دمـوکراسـی چـگونه حکـومتی است؟

پوهاند دوکتور حبیب پنجشیری/

mandegarعصاره و فشردۀ این اندیشه‌های سیاسی و مبارزات تاریخی، منتج به زایش طرح دموکراسی (مردم‌سالاری) در تاریخ تفکر سیاسی شد، اما سوال تطبیقی دموکراسی و وفا، به شعارهای وجودی آن، در هر جامعه تاهنوز اِشکال‌زا است. پیشرفت دموکراسی در اروپا یکی از موضوعات مهم تاریخ به شمار می‌رود. دموکراسی را می‌توان نوعی از حکومت تعریف کرد که در آن، مردم قدرت را به دست گرفته اند و معمولاً دارای مشخصات ذیل می‌باشد:
• دولت از نماینده‌گان مردم تشکیل می‌شود و در بعضی موارد کارهای دولتی به وسیلۀ خود مردم انجام می‌گیرد.
• قوانین به وسیلۀ نماینده‌گان مردم به تصویب می‌رسد.
• حق رأی به تمام افرادی که به سن معین می‌رسند، اعطا می‌شود.
• قوانین در دادگاه‌ها بر همۀ مردم کشور به طور مساوی اجرا می‌گردد.
• رأی اکثریت حاکم است، ولی حقوق اقلیت‌ها محترم شمرده می‌شود.
دموکراسی به شکلی که امروز می‌بینیم، نخست در انگلستان به وجود آمد و بزرگترین پیشرفت‌هایی که در این زمینه حاصل شد طی ۱۵۰ سال اخیر تحقق پذیرفت؛ متأسفانه واژه‌های انسانی مثل: دموکراسی، حقوق بشر و آزادی مدنی، چون این شعارهای میان‌تهی غرض روپوش اهداف مادی و کنش ددمنشانۀ قدرت‌طلبان و توسعه‌طلبان در سدۀ جاری مورد کاربُرد قرار گرفته است.
رشد آگاهی، شعور ملی و همبستگی رزمندۀ مردم میهن با رستاخیز فرهنگی، ادبی و تحولات کیفی جامعۀ مستعد به تکامل ما، پیوند تنگاتنگ و گسست ناپذیر دارد. ملل و مردمان جهان این کشاکش‌های ادبی، فرهنگی را به تاریخ و شرایط گذشته واگذار کرده بودند، ولی مردم افغانستان در شرایط معاصر و در موجودیت جامع جهانی و در حضور احزاب سیاسی و نهادهای ظاهراً مستقل حقوق بشری، مدنی هنوزهم در پی کوچۀ نخستین تحولات فرهنگی و بر ضد پاسداران ارزش‌های فرسودۀ قبیله‌سالاری و ارباب رعیتی، اُفتان و خیزان گام بر می‌دارند.
فریاد پرخاشگرانه و اعتراض نسل جوان علیه موج رو به گسترش تظاهرات و واکنش صلح‌آمیز استادان کانون‌های تحصیلی، پژوهشی، دانشجویان، دانشوران، نویسنده‌گان، خبرنگاران و کارمندان موسسات حوزه‌های فرهنگی ـ ادبی و گوینده‌گان آن، صدای دادخواهانه و ظلمت‌شکنانه را فریاد می‌کنند. اینها نشانه‌هایی عمق و گسترده‌گی آگاهی و تشدید مبارزۀ تحول‌طلبانه‌یی نسل نو بر ضد نیروهای فرتوت کهن بوده که زایش و فرسایش ارزش‌های فرهنگی نو و کهنۀ جامعۀ رو به توسعه ما را منعکس می‌نماید.
با آنهم مسوولان سیاست فرهنگی دولت در اوضاع کنونی به شیوۀ زمام‌داران پیشین چون: امیر عبدالرحمن و سردار محمد نعیم‌خان در این مقطع نازک از تاریخ معاصر افغانستان با مشق و تمرین برتری‌جویی و مقاومت دیوانه‌وار، بیهوده تداوم می‌بخشند و در برابر واژه‌های ریشه‌دار و خوش‌آهنگ دانش، دانشجو، دانشور، دانش‌آموز، دانشکده، دانشگاه، آرام‌گاه، لشکرگاه، آماج‌گاه، تفریح‌گاه، تفرج‌گاه، خواب‌گاه و استراحت‌گاه ـ دانشمندان و دگراندیشان وطن حساسیت بیمارگونه ابراز می‌دارند و به پیش‌کسوتان خوانش و نوشتار فارسی، اتهامات ناروا می‌بندند.
