سازمان های یاد دهنده

رضـا ساعی شاهی/

بخش سوم/

mandegarبه سازمانی نیاز است که همه در آن یاددهنده و یادگیرنده‌اند و فرآیندهای یاددهی و یادگیری، همه‌روزه در کالبدِ فعالیت‌های سازمان انجام می‌گیرد؛ مدیر باید نقش معلمِ ارشد را ایفا کند، جهت را مشخص نماید، فرهنگ را شکل دهد و دیگران را در ایده‌ها و دانشِ ارزشمندِ خود سهیم نماید تا به بالاترین مرحله شغلی برسند. این امر موقعی بااهمیت تلقی می‌شود که همه افراد در سازمان، یاددهنده باشند؛ زیرا یاددهی نمی‌تواند یک‌سویه باشد، یاددهی باید تعاملی باشد تا رهبری که یاد می‎دهد به‌طور مستمر یاد بگیرد و دیدگاه قابل یاددهیِ خود را بر اساس تعاملات و داده‌های یادگیرنده‌گان، اصلاح نماید و یادگیرنده‌گان هم باید در تمام سطوح، یاددهنده باشند؛ این چرخۀ یادگیری یک فرآیند یاددهی یادگیری خودتقویتی است که کلید ساختِ سازمان یاددهنده می‌باشد.
رهبرِ یاددهنده می‌تواند در افراد ایجاد انگیزه نماید تا به دنبال دانش باشند و شخصیتِ خویش را بهبود بخشند؛ او تأکید می‌نماید که نباید پرسید سازمان چه می‌کند، بلکه باید پرسید که افراد سازمان (یادگیرنده‌گان) چه می‌کنند. زیرا سازمان، چیزی نیست مگر مجموعه‌یی از افراد که باعث می‌شوند کارها انجام گیرند. میراث رهبران، برای افرادی که به خاطر توانایی او، در شخصیت و دانش رشد کرده‌اند این است که شیوه‌های جدید را یاد دهند و از رشد شخصی حمایت کنند؛ لذا سازمان‌های یاددهنده پدید آمدند. برای مثال تیچی و کوهن پس از تجزیه و تحلیل برخی از شرکت‌های جهانی نظیر جنرال الکتریک، پپسی، آلید سیگنال و کوکاکولا دریافتند که سازمان‌های یاددهنده منسجم‌تر از سازمان‌های یادگیرنده هستند؛ زیرا فراتر از این عقیده‌اند که هرکسی در سازمان بایستی به‌طور مستمر دانش‎‌ها و مهارت‌های جدید را کسب کند. سازمان یاددهنـده از مدیران ارشد می‌خواهد که آموخته‌های خود را به دیگران بیاموزد. بر اساس دیدگاه‌های نوین در مدیریت، مدیر یک مربی است. وظیفۀ مدیر ایجاد انگیزه و تجهیز کردن افراد معمولی است تا با شکوفا شدن توانایی‌های بالقوه و پرورش آن‌ها، کارهای فوق‌العاده انجام گیرد و این تکامل می‌تواند تدریجی باشد، نه ناگهانی.
رهبران از دو چرخه «یاددهی شرافت‌مندانه» و «یاددهی رذیلانه»، یکی را می‌توانند انتخاب نمایند. در چرخه یاددهی شرافت‌مندانه، رویدادها فرآیندی را آغاز می‌کنند تا چیزی بهتر و مفیدتر از قبل را ایجاد نمایند. در حالی‌که در فرآیند رذیلانه، افراد ساکت‌تر شده و سرمایه علمی آن‌ها تهی می‌گردد. در نهایت، تنها راه موفقیت در درازمدت، آن است که به دیگران بیاموزیم در محیطی از یادگیری متقابل رشد کنند.

ویژه‌گی‌های رهبری در سازمان یاددهنده
تأثیری که مدیریت بر روح و روانِ همکاران خود دارد، اهمیت موقعیت تربیتیِ او را هرچه بیشتر می‎‌سازد. قرآن کریم حقیقتی را بیان می‌نماید که وقتی پیامبر اسلام مردم را دعوت به توحید و یکتاپرستی می‌کرد، آن‌ها صراحتاً اعلام می‌کردند که تحت تأثیر بزرگان و مدیران اجتماعی سیاسی و آباء و اجداد خود هستند: «وقتی که به آن‌ها گفته شود از آنچه خداوند به‌وسیلۀ وحی بر شما نازل کرده پیروی کنید، می‌گویند ما از روش‌های پدرانِ خود پیروی می‌کنیم.» بر این اساس تأثیری که مدیران جامعه بر افراد دارند، بسیار زیاد است.
هیچ نقشۀ فنی برای ساختن یک سازمان یاددهندۀ ایده‌آل وجود ندارد. شرکت‌ها دارای ارزش‌ها و اهدافِ متفاوت هستند و بنابراین رهبران نیز مشخصاً باید در فرآیندها حضور داشته باشند تا این اطمینان ایجاد شود که پیام‌ها به‌درستی منتقل می‌گردند. سازمان‌های یاددهنده با توسعۀ موثر مهارت‌های رهبری در تمام کارکنان، به طور مداوم خود را بهبود می‌بخشند، رهبران باتجربه آموزش را سرلوحۀ کار قرار می‌دهند و به یادگیری مشتاق هستند و از گذشته درس می‌گیرند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.