رسانه‌ها و بحران اقتصادی در افغانستان

داوود ناظری-خبرنگار/ سه شنبه 6 قوس 1397/

بخش سوم و پایانی/

mandegar۲انترنت
افزایش دسترسی مردم به انترنت، باعث کاهش تقاضای محصولات رسانه‌یی شده است. مخاطبان به شکل رایگان می‌توانند محصولات رسانه‌یی را به‌دست بیاورند. تمامی فیلم‌ها و دیگر محصولات رسانه‌یی، پس از یک مدت در یوتیوب و دیگر شبکه‌های انترنتی گذاشته می‌شود. از طرف دیگر شرکت‌ها و صاحبان آگهی نیز بیشتر تبلیغات خود را از طریق انترنت و سیاست‌های تبلیغاتی نشر می‌کنند و نیازی به پرداخت هزینۀ سنگین به رسانه‌ها ندارند.
۳-قطع کمک‌های خارجی
برخی از نهادهای خارجی در یک مدت زمان محدود، مسوولیت داشتند تا از رسانه‌های افغانستان به‌ویژه رادیو، تلویزیون و رسانه‌های دیگر حمایت مالی کنند. این موسسات برای خریداری وسایل و تجهیزات رسانه‌ها، پرداخت حقوق کارمندان و ترمیم وسایل آن کمک می‌کردند؛ اما در چند سال اخیر مدت زمان فعالیت اکثر نهادهای خارجی در افغانستان تمام شده و آنان کمک‌های خود را با رسانه‌ها قطع کرده‌اند. قطع این کمک‌ها باعث خاموش شدن چراغ برخی از رسانه‌ها گردیده و تعدادی دیگری را با سقوط مواجه کرده است. به طور نمونه هفته‌نامۀ «زن افغان زمین» که خود بنده یکی از نویسنده‌گان آن بودم، تلویزیون امروز، هفته‌نامۀ حرکت و چندین رسانه دیگر در نتیجۀ قطع کمک‌ها سقوط کردند. برخی از رسانه‌های صوتی، تصویری و چاپی دیگر نیز میلیون‌ها افغانی از حقوق کارمندان، صرفیه برق، اجاره دفتر و تیل فروشان بدهکار اند که نزدیک به سقوط هستند
رویکردهای رسانه‌یی
الف. رویکرد قانون طبیعی: رویکردی است که از وقایع مهم کشوری به عنوان یک فرصت برای شهرت و جذب مخاطبان و پیام‌های آگهی استفاده نمی‌کنند. نگاه چنین رسانه همیشه در تضاد با بحران و تحول است. مدیران و کارمندان این رسانه‌ها شناخت کافی از آرایش‌های رسانه‌یی و رقیبان نداشته و همیشه فرصت‌سوزی می‌کنند. حفظ وضع موجود و گوشه‌نشینی در چنین رسانه‌ها یک اصل است. در افغانستان بیشتری رسانه‌های احزاب و گروه‌ها، این رویکرد را در پیش گرفته‌اند.
ب. رویکرد سنتی: این نوع رویکرد نیز باعث بحران مالی و مخاطب رسانه‌ها می‌گردد. چون همیشه بحران را انکار می‌کند، فرصت‌سوزی می‌کند، در شرایط بروز بحران مخاطبان پیشین خود را از دست می‌دهد، کاملاً منفعل است، هیچ آماری برای پوشش بحران و خبرهای ویژه ندارند، شناخت شان از مخاطب بسیار ضعیف است و انعطاف‌پذیری ندارند. خلاصه اینکه رویکرد سنتی همیشه با خبرهای جامعه در جوش نیستند و مخاطبان خود را از دست می‌دهند.
۴-مقاومت‌ها در برابر رسانه
در افغانستان جریان‌های زیادی در برابر رسانه‌ها مقاومت می‌کنند که در این قسمت به چند نمونه آن اشاره می‌شود.
الف. مقاومت‌های سنتی: در افغانستان مقاومت فرهنگ‌ها و سنت‌ها در برابر سینما و دیگر رسانه‌ها باعث کاهش بازار کالای رسانه‌یی شده است. خانواده‌های مذهبی و سنتی رفتن به سینما و تماشای تلویزیون را گناه می‌دانند. سینما رفتن یک لکۀ خطرناک و برچسب بد نسبت به جوانان است. از آنجایی که اکثر مردم افغانستان سنتی و مذهبی‌اند، مقاومت آنان در برابر تکنولوژی و رسانه، به شدت بازار فروش محصولات رسانه‌ها را کاهش داده است. کاهش بازار فروش خود بزرگترین عامل بحران مالی و اقتصادی برای سینماها، شبکه‌های تلویزیونی و دیگر رسانه‌ها به‌شمار می‌رود. در بسیاری از مناطق دور دست کشور ما، خرید تلویزیون، ماهواره و دیگر محصولات رسانه‌یی از سوی بزرگان خانواده ممنوع است.
