درآمدی بر تاریخ نهضت اسلامی افغانستان

سه شنبه 18 ثور 1397/

بخش یازدهم و پایانی/

——————————

حسن بن علی الکتانی/ برگردان: داکتر هجرت الله جبرئیلی

—————————————————————————

mandegar-3۱٫ انگیزه‌های ویژه؛ 

الف. نبود الگوی اسلامی: این به معنای نبود نظام اسلامی حقیقی در افغانستان به سطح نظام و یا به سطح حرکت اسلامی می‌باشد. روشن است که اسلام دارای اصول و قواعدی در تشکیل نظام و انتخاب فرمان‌روا می‌باشد و اسلام در همهٔ امور شورا، و مراجعه به علماء را در هر مسألهٔ شرعی شرط کرده است، اما در نهضت اسلامی عکس این مسأله روی داده است.
محمد زمان مزمل می‌گوید: «ما در خلال این سال‌های دراز شاهد تکوین مجلس شورایی در این تنظیم‌ها نبوده‌ایم که به فیصلهٔ آن التزام شده باشد، چنانچه دیده‌ایم اکثریت به فیصله التزام می‌داشته‌اند، اما صاحبان نفوذ در تنظیم‌ها از فیصلهٔ جمعی خارج می‌شوند و دلیل می-آورند و در استدلال‌شان به آیات قرآن کریم و احادیث رسول و آرای فقهاء مراجعه نمی‌کنند؛ زیرا این‌ها به التزام به فیصلهٔ مجلس نظر داده-اند، بلکه ما شاهد بوده‌ایم که به کمک‌ها استناد می‌جویند و به آن وزن زیاد قایل می‌شوند، نسبت به فیصله شورای تنظیم‌ها و نخبه‌گان و دیگران بدون این که در دل مزاحمتی احساس کنند».
او می‌گوید: «در یک نگاه گذرا به دوران گذشته می‌توان در یافت که استبداد رأی چیزی است که بد را خوب و خوب را بد ساخته است، بدون آنکه ما محلی را برای خوب و بد داشته باشیم، از این جاست که برای بسیاری خروج از اصل و فیصلهٔ شورا و سپس گوشه‌گیری از جماعت به شکلی که هیچ‌گاه به صواب و مصالح رهنمود نگشته است، امر سهل و آسان گردیده است».
ب: ضعف تربیت اسلامی و شخصیت‌محوری؛ این امر باعث شد که نهضت اسلامی در رویارویی با نظام حکومت عجله کرده و پیش از وقت به آن دست یازد و در این مورد، راه حکمت را در پیش نگرفت.
از زمان فعالیت دانشجویی و حرکت رویارویی حتا در رویارویی مسلحانه، نهضت اسلامی فرصت تربیت افرادش را نداشته و بر علاوهٔ آن شرایط جنگی آن‌ها را مجبور ساخته بود که هر کسی به جنگ برود و فقط به همین اکتفا شود که آنان در راه خدا و از بهر خدا می‌جنگند، اما هنگامی‌که پیروزی رسید، نَفس‌های مریض به حالت اصلی خود یعنی قدرت‌طلبی و ریاست‌طلبی و قبیله‌گرایی بازگشت.
ج: موجودیت چندین حزب؛ این یکی از مصیبت‌هایی بود که جهاد افغانستان گرفتار آن شد و نتیجهٔ حتمی آن رقابت میان احزاب از بهر به‌دست‌آوردن منافع بود و آن‌ها را مجبور به انتخاب راه‌های غیر مناسب مانند تعصب، پشتیبانی از نژاد و خون می‌کرد، این احزاب در دوران جهاد مبدل به لشکرهای جنگی گشتند که تایید ملت برای آنان مهم نبود، زیرا آنان می‌اندیشیدند که می‌توانند ملت را وادار به پذیرش خود کنند. نفس موجودیت چند تنظیم باعث این شد که جناح‌هایی برای عصیبت و قوم‌گرایی باشند، در تمام احزاب دیده می‌شد که فیصله‌ کننده‌گان و تصمیم‌گیرنده‌گان از میان خاندان حاکم در حزب یا از نزدیکان و از کسانی بود که تمایل شدید به آنان داشتند[۹۵].
