رسانه‌ها و تعمیم جامعۀ مدنی در افغانستان

یک شنبه 14 اسد 1397/

بخش نخست/

mandegar-3رسانه ها به مثابه عضو فعال جامعه مدنی همواره در تعمیم و نهادینه ساختن ارزش ها مورد پسند جامعه مدنی وگذر از جامعه بدوی موثر بوده است.
در واقع جامعه مدنی و رسانه ها لازم و ملزوم و مکمل همدیگر است.
با تو جه به اینکه در افغانستان سالها ادنیشه جامغه مدنی مورد تخریب قرار گرفته است و جنگ هه سه دهه اخیر در این کشور در همه ابعاد تاثیرات ناگواری داشته است می توان گفت تعمیم جامعه مدنی در این کشور شرقی وآسیای بدون حضور فعال رسانه ها ناممکن است.گ
این کشور سالها از اطلاع رسانی سالم که موجب باروری وانگیزش برای ابادانی میگردد محروم بوده می توان گفترسانه ها با اطلاع رسانی دقیق و شفاف از ابزار اولی و اساسی جامعۀ مدنی به شمار می رود.
از آنجایی که جامعۀ افغانستان یک جامعۀ سنتی است، نقش رسانه ها در ترویج، گسترش و تحکیم جامعۀ مدنی برازنده تر و برجسته تر می شود.
تشکل ها و ساختارهای بیرون حکومتی در افغانستان وجود دارد، چنانکه احزاب سیاسی و ساختار های فرهنگی و علمی به پیمانۀ وسیع عرض اندام کرده است، اما این همه در بسیاری موارد در مرحله های اولی قرار دارد یا از معنای واقعی آنچه مطمح نظر است، فرسنگ ها فاصله دارد، به نظر می رسد، در این راستا رسانه ها می تواند، با ترسیم چهرۀ واقعی جامعۀ مدنی، دموکراسی و ابزار دموکراتیک به مردم، حکومت و دست اندرکاران جامعه مدنی کمک بیشتر نماید. مفهوم جامعه مدنی:
تردیدی نیست که جامعه مدنی چند وجهی است. لذا متفکرین سعی کرده اند تعریفی از زاویه ی دید خود ارایه دهند.«جامعه مدنی در مقابل دولت به حوزه ای از روابط اجتماعی اطلاق میشود که فارغ از دخالت قدرت سیاسی است و مجموعه ای از نهادها ، انجمن ها و تشکْل های خصوصی و مدنی را در برمی گیرد.»(۱)
جامعه مدنی، قلمرویی است از فعالیت های نهادهای سازمان یافته، که در جهت هدفی مشترک و نظم حقوقی شکل می گیرد وهدف این نهادها و انجمن ها نیز حمایت شهروندان در مقابل اقتدار و جبّاریت حکومت می باشد.(۲)
با این وجود در تعریف جامعه مدنی چند عنصرعمده وجوددارد که باید بدان توجه کرد:
۱- جامعه مدنی در اجتماعات انسانی مفهوم می یابد زیرا ارتباط انسانها را بر قرار کرده و تعریف می کند.
۲- جامعه مدنی ، جامعه ای است فراگیر و کلیتی متنوّع و متشکّل از تعداد زیادی گروه که با هم در ارتباطند.این همزیستی محصول تمدّن است و توسعه ی تمدّن این نتایج رابه بار می آورد. که امر تقسیم کار و تخصیص وظایف به نحوی پیوسته انجام میگیرد،شهروند بودن نکته اصلی در جا معه ای مدنی است، به این معنا که انسان بوسیه ی گروههای متفاوتی که متعلق به آنهاست جزئی از جامعه ی مدنی می شود ؛ولذا خانواده ،مدرسه ،انجمنها و احزاب سبب می شودکه انسان به شهروند بودن خود آگاهی یابد.
۳- جامعه مدنی ونهاد های آن ” انجمنها ، گروه های فشار. . .” به هیچ وجه در تعارض با دولت نیستند ، بلکه مکمل آن هستند.
۴- جامعه ی مدنی به هیچ وجه دولت نیست، بلکه شامل حوزه ی عموم می شود که بصورت واسطه ومستقل بین افراد و ساختار سیاسی قرار می گیرند.(۳)
مفهوم رسانه:
رسانه، در مفهوم ارتباطی آن، عاملی است که می تواند پیامی را به مخاطب انتقال دهد.
در واقع رسانه ها یا وسایل ارتباط همگانی کارشان پیام رسانی است. اگر رسانه ای پیامی نداشته باشد نمی تواند نقش خود را به درستی ایفا کند و آنگاه چیزی شبیه رسانه خواهد بود نه خود رسانه، برداشت های مختلفی درباره ماهیت رسانه ها وجود دارد. اما در اکثر تعاریف ارایه شده از آن، به نقش پیام رسانی آن توجه شایانی گردیده است.
