سخنرانی و فن بیان

رسول خان امین/

بخش سی‌اُم

mandegarدقایقِ اول یا شاید بهتر باشد بگویم ثانیه‎های اولِ هر سخنرانی باید این اتفاق بیفتد که با مواردی که بیان می‎کنیم، مخاطب را به صحبت‌های خود وصل سازیم. اگر نتوانیم این کار را انجام بدهیم، در طول سخنرانی وصل‌کردنِ مخاطب به صحبت‎های‎مان کارِ واقعاً دشواری است.
شروع یک سخنرانی از دو جهت اهمیتِ خیلی بالایی دارد:
اول این‌که: مخاطبان در ابتدای سخنرانی به دنبالِ این هستند که صحبت‎های سخنران به چه دردشان می‎خورد؟
دوم این‌که شروع صحبت برای سخنران و یخ‎شکنی در اولِ هر سخنرانی بسیار سخت و دشوار است و سخنران ‎باید شروع سخنرانیِ خود را بسیار دقیق و کامل طراحی کند تا بتواند نتیجۀ فوق‎العاده‎یی بگیرد.
۲٫ بدنه/ B=Body: بدنۀ سخنرانی معمولاً قسمتِ عمدۀ یک سخنرانی را تشکیل می‎دهد و محتویاتی که قرار است ارایه بدهیم، در این قسمت بیان می‎شوند.
مطالب و اطلاعاتی را که قرار است ارایه بدهیم، می‎بایست بسیار ساده بسازیم تا به‌راحتی برای مخاطب قابل درک و فهم باشد. مطمین باشید اگر این‌طور نباشد و ما اطلاعات و مفاهیم را ساده‎سازی نکنیم، ذهنِ مخاطب خسته می‎شود و دیگر به صحبت‎های ما گوش نمی‎کند. ما اگر بتوانیم اطلاعاتی که بارِ اضافی بر روی مغز می‎آورد را ساده‎سازی کنیم، خیلی راحت‎تر می‎توانیم با مخاطبان ارتباط برقرار کنیم و مخاطب هم توجهش به صحبت‎های ما بالا می‎رود. ساده‎سازی کردن خیلی سخت است. این هنرِ ماست که بتوانیم اطلاعات و مفاهیم را به صورتی ساده بیان کنیم تا مخاطب بتواند به‌راحتی درکش کند و بفهمد.
انیشتین می‎گوید: اگر می‎خواهید ببینید که موضوعی علمی را فهمیده‎اید یا خیر، باید بتوانید آن را به مادربزرگِ خود آموزش دهید.
بنابراین ساده‎سازی در محتوا بسیار مهم و ضروری هست. ما برای ساده‎سازیِ خیلی از چیزها باید سعی کنیم که آن مطالب را مصور و ملموس کنیم و اعداد و ارقام و آمارها را هم طوری ساده‎سازی کنیم که همین اعداد و ارقام با مخاطب صحبت کنند.
۳٫ جمع بندی/ C=conclusion: بعد از این‌که بدنۀ سخنرانی را بیان کردیم و مطالب را ارایه دادیم، نوبت به جمع‎بندی می‎رسد. ما در جمع‎بندی سخنرانی خودمان می‎بایست زمانی حدود ۱۰ درصد را به آن اختصاص بدهیم تا بتوانیم مواردی را که ارایه کردیم، در زمان مناسبی جمع‎بندی کنیم و در آخر هم اگر لازم شد نتیجه‎گیری را بیان کنیم .
ما در جمع بندی، خلاصه‎یی از مطالبی که در قسمت بدنه ارایه کردیم را برای مخاطبان بیان می‎کنیم تا مخاطب بتواند مطالبی که از طرف ما ارایه شده را در ذهنِ خودش مرور و دسته‎بندی کند.
نکته‎یی که در زمان جمع‎بندی مطالب مهم هست این‌که: اگر در زمان جمع‎بندی مورد جدیدی به ذهن‎مان آمد بهتر که بیان نکنیم، زیرا اگر این کار را انجام دهیم به احتمال خیلی زیاد مخاطب سردرگم می‎شود.
۴٫ دعوت به اقدام یا در خواست انجام کاری واضح/ C=Clear Call to Action: این روش برای پایانِ سخنرانی فوق‎العاده است و اکثر سخنرانانِ حرفه‎یی در انتهای صحبتِ خودشان از مخاطب‎ها می‎خواهند که یک کاری را انجام بدهند و درخواست و پیشنهادی واضح را بیان می‎کنند.
دعوت به انجام کار چند فایده دارد:
۱٫ مشخص می‎کند که صحبتِ ما به پایان رسیده است.
۲٫ ما را به هدفِ سخنرانی‎مان نزدیک‎تر می‎کند.
در بیشتر اوقات مخاطب از شنیدن این دعوت به اقدامِ واضح خوشحال می‎شود و سعی می‎کند که انجامش بدهد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.