د: جهل و تعصب؛ از قدیم گفته شده است که «جاهل دشمن خودش است.»، نهضت اسلامی فرزند محیط خاص افغانستان بوده و وقت کافی برای تربیه و تعلیم نداشته است، پس فرمانده میدان با دیگران چی معامله و رفتار داشت، در حالی‌که خود به سوی قومیت و عصبیت گرایش داشت.
هـ: بدون امارت جهادی نیست (لا جهاد بلا إماره)؛ احزاب مجاهدین امارت و رهبری واحدی نداشتند که به آن مراجعه کنند و زمانی زیادی گذشت، در حالی که ساحات زیادی از کشور را در دست داشتند، اما حکومت مرکزی وجود نداشت، و رهبران مجبور بودند که بر کُل منطقه یکی از افرادشان را امیر تعیین کنند؛ زیرا او در میان‌شان دانشمند‌ترین بود، بدین‌ترتیب شماری از مناطق بود که در آن هزاران قوماندان حکومت می‌کرد و باقی امور را به رهبران بزرگ می‌گذاشتند بدون آنکه اوامرشان را مورد سنجش قرار دهند و میان رأی درست و رأی غلط تمایز قایل شوند، بلکه کار تا آنجا رسید که برخی از آنان بر حکومت مرکزی حاکم شوند تا از آن طریق به مصالح و منافع شخصی‌شان در امارت برسند [۹۶].
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
پرسش اینجاست که حال جهاد افغانستان در آینده چه خواهد بود؟ این وضعیت چنانچه است، باقی خواهد ماند؟ یا قضیه به حکومت مرکزی قوی خواهد انجامید؟ یا اینکه کشور به دولت‌های کوچک تجزیه خواهد شد؟
دیده می‌شود که وضعیت افغانستان در حال تغییر به سوی استقرار است و فکر نمی‌کنم که اندیشهٔ تجزیه مطرح باشد و دلیل من آنست که تاریخ افغانستان معاصر همه شبیه آن چیزی است که امروز اتفاق افتاده و کشور تجزیه نشده است و امروز زمان چنانست که در دوران احمد شاه ابدالی و در آغاز دوران امان الله، سپس نادرشاه و ظاهر شاه بود، اما این به حُسن سیاست آنان و عدم مواجههٔ آنان به اصول ملت افغانستان بر می‌گشت.
حقیقت این است که جنگ امروزی در کابل، اساساً جنگ شخصی میان استاد ربانی و مهندس حکمتیار است ، بر علاوه عوامل دیگری نیز دخیل بوده است که افغانستان به اثر آن داخل این وضعیت شود که قبلاً وجود نداشت و آن اینکه نهضت اسلامی جدید با مفاهیم و افکاری که دارد خیلی نو است. زمینه باعث شد که حقوق مردم ضایع شده و ظالمان بر بی‌گناهان ستم کنند و میان کسانی ‌که بر منهج سلیم ماندگار بودند و میان کسانی‌که به خاطر امارت و ریاست می‌جنگیدند، خلط گردد.
باید گفت، کسانی‌اند که آنچه را که در افغانستان اتفاق افتاده است، بد می‌انگارند، مثلاً یونس خالص از آغاز این جنگ هیچ‌گاه وارد آن نشد، بلکه از آن خویشتن را کنار کشید و فرمانده او جلال الدین حقانی از موسسین هیأت صلح همراه استاد سیاف بود، هم چنان کسانی دیگری نیز این چنین بوده‌اند. نکتۀ دیگر آنکه نباید از نقش تعصب مذهبی و صوفی‌گری در تأثیر گذاری بر اوضاع قبلی و جدید غافل بود.
