سازمان های یاد دهنده

رضـا ساعی شاهی/

بخش ششم/

mandegarدر ویژه‌گی‌های زیر تمام سازمان‌های یاددهنده سهیم هستند:
۱. الگوی ذهنی سازمان یاددهنده: سازمان یاددهنده با این الگوی ذهنی ایجاد می‌شود که یاددهی یک فعالیتِ ارزشمند است؛ این الگوی ذهنی توسط رهبران ارشد شدیداً حفظ می‌شود؛ زیرا یاددهی را یک هدفِ واضح و صریح در داخل سازمان می‌سازند و توسعۀ کارکنان الویتِ اول همه است.
۲. الگوی ذهنی یادگیری رهبر: معلمانِ بزرگ یادگیرنده‌گانِ بزرگی نیز هستند. کارکنانی که به حد کافی برای دانش ارزش قایل هستند، تلاش می‌کنند آن را به دیگران انتقال دهند. الگوهای ذهنی یاددهی و یادگیری به شیوه‌های متعدد در سازمان یاددهنده منعکس می‌شود و تقویت می‌گردد.
الف) محیط غیررسمی: اگر قرار باشد یاددهی و یادگیری در تمام جهات جریان یابد؛ عدم رسمیت، یک پیش‌نیاز است. اگر افراد دارای رتبه و مقام، گوشه‌گیر و بی‌اعتنا باشند، فرصت یادگیری از دیگران را از دست می‌دهند.
ب) استفاده از اقتدار برای ارتقای جریان دانش: سازمان‌های یاددهنده از یاددهی و یادگیری به عنوان وسیله‌یی برای هماهنگ کردن و کنترل فعالیت‌های‌شان استفاده می‌کنند و رهبرانی که آن‌ها را می‌سازند، از تظاهر به نمایش قدرت اجتناب می‌ورزند ولی می‌توانند در استفاده از اقتدارشان برای ارتقای یاددهی و یادگیری، کاملاً خلاقانه عمل کنند.
ج) پرورش اعتماد به نفس سالم: کارکنان نیاز به اعتماد به نفس دارند تا ذهن‌شان نسبت به دانش باز شود؛ نیاز است بدانند آن‌ها دانشی دارند که ارزش یاد دادن به دیگران را دارد.
۳. یاددهی در عملیات روزانه: در سازمان‌های یاددهنده ساختارهایی وجود دارد که برای حمایت از رشد و پشتیبانی از کارکنان بدون محدود کردن آن‌ها طراحی شده اند. این‌گونه سازمان‌ها جست‌وجو و کنجکاوی را تشویق می‌کنند. تغییرات درونی سازمان یاددهنده در تمام سطوح به عنوان فرصت‌های یادگیری تلقی می‌گردد.
۴. زیرساخت سازمان یاددهنده: به منظور داشتن یک سازمان یاددهنده که تأثیرگذار باشد، اطلاعات باید به سرعت و با صحت جریان یابد؛ حتا با یک فرهنگ قوی و فرآیند عملیاتی که مشارکت دانش را ارتقا می‌دهد، یک سازمان نمی‌تواند چرخۀ یاددهی شرافت‌مندانه را بدون یک زیرساختِ خوب تدوین شده حفظ کند. (زارع، ۱۳۸۷)

تدوین دیدگاه قابل یاددهی
قبل از این‌که مدیر، آموزش‌ها و مهارت‌های لازم را کسب کرده باشد، نمی‌توان مدیریت را به او واگذاشت. خداوند نیز ابتدا آدم را به آگاهی‌های لازم مجهز کرد و واقعیات هستی را به او آموخت و سپس او عهده‌دار مقام خلافت الهی در زمین گردید؛ تدوین دیدگاه قابل یاددهی فرآیند ساده‌یی نیست، بلکه مستلزم طی مراحلی یه شرح زیر است:
مرحلۀ اول: انجام کارهای هوشمندانه برای درک این‌که دیدگاه شخص به عنوان رهبر چیست، و سپس انجام کارهای خلاقانه برای قرار دادن آن دیدگاه در چارچوبی که برای دیگران قابل دسترسی و جالب باشد. این فرآیند شامل تعمق در دانش ضمنی و تبدیل ماهرانۀ آن به مفاهیم قابل یاددهی صریح است. اکثر مردم نمی‌دانند که چه چیزهایی را می‌دانند؛ کار و شغل‌شان را بر اساس پایگاه‌های بزرگ درونی، مفروضات و ایده‌ها انجام می‌دهند؛ اما معمولاً خیلی آگاه نیستند که آن‌ها چه هستند و چگونه رفتارها را شکل می‌دهند و برای اصول زیربنایی که موفقیت آن‌ها را هدایت می‎‌کنند، وقت صرف نکرده‌اند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.