به باور نگارنده همۀ گروه‌های قومی کشور حق دارند در روشنایی احکام قانون اساسی و معیارهای اعلامیۀ جهانی حقوق بشر از حق آموزش و پرورش به زبان مادری ـ ادبیات، فولکلور و سنن پسندیدۀ هنری و فرهنگی بدون امر و نهی و کنجکاوی گروه‌های متحجر و مقاومت پایدار آنان به زبان مادری شان آزادانه بنویسند، بخوانند و در بالنده‌گی فرهنگی مشارکت ورزیده، ابتکارات و نوآوری‌های‌شان را به جامعه پیشکش کنند.
هیچ مقام غیرمسوول حق ندارد خلاف اسالیب حقوق بشری و قوانین نافذه در کشور به زبان مشترک ملل و مردمان جغرافیای فرهنگی زبان فارسی و کهن سال نیاکان ما به بهانه‌های مختلف، محدودیت وضع نمایند، از رشد شتابندۀ آن جلوگیری به عمل آورند و بر گویش‌گران و سخنوران برجستۀ این زبان برچسب‌های بیگانه‌پرستی زنند.
به استناد پیشینۀ تاریخی زبان فارسی، پیشنهاد می‌گردد فارسی زبانان از حق تعلیم و تربیه، نوشت و خوان به زبان مادری بدون هیچ‌گونه تخویف از مجازات، زندان و تهدید به مرگ ـ دفاع دادخواهانه کنند تا موفق گردند به حق زنده‌گی آزاد، حقوق شهروندی خویش را از کام وارثان و امیران استعماری بیرون کشند و در میهن واحد و تجزیه‌ناپذیر به مثأبه یک شهروند «نه کمتر و نه برتر»؛ بلکه با حقوق برابر کار و از آزادی یک‌سان شهروندی برخوردار گردند.
حکام تمامیت‌خواه که باشه‌های دست آموز استعمار هستند و محکوم به زوال نیز می‌باشند باید بدانند که از کنار این رویدادهای فرهنگی ـ ادبی ممکن نیست در تاریخ معاصر افغانستان به چشمان بسته رد شد. شکل‌گیری وضعیت موجود متقاضی آن است تا قیمتی‌ترین و نایاب‌ترین میراث‌های فرهنگی و جهانی را از آسیب‌پذیری بیشتر، حراست نمایند و با توجه به آن مسوولان وزارت اطلاعات و فرهنگ همچنان رسالت دارند تا در حفظ و مراقبت این ثروت‌های فرهنگی و جهانی به گردآوری ادبیات شفاهی و حفاظت از لسان‌های رو به زوال مردم کشور بدون تأخیر و درنگ توجهات جدی را مبذول داشته که پاسداری از آنها از جمع خواسته‌های بر حق فرهنگیان کشور به حساب می‌آید.
در سایه نظام‌‌های دموکراتیک، مفهوم شهروند تبارز پیدا کرده، حقوق و وجایب تعریف شده و عقلانیت بر حکومت و شهروندان تسجیل و اجرایی می‌‌گردد. طراحان سیاست، جامعه و حامیان آزادی بیان معتقد هستند که در کشور‌های کثیرالاقوام و کثیرالفرهنگ دموکراسی می‌تواند به‌ حیث یک ستون و محور مشترک برای تمام مردم، کارایی داشته باشد. جامعه‌‌شناسان صلح و جنگ باور دارند کشورهایی که جنگ‌‌های داخلی را تجربه کرده اند، بهترین صلح برای چنین جوامع، صلح دموکراتیک است. صلح دموکراتیک بیان ‌کنندۀ ایجاد و تقویت نهاد‌های دموکراتیک برای حل‌وفصل قضایای کشوری می‌باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.