در اخیر امید می‌بریم که ملت افغانستان از این مشکلات بیرون شده و بر کلمهٔ واحدی گرد هم‌آیند و وحدت و نظام اسلامی خویش را که از بهر آن تر و خشک قربانی داده‌اند، حفظ کنند.
۱- اما گذشت روزگار خلاف اندیشهٔ نویسنده (حسن الکتانی) را ثابت کرد ه است که این جنگ شخصی نبود، بلکه جنگ یک تنظیم در برابر دولت مجاهدین بود که به توافق اکثریت تنظیم‌های جهادی به وجود آمده بود و مهندس حکمتیار پس از ظهور تحریک طالبان و عدم حمایت پاکستان از تنظیم او، مجبور شد که به حیث صدر اعظم به دولت استاد ربانی بپیوندد. امروزه که قریب دو دهه و بیشتر از آن جنگ‌ها سپری می‌شود، جناب مهندس حکمتیار پرچم دشمنی‌های قومی را بلند کرده و بر طبل آن می‌کوبد. از الله متعال به همه هدایت و به افغانستان استقرار و صلح خواهانیم. مترجم.
منابع:
[۱] محمود، محمد شاکر، «التاریخ الإسلامی»:(۱۸/۲۰۰-۲۰۱)،طبعه المکتب الإسلامی(بیروت،لبنان)سنه(۱۹۹۲ م).
[۲] مصباح اللّه، عبد الباقی، «التأثیر الدینی فی نصب السلطه فی أفغانستان» فی«أفغانستان الحاضر و المستقبل»، معهد الدراسات المستقبلیه،إسلام‌آباد-باکستان،العددان(۲۸ و ۲۹).
[۳] محمد زمان، مزمل، «تطرق الأفکار الغربیه إلی أفغانستان» فی مجله«الجهاد»عدد(۱۰۳)،جمادی الثانیه سنه(۱۳۱۳ هـ)نوفمبر(۱۹۹۳ م)،و هی المجله الناطقه باسم«مکتب خدمات المجاهدین»(بیشاور-باکستان).
[۴] نفس المرجع السابق.
[۵] محمد علی، البار، «أفغانستان من الفتح الإسلامی إلی الغزو الروسی»:(ص ۲۱۱)،الطبعه الأولی،دار العلم للطباعه و النشر،جده،السعودیه سنه(۱۴۰۵ هـ).
[۶] محمد علی، البار، «أفغانستان من الفتح الإسلامی إلی الغزو الروسی»:(ص ۲۱۴).
[۷] محمود، محمد شاکر، «التاریخ الإسلامی»:(۱۸/۲۰۰-۲۰۴)، محمد علی، البار، «أفغانستان من الفتح الإسلامی إلی‌ الغزو الروسی»، الفصل الخامس عشر.
[۸]محمد علی، البار، «أفغانستان من الفتح الإسلامی إلی الغزو الروسی»:(ص ۵۲۰).
[۹] شکیب أرسلان، «حاضر العالم الإسلامی» فی التعلیق.
[۱۰] مصباح اللّه، عبد الباقی، «التأثیر الدینی فی نصب السلطه و عزلها فی أفغانستان»فی«أفغانستان الحاضر و المستقبل»، معهد الدراسات المستقبلیه(إسلام‌آباد-باکستان)العددان(۲۸ و ۲۹)ینایر(۱۹۹۲ م).
[۱۱] محمد حسن، مصطفی، «عیار من خراسان» مجله«الجهاد»العدد ۱۰۳،نوفمبر(۱۹۹۳ م)(بیشاور-باکستان).
[۱۲] محمد حسن، مصطفی «عیار من أفغانستان»، ثلاث حلقات مجله«الجهاد»(بیشاور-باکستان)،الأعداد(۱۰۲-۱۰۳-۱۰۴).
