار و زنده‌گی دیگران مداخله‌یی ناروا و نابه‌جا و فکر می‌کنند که مالک زنده‌گی و آزادی و آبروی دیگران اند و حق دارند با زنده‌گی و آزادی و آبروی دیگران بازی کنند.
کشف جرم و گرفتاری مجرم و تحقیق و تعقیب و متهم سازی و محاکمه و مجازات و … از وظایف نهادهای عدلی و قضایی است که قانوناً ایجاد شده اند و قانوناً صلاحیت دارند. هیچ مرجع دیگری و هیچ شخص دیگری صلاحیت این اجراآت را ندارند و هر نوع اقدام شان غیرقانونی، خودسرانه و تجاوزکارانه است. فرق هم نمی‌کند این مرجع و شخص ملا باشد یا مفتی یا قوماندان یا ارباب یا رهبر یا…
تمام شهروندان افغانستان مورد حمایت قانون اند و فقط در برابر قانون و نهادهای قانونی و ذی‌صلاح پاسخ‌گو می‌باشند و در برابر هر متجاوزی که به حیات و آزادی و آبروی‌شان تعدی نماید، حق دفاع از خود دارند.

mandegar

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.