رؤیت بصری خداوند و سه دیدگاه کلامی

عبدالمقسط مرجو/ دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه سیستان و بلوچستان/

بخش دوم و پایانی/

mandegarامامیه و رؤیت خداوندج (نه‌تشبیه و نه‌تعطیل)
به باور کلام شیعه برخی از متکلمین در گرداب تعطیل فرو رفته و گروه دیگری در ورطه تشبیه غرق هستنند. امامیه قول حق را راه دقیق و ظریفی می‌داند که وسط این دو قرار دارد. برهمین سبب ادعا می‌کند معرفت اجمالی خداوندج نه تنها ممکن بلکه لازم است، اما معرفت تفصیلی به کنه ذات او و احاطه علمی برآن‌ها غیر ممکن است. با آن‌که امامیه رؤیت بصری خداوندج را در دنیا وآخرت محال دانسته و دلایل معتزله را در این باب پذیرفته است، مگر علاوه برآن، دلایل دیگری را نیز در این باب مطرح نموده‌اند. به‌باور امامیه رؤیت یا برکل ذات الهی واقع می‌شود یا بر‌بعضی ذات، درصورت اول مرئی باید محدود ومنتاهی باشد، در صورت دوم دارای جز باشد که همه این‌ها در حق خداوندج محال است. شیخ مفید (وفات ۴۱۳ هجری قمری) می‌فرماید: اگر خداوندج در جهت یا محلی حلول کند به ‌آن‌ها نیازمند بوده ومحدود به آن‌ها می‌شود پس واجب الوجود لذاته نخواهد بود. هم‌چنان در التوحید صدوق از امام دهم شیعیان برمحال بودن رؤیت خداوندج با چشم سر نقل شده که فرموده‌اند در تحقق رؤیت، وجود واسط (هوا و نور ) لازم است. به این شکل که اگر خداج دیدنی و قابل رؤیت باشد، باید بین او و بیننده هوا و نور واسطه باشد، چراکه این دو شرط رؤیت هستند، لکن واسطه شدن هوا و نور محال است، زیرا تشابه دیده شده وبیننده از آن‌ها لازم می‌آید، یعنی لازم است هرکدام از رائی و مرئی در جهت و مکان باشند و بین آن‌ها نور و هوا وجود داشته باشد و این تشبیه نمودن خداج به مخلوقات است. هم‌چنان ابراز داشته اند که از صفات سلببیه خداوندج این است که واجب الوجود بودن مقتضی است که ذات خداوندج مرئی نباشد و با چشم سر دیده نشود. در جای دیگری امامیه در نقد نظر اشاعره این سوال را مطرح می‌کند که رؤیت بصری با تنزیه از جسمانیت ( قول به تنزیه) چه گونه سازگاری دارد؟ یعنی شما هم خداوندج را پیراسته از جسم و عوارض جسمانی می‌دانید و هم قائل به رویت بصری هستید، جمع این‌ها چطور می‌شود؟ شیخ طوسی دلیل محال بودن رؤیت خداج را به ذات او برمی‌گرداند، به این معنا که خداوندج ذاتا قابل رؤیت نیست، نه این‌که چیزی مانع از رؤیت او باشد. بنابراین اگر خداوندج قابل رویت بود در همین جهان هم می‌توانستیم او را مشاهده کنیم. امامیه در پاسخ به استدلال اشاعره به آیه « وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ إِلى رَبِّها ناظِرَهٌ »، می‌گوید، چون دیدن خداج به معنی رؤیت بصری محال است، نمی‎توان کلمه نظر را در این آیه به دیدن با چشم سر تفسیرکرد، ‌همان گونه که کلمه «ید» درآیه «یدالله فوق أیدیهم» را نمی‎توان به عضو مخصوص تفسیر نمود. هم‌چنان که آیات دال بر رؤیت خداوندج را به‌معنای علم بدیهی گرفته اند، چنانچه علامه طباطبایی می فرماید: آیاتی که رؤیت خداج را اثبات می کنند مانند آیه ( وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَاضِرَهٌ (٢٢)إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَهٌ (٢٣)، (مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى (١١)، (مَنْ کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (۵))وآیات دیگر علم بدیهی را اثبات می‌کند و به‌علاوه که از هرعلم بدیهی به رؤیت تعبیر نمی‌شود. هرچند معلوماتی است که به آن‌ها اطلاق رؤیت می کنیم. مثلاً می گویم من خود را می بینم، و می‌بینم که فلان چیز را می‌خواهم و فلان چیز را دوست دارم و نسبت به آن دیگری کراهت دارم و آن چیز را دشمن می‌دارم در حالی که همه‌ی این موارد علم ضروری است، نه مشاهده حسی. از این گونه معلومات به رؤیت تعبیر می‌شود، هرکجا خدای تعالی از رؤیت خود سخن گفته با آن خصوصیات و قراین ذکر کرده که دال بر این است که مراد از رؤیت همین قسم مسلم علم بدیهی است، که خود ما هم آن را رؤیت می نامیم.

