در مسـیر پیروزی

حامد علمی/

بخش نودوهفتم
خبرنگاران خشمگین داد و بیداد می‌کردند خصوصاً آن‌هایی که از دهلی به پشاور آمده بودند و با هم آشنایی نداشتیم و مرا نماینده شورای قوماندانان و عده‌یی هم مسوول ارتباط دفتر سیاسی جمعیت اسلامی می‌پنداشتند و هر لحظه توقع داشتند تا ایشان را در جریان قضایا قرار دهیم؛ در حالی که دوستان ژورنالیست من در اسلام‌آباد می‍‌خندیدند و از مصیبتی که گرفتار شده بودم، لذت می‌بردند و من نیز هیچ‌گونه اطلاعی از جریانات و حوادث نداشتم. بدتر این‌که چند خبرنگار از من نقل قول کرده می‌خواستند گزارش‌های‌شان را به استناد گفته‌های من نشر نمایند.
خانه نمبر دهم کانال رود شهر پشاور که اتاق کار من در آن‌جا قرار داشت، مملو از ژورنالیستان شد؛ حتا چند ژورنالیستی که از دهلی آمده بودند، شب در اتاق کارم خوابیدند و برای چند تن دیگر در هوتل‌های مختلف شهر پشاور اتاق ریزرف کردم و با هزار مشکل آن‌ها را وادارساختم که به هوتل بروند.
روز ۲۷ اکتوبر باید کنفرانس مطبوعاتی دایر می‌گردید، ولی اطلاع آمد که احمدشاه مسعود شورای سرتاسری قوماندانان را دایر کرده و با اعضای آن شورا، ملاقات تودیعی دارد. با عجله فراوان در حالی که خبرنگاران دور مرا احاطه نموده بودند، خود را به منطقۀ چمکنی حومه شهر پشاور جایی که قوماندانان جهاد با هم دیدار داشتند، رساندم. قوماندانان جبهات مختلف در اتاق بزرگ انتظار مسعود را داشتند و در مسیر راهی که از شاهراه پشاور ـ اسلام‌آباد به طرف چمکنی جدا می‌شد، مهاجرین بی‌شمار به استقبال فرمانده بزرگ جهاد افغانستان صف بسته بودند.
حوالی ساعت ۲ بعد از ظهر سه موتر سفیدرنگ از شاهراه، دور خورده و راه دفاتر جمعیت اسلامی افغانستان را در پیش گرفتند و یکه و راست به حویلی که قوماندانان در آن‌جا انتظار داشتند، داخل شدند. حدود صد تن از بلندپایه‌گان تنظیم‌های مختلف در صفی طولانی در داخل حویلی ایستادند و مسعود با هر یک مصافحه کرده، داخل اتاق بزرگ شد. در میان بلندپایه‌گان تنظیم‌های مجاهدین دو خبرنگار راه یافته بودند که یکی نگارنده و دیگری پیتر ژووینال فلم‌بردار انگلیسی بود که با مجاهدین گروه‌های مختلف، آشنایی دیرینه داشت. باقی ژورنالیستان، در خانه شماره دهم و یا در هوتل‌ها انتظار می‌کشیدند.
مسعود بعد از ختم مصافحه‌ها، داخل اتاق بزرگی شد و قوماندانان جهادی همه به‌پا خاستند. او با هر یک از ایشان مصافحه طولانی کرد. نگارنده و پیتر که به لطف قوماندان انور جگدلک به اتاق راه یافته بودیم، از مصافحه مسعود با هر یک از قوماندانان عکس‌هایی برداشتیم.
مصافحه مسعود با قواندانان تمام شد و تا زمانی که مولوی جلال‌الدین حقانی به چوکی ننشست، مسعود هم‌چنان ایستاده بود. اول حقانی، بعداً مسعود و به دنبال آن‌ها، سایرین بر چوکی‌های اطراف اتاق نشستند. هنگامی که قوماندان مولوی صدیق‌الله، آمر مجاهدین حرکت انقلاب اسلامی افغانستان، در کوه صافی توسط انورخان معرفی گردید و گفته شد که برادر مولوی شفیع‌الله است، مسعود دوباره از جایش برخاسته چند قدم به جلو رفت و با او مصافحۀ طولانی کرد و چند جمله در وصف مولوی شفیع‌الله گفت.
مسعود بسم‌الله گفته رو به طرف حقانی کرد و از او خواست که مجلس را افتتاح کند و انورخان با اشارۀ چشم از ما خواست که از اتاق خارج شویم. ما از اتاق خارج شدیم و از محمدیونس قانونی نماینده شورای نظار در پاکستان خواستیم که قبل از آغاز جلسه از احمدشاه مسعود بپرسد که چه زمانی خبرنگاران را خواهد دید. قانونی در پاسخ گفت: «انشاءالله فردا. ولی بعداً ساعت دقیق آن را اطلاع می‌دهیم.»
یک‌راست به خانه شماره دهم برگشتم و مژده‌یی را که با یأس یک‌جا بود، به سمع سایرین رساندم و خودم دوباره به طرف چمکنی روانه شدم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.