[۱۳] محمود، محمد شاکر، «التاریخ الإسلامی»:(۱۸/۲۰۴-۲۰۹)،محمد علی، البار، «أفغانستان من الفتح الإسلامی إلی‌ الغزو الروسی»، الفصل السادس عشر:(ص ۲۲۳-۲۳۵).
[۱۴] أحمد زیدان، (ملف الحزب الشیوعی الأفغانی»، مجله«الجهاد»عدد(۳۹)،جمادی الثانیه(۱۴۰۸ هـ)فبرایر(۱۹۸۸ م).
[۱۵] أحمد زیدان، «ملف الحزب الشیوعی الأفغانی»، مجله«الجهاد»عدد(۳۹)،جمادی الثانیه(۴۰۸ هـ)فبرایر(۱۹۸۸ م).
[۱۶] نفس المصدر.
[۱۷] أحمد زیدان، «ملف الحزب الشیوعی»،مجله«الجهاد»العدد(۴۱)،شعبان سنه(۱۴۰۸ هـ)إبریل سنه(۱۹۸۸ م).
[۱۸] نفس المصدر.
[۱۹] محمد علی، البار، «أفغانستان منذ الفتح الإسلامی إلی الغزو الروسی»:(ص ۲۳۳).
[۲۰] محمود، محمد شاکر، «التاریخ الإسلامی»:(۱۸/۲۱۴).
[۲۱]أحمد زیدان، «ملف الحزب الشیوعی الأفغانی»، مجله«الجهاد»،عدد(۴۳)،مارس(۱۹۸۸ م).
[۲۲] کمال، الهلباوی، «أفغانستان محاوله للفهم»،فی نشره «أفغانستان الحضر و المستقبل»عدد(۶)،جمادی الثانیه سنه(۱۴۱۰ هـ)ینایر(۱۹۹۰ م)،مرکز الدراسات السیاسیه(إسلام‌أباد،باکستان).
[۲۳] أحمد زیدان، «ملف الحزب الشیوعی الأفغانی»، مجله«الجهاد»،عدد(۴۳)،مارس(۱۹۸۸ م).
[۲۴] کمال،الهلباوی، «أفغانستان محاوله للهم»، فی نشره «أفغانستان الحاضر و المستقبل»عدد(۶)،جمادی الثانیه سنه(۱۴۱۰ هـ)ینایر(۱۹۹۰ م)،مرکز الدراسات السیاسیه(إسلام‌أباد،باکستان).
[۲۵]المرجع السابق.
[۲۶]محمد علی، البار، «أفغانستان من الفتح الإسلامی إلی الغزو الروسی»:(ص ۲۷۵).
[۲۷]عبد الأحد، عشرتی، بحث مستقل فی ترجمته لکتاب «الحرکات الإسلامیه العالیمه»،لفتحی یکن
[۲۸] صفه اللّه، قانت، «الحرکه الإسلامیه فی أفغانستان»،فی نشره«أفغانستان الحاضر و المستقبل»أعداد(۲۱ و ۲۲ و ۲۳)محرم(۱۴۱۲ هـ)یونیو(۱۹۹۱ م).
[۲۹]عبد اللّه عزام، «آیات الرحمن فی جهاد الأفغان»،المقدمه.
[۳۰] «ندوه الحرکه الإسلامیه بأفغانستان»،فی تقریر«أفغانستان الحاضر و المستقبل»،عدد(۱۶)،جمادی الثانیه سنه(۱۴۱۱ هـ)دیسمبر(۱۹۹۰ م).
[۳۱]نفس السابق.
[۳۲]نفس السابق.
[۳۳]نفس السابق.
[۳۴] «ترجمه موجزه عن الشیخ جمیل الرحمن رحمه اللّه»،فی مجله«المجاهد»،عدد(۳۵)،ربیع الأول سنه(۱۴۱۲ هـ)أکتوبر(۱۹۹۱ م).و هی المجله الناطقه باسم«جماعه الدعوه إلی الکتاب و السنه».(بیشاور،باکستان).
