صهیونیسـم چیست؟

22 اسد 1393/

بخش چهارم

mnandegar-3منبع: نورپُرتال

هرتزل برای تشویق یهودیان به مهاجرت به فلسطین، از آن سرزمین به عنوان «سرزمین بی‌سکنه» یاد می‌کرد. خطه‌یی که مردم اصیل و واقعی آن هرگز، از آغاز، تا آن‌جا که تاریخ در حافظۀ خود ضبط کرده است، هرگز خالی و بی‌سکنه نبوده و توسط فلسطینیان اداره می‌شده است. هرتزل فراموش کرده بود که: «حقایق تاریخی بسیار لجوج و گردن‌کش‌اند» و هرگز با هیچ حیله و تزویری رنگ نمی‌بازند.
دولت‌مردان اسراییل هر نوع وابسته‌گی عاطفی بین فلسطینیان و سرزمین‌شان را رد می‌کنند. به اعتقاد موشه دایان، «فلسطینی‌ها و از جمله کشاورزان آن‌ها، به سرزمین و یا خانه‌یی که نسل اندر نسل در آن کار کرده‌اند و زیسته‌اند، پیوسته‌گی خاصی ندارند و پیوسته‌گی آن‌ها به فلسطین را مسلماً نمی‌توان با وابسته‌گی عاطفی ژرف یهودیانی که دو هزار سال پیش، از این سرزمین رانده شده بودند، مقایسه کرد.» ۳۳
بن گورین برای توجیه موجودیت اسراییلیان مهاجر که خود دلیلی است بر عدم و ردِ ناسیونالیستی آنان و عدم وابسته‌گی «عاطفی ژرف»ِ آن‌ها به سرزمینی که دو هزار سال از آن دور بوده‌اند، صراحتاً اذعان کرده است که: «آنان مهاجرین بی‌عاطفه‌یی هستند که از طریق ترور و استعمار بر آن سرزمین دست یافته‌اند.» او بدین سان، اظهار عقیده کرده است که: «مهاجرت و استعمار، دو لوحه‌ اند. مهاجرت به ما شکل داد، حال آن‌که موجودیت ما بر استعمار متکی است. این دو، با حروف آتش و خون بر پرچم نهضتِ ما نقش گشته‌اند». ۳۴
در زمان صدور اعلامیۀ بالفور در سال ۱۹۱۷م، تنها ده درصد از جمعیت فلسطین را یهودیان تشکیل می‌دادند. و وقتی به همت و حمایت دول غرب، اسراییل در سرزمین فلسطین دولتِ خود را تشکیل داد، تعداد قلیلی از یهودیان مهاجر اروپایی و روسی بر سکنۀ اولیه افزوده شده بودند.
پس از آن‌که صهیونیسم پا گرفت و بر تعداد طرف‌دارانش افزوده شد، صندوق ملی یهود برای جمع‌آوری اعانه جهت اسکان دادن یهودیانِ مهاجر تأسیس شد. «بارون روچیلد» بانک‌دار معروف آلمانی‌الاصل انگلیسی، اولین دهکدۀ یهودی‌نشین را به نام «ریشون لوسیون» برای اسکان آن‌ها و ایجاد «کارخانۀ شراب‌سازی» دایر کرد و به قول ژوزف باراتس که از جمله اولین مهاجران روسی است: «اگر کمک او نبود، آن‌ها حتا قادر به زنده ماندن هم نبودند.» زیر پرتو کمک‌های «روچیلد» بود که آن‌ها توانستند راه خوش‌بختی را بپیمایند.» ۳۵
ژوزف باراتس نوشته است: «آن‌زمان حدود چهارصد یا پنج‌صد نفر از ما به صورت پیش‌قراول و پیشاهنگ [گروه صهیونیست‌ها] در فلسطین وجود داشت… این تعداد در مقایسه با تعداد نفرات عرب که عدۀ آن‌ها از حد و شماره بیرون بود، به چشم نمی‌آمد.» ۳۶
