سازمان‌هایِ یاددهنده

رضـا ساعی شاهی/

بخش نخست/

mandegarچکیـده
سازمان یاددهنده و یادگیرنده در این مقوله که هر فردی یا گروهی باید به‌طور دایم دانش و مهارتِ جدید کسب کنند، مشترک هستند. اما هدف سازمانِ یاددهنده چیست؟ ویژه‌گی رهبران در سازمان‌هایِ یاددهنده چیست؟ و چگونه می‌توان یک دیدگاهِ قابل یاددهی تدوین نمود؟ با توجه به اهمیتِ این موضوع برای توسعۀ سازمانی، در این مقاله به بررسی سازمان یاددهنده پرداخته‌ایم. سازمان‌های یاددهنده با توسعۀ موثر مهارت‌های رهبری در کارکنان‌شان، به طور مداوم خود را بهبود می‌بخشند. رهبرانِ باتجربه آموزش را سرلوحۀ کار قرار می‌دهند و به یادگیری و یاددهی مشتاق هستند. کارکنان در محیطی که جست‌وجوی دانش و دیدگاه‌های جدید، یک هنجارِ قابل قبول محسوب می‌شود، بیشتر راغب هستند تا تغییرات بازار را جست‌وجو کنند و برای آن‌ها پاسخ‌های جدید بیابند. وظیفۀ رهبران نیز در سازمان‌های یاددهنده در اختیار گرفتن سرمایۀ انسانی و ایجاد ارزشِ افزوده برای آن است و این کار فقط با یاددهی امکان‌پذیر می‌باشد.
کلیدواژه: سازمان یاددهنده، سازمان یادگیرنده، مدیریت دانش، یاددهی شرافت‌مندانه.

مقـدمه
بسیاری از مدیران سازمانی از درکِ این موضوع که بهبود سازمانی نیاز به تعهد به یادگیری مداوم دارد، ناتوان هستند. سازمان‌های یاددهنده منسجم‌تر از سازمان‌های یادگیرنده هستند؛ زیرا عقیده‌یی فراتر از این دارند که هرکسی در سازمان بایستی به طور مستمر دانش‌ها و مهارت‌های جدید را کسب کند. سازمان یادگیرنده افراد سازمان را به یادگیری سازمانی سوق می‌دهد اما سازمان یاددهنده از مدیران ارشدِ خود که نقش آگاهان در سازمان را دارند، می‌خواهد که آموخته‌های خود را به دیگران بیاموزند. همان‌گونه که در آموزه‌های دین اسلام آمده است باید همیشه «دانش و آگاهی خود را از دانشمندان و آگاهان به امور بگیریم.»
سازمان یاددهنده به‌طور خودکار یادگیرنده نیز می‌باشد اما سازمان یادگیرنده نوعاً یاددهنده نیست و تلاشی نظام‌مند جهت یاد دادن و انتقال دانش و مهارتِ خود به دیگران به‌عمل نمی‌آورد. در سازمان‌های یاددهنده رهبرانِ سازمانی برای بلندمدت باید به پرورش رهبران نسلِ بعد بپردازند و این پرورش را توسعه دهند. برای این‌گونه رهبران یاددهی یک فعالیت دایمی محسوب می‌گردد. پیش از تعریف و پرداختن به یاددهی سازمانی، به بیان اطلاعات و دانش و میزان کاربرد آن‌ها در سازمان‌ها با توجه به نوع سازمان می‌پردازیم.
اطلاعات: به داده‌هایی اطلاق می‌شود که بین آن‌ها ارتباط منطقی برقرار شده و معنی و مفهوم خاصی به ذهن متبادر می‌کنند. به گفتۀ پیتر دراکر: «داشتن ارتباط و هدف مهم‌ترین ویژه‌گی اطلاعات است.»
دانش: ترکیبی از تجربیات، ارزش‌ها، اطلاعات موجود و نگرش‌های کارشناسی و نظام یافته که چارچوبی را برای ارزش‌یابی و بهره‌گیری از تجربه‌ها و اطلاعات جدید به دست می‌دهد. و در دو دستۀ ضمنی و صریح طبقه‌بندی می‌شود.
دانش ضمنی: دانشی است که در ذهنِ افراد وجود دارد و به رمز درآوردن و نوشتن آن به‌سختی امکان‌پذیر است.
دانش صریح: دانشی است که قابلیت به رمزآورده شدن را داشته باشد.
مدیریت دانش: هنر یا علم جمع‌آوری داده‌های سازمانی، تبدیل آن‌ها به اطلاعات قابل دسترس و مفید، به صورتی که قابل پخش باشد و از محصور شدن دانش در ذهن تعداد کمی از افراد جلوگیری می‌کند.(امیری، ۱۳۸۷)
سازمان یادگیرنده: سازمانی است که به‌طور مداوم باعث یادگیری اعضای خود می‌شود. این سازمان برای مقابله و حفظ توان رقابتی در محیط کسب و کار به‌وجود آمده است و دارای ۵ خصوصیت است: تفکر سیستمی، مهارت شخصی، مدل‌های ذهنی، دیدگاه مشترک و یادگیری تیمی.
سازمان یاددهنده: سازمانی می‌باشد که هر یک از اعضای آن علاوه بر شاگرد بودن، یک معلم هستند و یادگیری و یاددهیِ متقابل در تمام فعالیت‌های روزمرۀ آن‌ها تنیده شده است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.