[۳۵] محمد عظیم نیازی، «ترجمه غلام محمد نیازی»،فی مجله«البنیان المرصوص»،عدد(۲۶)،شعبان(۱۴۰۹ هـ)مارس‌(۱۹۸۹ م).و هی صادره عن الشیخ عبد رب الرسول سیاف(بیشاور،باکستان).
[۳۶] صفه اللّه قانت، المرجع السابق.
[۳۷]«ندوه الحرکه الإسلامیه بأفغانستان»،المرجع السابق.
[۳۸] صفه اللّه قانت،المرجع السابق.
[۳۹] محمد عبد السلام نوح،«الطریق إلی الجماعه الأم»،الطبعه الثانیه،دار المنار للنشر(الریاض،السعودیه)،ص(۱۴۸-۱۴۹)،(۱۹۹۲ م).
[۴۰]«ندوه الحرکه الإسلامیه بأفغانستان»،المرجع السابق.
[۴۱]فضل الهادی وزین، «أول شهداء الحرکه الإسلامیه فی أفغانستان»،فی مجله(الجهاد)،عدد(۷۱)،صفر(۱۴۱۱ هـ)،(سبتمبر ۱۹۹۰ م)،(بیشاور،باکستان).
[۴۲] محمد علی البار،المرجع السابق(ص ۲۷۹).
[۴۳] «ندوه الحرکه الإسلامیه بأفغانستان»،المرجع السابق.
[۴۴] «ترجمه موجزه عن الشیخ جمیل الرحمن رحمه اللّه»، فی مجله«المجاهد»عدد(۳۵)،ربیع الأول سنه(۱۴۱۲ هـ)،و هی‌ المجله الناطقه باسم جماعه الدعوه إلی الکتاب و السنه(بیشاور،باکستان).
[۴۵] کمال الهلباوی، «أفغانستان محاوله للفهم»، فی مجله«أفغانستان الحاضر و المستقبل»عدد(۵)،جمادی الأولی سنه(۱۴۱۰ هـ).
[۴۶] محمد عبد السلام نوح،«الطریق إلی الجماعه الأم»:(ص ۱۴۵).
[۴۷] محمود محمد شاکر،«التاریخ الإسلامی»:(۱۸/۲۱۸-۲۲۲)،محمد علی البار،«أفغانستان من الفتح الإسلامی إلی‌ الغزو الروسی»:«ص ۲۸۱)،أحمد زیدان، «ملف الحزب الشیوعی»،فی مجله«الجهاد»عدد(۴۷)صفر(۱۴۰۹ هـ).
[۴۸]محمود شاکر:(۱۸/۲۲۷-۲۲۸).
[۴۹]محمود شاکر:(۱۸/۲۲۹-۲۳۱٫
[۵۰]أحمد زیدان فی مجله«الجهاد»عدد(۵۱)،جمادی الثانیه سنه(۱۴۰۹ هـ).
[۵۱]نفس المصدر.
[۵۲]نفس المصدر.
[۵۳]کمال الهلباوی فی مجله«أفغانستان الحاضر و المستقبل»عدد(۱۰)،فی شوال سنه(۱۴۱۰ هـ).
[۵۴]نفس المرجع السابق،عدد(۸)فی شعبان سنه(۱۴۱۰ هـ).
[۵۵]نفس المرجع السابق،عدد(۷)فی رجب سنه(۱۴۱۰ هـ).
[۵۶]نفس المرجع السابق،عدد(۵)فی جمادی الأولی سنه(۱۴۱۰ هـ).
[۵۷]محمود شاکر:(۱۸/۲۳۶-۲۴۴).
[۵۸]مجله«الجهاد»عدد(۴۱)،(۴۲)،فیه النص الکامل للمیثاق.
[۵۹]محمود شاکر:(۱۸/۲۵۱-۲۵۳).