ب. مقاومت مفسدان و زورمندان: دیکتاتورها و زورمندان همیشه از مطبوعات هراس دارند. به گفتۀ ناپلئون، من از یک قلم بیشتر از هزار نیزه هراس دارم. زورمندان به‌خاطری که از رشد فکری و توزیع آگاهی در جامعه هراس دارند، از مطبوعات می‌ترسند و در برابر رشد آن مقاومت می‌کنند. چون مطبوعات جولانگاه اهل اندیشه و قلم است و حقایق را آشکار می‌سازد. از این رو، خوم طبعان و سلطه‌گرایان می‌کوشند تا بر مطبوعات مسلط شوند.
ضررها و پیامدها
بحران مالی و اقتصادی رسانه‌ها در افغانستان، از ضررها و پیامدهای زیادی برخوردار است که در این قسمت به‌چند نمونه آن اشاره می‌شود.
الف- نابودی دموکراسی و آزادی بیان: یکی از خطرناکترین ضررهای آن، نابودی دست‌آوردهای چندین ساله مسوولان کشور در بخش رسانه و آزادی بیان است. گفته می‌توانیم هر رسانه‌یی که تعطیل می‌شود، صدای بخشی از افراد جامعه خاموش می‌شود. رسانه‌ها یکی از پیش‌شرط‌ها و پیش‌زمینه‌های دموکراسی در یک کشور است. بدون رسانه، دموکراسی و آزادی بیان هیچ مزیت و بهره‌یی ندارد . دولت و همکاران داخلی و بین‌المللی‌اش در نتیجه تلاش‌های خسته‌گی ناپذیر و طولانی مدت توانست زیربنای رسانه‌های همه‌گانی را در کشور ایجاد کند. اما اکنون بی‌توجهی‌ها و عدم آسیب‌شناسی‌ها، این دست‌آورد را با نابودی مواجه کرده است.
ب-بیکاری خبرنگاران و کارمندان: ضرر دیگری سقوط رسانه‌ها به‌خاطر بحران مالی، بیکار شدن خبرنگاران و کارمندان رسانه‌ها است. فعلاً در هر رسانه شمار زیادی از جوانان کشور ما به حیث رییس، مدیر و مامور، خبرنگار، راننده، آشپز، محافظان امنیتی و نظافت‌گر مشغول کار اند؛ حتا شمار کارمندان برخی از رسانه‌ها به مرز یک‌هزار نفر می‌رسد. با تعطیلی رسانه‌ها همه این جوانان و کارمندان بیکار می‌شوند و شمار زیادی از خانواده‌های شان گرفتار مشکلات اقتصادی می‌گردند. در این اواخر دیدیم که با بحرانی شدن وضعیت اقتصادی رسانه‌ها، صدها خبرنگار کار خود را از دست دادند یا از کشور فرار کردند و یا به‌کارهای دیگری رو آوردند.
پیشنهادات
اولین پیشنهاد برای حل مشکلات اقتصادی رسانه‌ها، توجه جدی دولت و مسوولان است. اینها باید نهادهای خصوصی و تاجران را تشویق به حمایت از رسانه‌ها کند.
شایسته‌سالاری از دیگر راهکارها برای حل مشکلات اقتصادی رسانه‌ها است. سازمان‌های رسانه‌یی باید برای تولید کالاهای با کیفیت، شایسته‌سالاری را به‌جای واسطه‌سالاری جایگزین کنند. چون رسانه مانند دیگر نهادها نیست که از چشم و دید مردم پنهان بماند، زیرا ظرفیت‌های رسانه‌ها هر روز و هر دقیقه برای مردم عیان و آشکار می‌شود. اگر کارمندان بر اساس روابط استخدام شوند، در مدت بسیار کوتاهی رسانه مخاطبان خود را از دست می‌دهد و در بازار رقابت رسانه‌یی ناکام می‌ماند. بازار شدید رقابت برای جذب مخاطب، ایجاب می‌کند که کارمندان با تجربه، مسلکی، متعهد، چند کاره و خوش‌نام در رسانه‌ها استخدام شوند. در این صورت هم مخاطبان بیشتر جذب می‌شود و پیام‌های بازرگانی بیشتر به رسانه داده می‌شود.
گسترده شدن فعالیت‌های رسانه‌یی در حوزه‌های مختلف جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ارزشی، از دیگر راهکارهایی است که رسانه‌ها را از خطر سقوط نجات می‌بخشد. تلویزیون‌ها باید در تهیه و تولید محصولات خود تنوع مخاطب، سلیقه و فرهنگ‌ها را در نظر بگیرد. همه باید احساس کنند که مالک رسانه هستند. همه مخاطبان باید صداهای خود را از رسانه‌های کشور بشنوند تا بپذیرند.