نتیجه گیری
بحث رؤیت بصری خداوندج از جمله مباحث است که بیش‌ترین جر وبحث را درمیان متکلمین اسلامی داشته است. اشاعره با وصف این که نظریه جواز به تشبیه را رد کرده و قایل به نظریه جواز به تنزیه است، با آن هم رؤیت بصری خداوندج را در سرای آخرت ممکن دانسته اند، در حقیقت اشاعره درباب رؤیت خداوندج به دو نکته اشاره نموده است، نکته اول رؤیت خداوندج ممکن است، نکته دوم این امکان در سرای آخرت اتفاق خواهد افتاد. معتزله و امامیه باورمند به ناممکن بودن رؤیت بصری خداوندج هستند. معتزله هر نوع رؤیت بصری را در دنیا وآخرت نفی می‌کند، چون رؤیت خداج با ابصار جسمیت را لاز م دارد. چون خداوندج جسم نیست و نفی جسمیت نفی جهت می نماید و این نفی جهت نفی رؤیت خداج می‌نماید. شیعه هم شبیه معتزله رؤیت بصری را حتی در روز قیامت نفی می‌کند و به همان استدلال عقلی مشاهده رؤیت بصری خداوندج را محال دانسته و آیات دال بر رؤیت را به‌معنای علم بدیهی گرفته است.
منابع
– قرآن کریم
– بامری، جواد، رویت خداوند در اندیشه متکلمین اسلامی، ایده گستر ۱۳۹۰٫
– الجوزیه(رح)،امام ابن قیم،تخریج وتحقیق محمد خالد العطار، ترجمه پدرام اندایش، بزرگ ترین نعمت بهشت(رؤیت الله‌ج)۱۳۹۷٫
– اشعری،ابوالحسن علی بن اسماعیل بصری الاِبانهُ عَنْ اُصُولِ الدّیانَه، (ح ۲۶۰-۳۲۴ق/۸۷۴-۹۳۶م).
– اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، تحقیق نعیم زرزور، مکتبه العصریه، چاپ اول، ۱۴۲۶ق-۲۰۰۵م.
– قاضی عبدالجبار، شرح اصول الخمسه،‌ ۱۴۲۲ق، ص۱۶۲.
– علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۴۶و۴۷.
– سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۲۷.
– قاضی عبدالجبار، المختصر فی اصول الدین، ۱۹۷۱م، ص۱۹۱و۱۹۲.
– طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی، ۱۳۹۳ ق.
– رای تفاسیر مخالفان رؤیت خدا به عنوان نمونه نگاه کنید به: طوسی، التبیان، داراحیاء التراث العربی، ج۱، ص۲۴۹-۲۵۳، ج۱۰، ص۱۹۷-۱۹۹؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص‌۲۳۷-۲۴۳؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۴۱؛ ج۲، ص۱۵۱-۱۵۷. برای تفاسیر موافقان رؤیت به عنوان نمونه نگاه کنید به: فخر رازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۵۱۹-۵۲۰، ج۱۴، ص۳۵۴-۳۵۸، ج۳۰، ص۷۳۰-۷۳۳.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.