[۶۰] محمود شاکر:(۱۸/۲۹۰).
[۶۱]محمد علی البار:(ص ۲۳۸).
[۶۲]عبد اللّه عزام، «بشائر النصر»:(ص ۵۲).
[۶۳]نفس المرجع:(ص ۵۰).
[۶۴]کمال الهلباوی،عدد(۶)،(۷)،فی سنه(۱۹۹۰ م).
[۶۵]کمال الهلباوی،عدد(۷).
[۶۶]کمال الهلباوی:عدد(۱۵).
[۶۷]بهبانی سن جوثیا، «تشابک السیاسات الدولیه».
[۶۸]کمال الهلباوی:عدد(۸).
[۶۹]کمال الهلباوی:عدد(۹).
[۷۰]کمال الهلباوی:عدد(۱۱).
[۷۱]أحمد موفق زیدان، «العمل الإغاثی الغربی وسط أفغانستان»،فی مجله«المجاهد»عدد(۳۱)،سنه(۱۹۹۱ م).
[۷۲]نفس المصدر:عدد(۳۱).
[۷۳]نفس المصدر:عدد(۳۲).
[۷۴]نفس المصدر.
[۷۵]نفس المصدر:عدد(۳۳)،(۳۴)
[۷۶]نفس المصدر:(۳۶).
[۷۷]محمد عبد اللّه خطیب،«کمال السنانیری رحمه اللّه»،فی مجله«الدعوه»الناطقه باسم الإخوان المسلمین:عدد(۳)،(۴)،سنه(۱۹۹۳ م)،(إسلام‌آباد-باکستان).
[۷۸]السلسله الصحیحه(۱۱).
[۷۹]«الفتاوی الکبری»لشیخ الإسلام ابن تیمیه:(۴/۶۰۸).
[۸۰]عبد اللّه عزام،«عشاق الحور»:(ص ۲).
[۸۱]عبد اللّه عزام، «الدفاع عن أراضی المسلمین»:(ص ۵۳).
[۸۲]جمال خاشقجی، «ألف مجاهد عربی یخوضون الحرب فی أفغانستان»:مجله«المجله»السعودیه.
[۸۳]نفس المصدر السابق.
‌[۸۴]نفس المصدر السابق.
[۸۵]«ملحه العید فی جاجی»،مجله«البنیان المرصوص»،عدد(۱۴)،سنه(۱۹۸۷ م).
[۸۶]عشاق الحور:(ص ۶۴).
[۸۷]عشاق الحور:(ص ۴۴۳).
[۸۸]عبد اللّه عزام،«عبر و بصائر للجهاد فی العصر الحاضر»:(ص ۲۰۲).
[۸۹]عشاق الحور:(ص ۴۱۰).
[۹۰]جمال خاشقجی، «الأفغان العرب مجاهدون أم ارهابیون»،مجله«الوسط»،عدد(۵۵)،سنه(۱۹۹۳ م).
[۹۱]جمال اسماعیل، «معرکه کابل هل انتهت»،مجله«الجهاد»،عدد(۸۷).
‌[۹۲]مجله«المجاهد»:عدد(۴۱)،(۴۲).
[۹۳]محمد زمان مزمل،«أفغانستان و الصراع العرقی»،مجله«الجهاد»،عدد(۹۷)،سنه(۱۹۹۳ م)
[۹۴]مجله«الجهاد»:عدد(۱۰۰).
[۹۵]نفس المصدر السابق.
[۹۶]نفس المصدر السابق.
[۹۷]نفس المصدر السابق،عدد(۱۰۱).
آغاز ترجمه: شانزدهم رمضان سال ۱۴۳۱هـ
ختم ترجمه: شب هشتم سنبله سال ۱۳۹۱هـ . خ خیر خانه ۳۱۵
بازنگری: ۲۴ عقرب سال ۱۳۹۶ هـ، خیرخانه دانشگاه خصوصی ملی

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.