نجات یافتن رسانه‌ها از وابسته‌گی‌های سیاسی، حزبی، گروهی، قومی، منطقه‌یی و زبانی، از دیگر راهکارهای بهبود کیفیت آنان است. چون امروزه یکی از عوامل مهم بحران اقتصادی رسانه‌ها، وابسته‌گی آنان به سیاست‌های ناپاک است. رسانه باید آزاد باشد تا بتواند دوام بیاورد.
یافته‌ها و نتایج مقاله
۱-با توجه به بخش نظری و روش شناسی مقاله، به این نتیجه رسیدیم که بین بحران مالی و سقوط رسانه‌ها در افغانستان رابطه وجود دارد. یعنی یکی از عوامل اصلی پایین آمدن کیفیت تولیدات رسانه‌ها، وابسته‌گی‌ها و بحران اقتصادی است. این مسأله باعث شده که اکثر رسانه‌ها، رادیوها و تلویزیون‌ها، وابستۀ سیاست‌های حزبی، قومی و گروهی شوند. به‌خاطر ادامۀ حیات و نجات از خطر سقوط، رسانه‌ها مجبور اند که از افراد و اشخاص معین طرف‌داری کنند.
۲-فقر و شرایط زنده‌گی مردم، بحران مخاطب، قطع کمک‌های موسسات بالای رسانه‌ها، کاهش میزان اعتبار مخاطبان و انواع وابسته‌گی‌های مالی، سیاسی و حزبی و عدم شایسته‌سالاری در استخدام کارمندان رسانه‌ها، باعث بحران مالی رسانه‌ها گردیده است.
۳-بحران مالی رسانه‌ها از پیامدها و ضررهای زیادی برخوردار است. فرار نخبگان و خبرنگاران از کشور، بیکاری خبرنگاران و کارمندان رسانه‌ها، پایین آمدن کیفیت کاری رسانه‌ها، افزایش وابسته‌گی شبکه‌های تلویزیونی به ارگان‌های سیاسی و تجاری، از بین رفتن ارزش‌های دموکراسی و نابودی دست‌آوردهای چندین سالۀ دولت و مردم در این زمینه، از مهمترین پیامدهایی بحران مالی افغانستان است.
۴-همچنان حاکمیت نظام سرمایه‌داری و آگهی‌های بازرگانی بر کارکردهای رسانه‌یی، شکل‌گیری انحصارهای کلان رسانه‌یی، همکاری و تبانی مطبوعات با شرکت‌ها و سیاست‌های استعماری، کمرنگ شدن نقش انتقادی رسانه‌ها، از دیگر پیامدهای بحران اقتصادی رسانه‌ها است. به همین خاطر است که صاحبان آگهی به عوامل پُرنفوذ و تأثیرگذار در مطبوعات تبدیل شده است.
۵-برای نجات رسانه‌های افغانستان و عبور آنان از این گذرگاه مرگ آفرین، تلاش‌های مسوولان دولتی و نهادهای خصوصی باید بیشتر شود. تقویت شایسته‌سالاری، تأمین بودجه‌های مناسب برای تلویزیون‌ها، مخاطب‌گرایی، توسعه رسانه‌ها در حوزه‌های مختلف، دسته‌بندی و تفکیک رسانه‌ها، جلوگیری از وابسته‌گی روز افزون رسانه‌ها، از راهکارها و پیشنهادهای موثر در این زمینه است.
منابع:
۱-پیکارد، رابرت جی، ۱۳۸۳، اقتصاد رسانه‌ها، ترجمه داوود حیدری، چاپ دوم، دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها.
۲-پری دخت وحیدی، مهاجرت بین المللی و پیامدهای آن، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۹۴
۳-پژویان، جمشید، ۱۳۶۹، اقتصاد بخش عمومی، جلد اول، تهران، جهاد دانشگاهی، گرفته شده از اقتصاد رسانه‌ها.
۴-پژوهش شیوه‌های درآمدزایی رسانه، دانشگاه آزاد، گرفته شده از مقاله یحی کمالی
۵-تهران.کین جان، رسانه و دموکراسی، مترجم نازنین شاه رکنی، انتشارات طرح‌رنو، سال ۱۳۹۳
۶-کرستوفرهارپر، رسانه‌های نوین، ترجمه علی اصغر کیا، تهران، نشر علم، ۱۳۹۱
۷-فراورده، زهرا، ۱۳۹۳، سیاست های کلی اقتصاد در رسانه ملی، سایت تبیان
۸-موسایی، میثم، ۱۳۸۴ تخمین تابع تقاضای کتاب، سینما و نشریات در ولایت های مختلف کشور، معاونت پژوهشی دانشگاه
۹-مهدی زاده، سید محمد، بحث کلاس اقتصاد رسانه- ۹/۹/
۱۰-مجله رسانه، mediajournal.ir اقتصاد رسانه چیست؟
۱۱-وبستر، ۱۳۸۰، گرفته شده از کتاب نظریه رسانه ها، سیدمحمد مهدی زاده طالشی

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.