جامع ترین تعریفی که تا کنون از رسانه صورت گرفته است همان تعریف مک لوهان کانادایی است که می گوید: “رسانه همان پیام است. “
برخی دیگر از صاحب نظران هم در تعاریف شان از رسانه بر ماهیت پیام رسانی آن تاکید دارند.
به باور آنان رسانه بدون پیام نیست واگر پیامی با محتوا در یک وسیله ارتباط همگانی نباشد آن وسیله معنی کامل رسانه را بخود نمی گیرد.
در برخی دیگر از تعاریف به موضوع مخاطب توجه شده است.
عده ای از صاحب نظران براین نظر اند که کار رسانه ها برای مخاطبان انبوه است و اگر رسانه ای مخاطبی نداشته باشد کار آن بیهوده است و همان ضرب المثل(آب در هاون کوبیدن) مصداق این وضعیت می باشد.
چنانچه در فرهنگ روزنامه نگاری، واژه رسانه، تحت عنوان اطلاع رسانی و رسانه شناسی، اصطلاحی کلی به معنای مجموعه ابزارها و روش هایی که برای ایجاد ارتباط با مخاطبان انبوه به کار می رود تعریف شده است.( همچنین محققین دیگری در تعریف رسانه یا وسایل ارتباط جمعی بر مخاطبان انبوه و نا متجانس اشاره می کند.
“وسایل ارتباط جمعی به وسایلی گفته میشود که مخاطبان آن وسیع، فراوان و نا متجانس اند. این اجتماعات وسیع و نا متجانس می توانند توسط این وسایل باهم نزدیک گردیده و به تبادل آرا و تفاهم بپردازند.” (۹)
برخی دیگر از محققان با توجه به نقش ارتباطی رسانه، برای آن تعاریفی ارایه کرده اند. به نظر آنان رسانه ها مهمترین وسایل ارتباطی در جوامع بشری بشمار می آیند و سبب جهانی شدن و اهمیت فوق العاده آن همین بعد ارتباطی است. در فرهنگ الفبایی قیاسی زبان فارسی رسانه ها به عنوان مجموع ابزارها و روش ها برای برقراری
رسانه‌ها و فرهنگ گفت‌و‌گو
در جامعه مدنی، نقد گفت و گو بحث و تبادل اندیشه‌ها، به جای برخورد‌های زورمندانه، خشونت، تحمیل عقیده و نقد ناپذیری افکار و مفاهیم می‌نشیند. ارتباطات در صور گوناگون خود از ارتباطات میان فردی و گروهی تا ارتباطات جمعی، در جامعه مدنی مجرای داد و ستدهای فکری و انتقال اطلاعات قرار می‌گیرند. رسانه‌ها به طور عمده مطبوعات در تبدیل گفت‌و گو و مفاهمه به فرهنگ در جامعه مدنی، نقش موثر و حیاتی دارند. در جوامع پیچیده امروز، رسانه‌های جمعی، بستر تولید افکار و مجرای برخورد آراء و نظرات هستند.
اساسا رسانه‌ها، به مثابه بستر جریان سیال و مسالمت آمیز افکار، ایده‌ها، خواست‌ها، آرزو و نیازهای اجتماعی از کشیده‌ شدن اختلافات عقیده‌ها و تباین دیدگاهها بر سر حل معضلات اجتماعی به تخاصم، پرخاش و خشنونت و توسل به قوه قهریه جلوگیری می‌کنند. اگر در جامعه مدنی از تعدد رسانه‌ها دفاع می‌شود برای آن است که هیچ گروه و نحله فکری برای طرح خواست‌ها و نظریاتش، عرصه را بر خود تنگ نبیند و ناگزیر به خشونت و برخوردهای غیر فکری و غیر فرهنگی روی نیاورد. رسانه می‌توانند با احیا و گسترش حوزه عمومی، کنش ارتباطی و عقل ارتباطی مورد نظر‌ها بر ماس به صحنه آورند و از زوال آن جلوگیری کنند. البته توجه به زبان و چارچوب‌های زبانی به کار گرفته شده به وسیله رسانه‌ها نیز اهمیت بسیار دارد. چه، رسانه‌ها با گزینش و چینش واژه‌ها، تعابیر، مفاهیم و تکیه کلام‌های خاص یا به عبارت دیگر با مهندسی کلام، می‌توانند ساخت مفاهمه‌ای یا غیر مفاهمه‌ای زبان را به کار گیرند. در جامعه مدنی، زبان رسانه‌ها می‌بایست ابزار تفهیم و تفاهم متقابل باشد و به شفافیت امور متعلق به جامعه مدنی کمک کند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.