در بین ما «بن گورین» و «بن زویتس» ۳۷ که هر دو عضو «سازمان کارگران» ۳۸ صهیونیسم بودند، با گذرنامۀ ساخته‌گی و جعلی در آمدوشد بودند و راه را برای ورود هرچه بیشتر مهاجرین یهودی، هموار می‌ساختند. با این حال، از دید بسیاری از یهودیان مهاجر، صهیونیسم، واژه و «پدیده‌یی بیگانه» بود که آن را «طفلی کج‌خلقت و وحشت‌ناک» می‌دانستند. اصلاح‌طلبان یهود «در وجود این طفل ناقص‌الخلقه» نه فقط ناراحتی، بلکه تهدیدی نسبت به ارزش‌های معنوی دینِ یهود می‌دیدند. حتا بسیاری از یهودیان معتقد و متعصب، ظهورِ آن را به منزلۀ «آدم بی‌ایمانی» می‌دانستند که با «دلیری و گستاخی، قادر متعال را برخلاف میل و اراده‌اش به اقدام برمی‌انگیخت.» ۳۹ ولی از دید صهیونیست‌هایی هم‌چون احدها آم، صهیونیسم راهی بود برای جمع کردنِ «قوم برگزیده» که در جهان پراکنده بودند. جالب توجه این است که صهیونیست‌ها وقتی «در پشت درهای بسته اجتماع می‌کنند» با هرگونه بحث و گفت‌وگویی در باب مسایل مربوط به تقدس صهیون و وصایای کتاب مقدس، قطع پیوند می‌کنند و این نکته را که «همسایۀ خود را دوست بدار» از خاطر می‌برند و تنها به سازمان دادنِ «جامعۀ یهود» می‌پردازند.
دکتر الفرد لی لی ینتال در مقدمۀ یکی از کتاب‌های خود زیر عنوان «اسراییل به چه قیمت؟» نوشته است:
در سال ۱۹۴۸ در خاور میانه، در ساحل شرقی مدیترانه، کشور اسراییل با ارتش، دولت، سیاست خارجیِ مستقل، زبان، سرود ملی و سوگند وفاداری به وجود آمد و صهیونیست‌ها خوش‌حال از این‌که سرزمین مستقلی برای خود دست‌وپا کرده و از پراکنده‌گی و بی‌وطنی نجات یافته بودند، اسراییلی شدند. اما این مسأله به طرز بدی روی حیثیت یهودیان در جهانِ آزاد و در خاورمیانه و روی زنده‌گی آنان اثر گذاشته است. در حقیقت، به آبرو و احترام بین‌المللیِ آنان لطمه وارد ساخته و یهودیت این قدیمی‌ترین ایمان به خداپرستی را به خطر انداخته است. صهیونیست‌ها به دنبال شعار سال دیگر در اورشلیم، هدف همیشه‌گی را از طریق غیرانسانی مطرح ساختند؛ در حالی که احتیاج به این کار نبود.
نام‌بُرده نوشته است:
«… اعتقاد به حضرت موسی، ایمانی است که در قلب هر یهودی معتقد، صرف‌نظر از این‌که در کدام نقطه از جهان زنده‌گی می‌کند، وجود دارد. احتیاجی نیست که حتماً در یک سرزمین مشخص، جماعتی معتقد به آن حضرت سکنا داشته باشند؛ ولی صهیونیسم یک مکتب سیاسی است که به دنبال سرزمین می‌گردد؛ سرزمینی بی‌سکنه برای مردمی بی‌وطن.»
لی‌لی‌ینتال ادامه داده و نوشته است: «به اعتقاد من، اعمال متافیزیکی پرستش خداوند، باید به دور از فعالیت‌های ناسیونالیستی در ارتباط با یک کشور باشد.» ۴۰
نام‌برده در مقدمۀ همان کتاب، اذعان کرد که به‌دلیل این طرز تفکر، مورد اعتراض صهیونیست‌ها واقع شده است و آن‌ها، نظراتِ او را برای ادامۀ حیات صهیونیست‌ها خطرناک عنوان کرده و از او خواسته بودند که دست از مخالفت بردارد. ولی او معتقد بود که برای حفظ حیثیت یهودیان اصیل امریکایی، پرده‌دری می‌کند. نام‌برده معتقد است: «بعد از آن‌که در سال ۷۲۱ق.م سرزمین شمالی اسراییل توسط آشوری‌ها و در ۷۰ سال بعد از میلاد «کامنولث» یهودیان توسط رومی‌ها از بین رفت، یهودیت از طریق زبور داود زنده نگه داشته شد.» و نتیجه می‌گیرد که: «لازم نیست سکنۀ یک کشور دربه‌در شود تا کشوری برای یهودیان به وجود آید.»

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.