طنز تلخ تاریخ خونین معاصر افغانستان؛/ مهمانان کشور شوراها رفیقِ میزبان خود را می کُشند!/ حفیظ الله امین چگونه از مهمانان قاتل خود میزبانی کرد؟

محمد اکرام اندیشمند/ دو شنبه 11 جدی 1396/

بخش چهارم/

mandegar-3۴- حفیظالله امین و مناسبات با شوروی
یک‌صدروز رهبری حفیظالله امین در حزب دمکراتیک خلق و دولت حزبی همراه با فریاد شوروی دوستی و تأکید به این دوستی و وفاداری به نظام و آیدئولوژی شوروی بود. حتی اقدام اعتراض گونه و خشم‌آلود امین در نخستین روزهای حاکمیتش مبنی بر سلب اعتماد از الکزاندر پوزانف، سفیر شوروی و تقاضای سفیر جدید از مسکو، از این فریاد نکاست. او یک‌هفته بعد از تصاحب قدرت در میان جمعی از دانشجویانی که برای تحصیل عازم شوروی بودند به سخرانی پرداخت که محتوای اصلی آنرا توصیف و تمجید از اتحاد شوروی تشکیل میداد. او در این سخنرانی که از رادیو تلویزیون کابل انتشار یافت، بیش از ده‌بار به محصلین توصیه کرد تا همه چیز را از برادران شوروی شان فرا بگیرند.(۲۹)
امین، در تمام بیانیه‌ها، اظهار نظرها و گف‌وتگوهای مطبوعاتی خود به تمجید از شوروی و حزب کمونیست شوروی می‌پرداخت، از دوستی و کمک‌های بی‌شایبه و انترناسیونالیستی شوروی سخن میگفت. بسیاری از صحبت‌ها و ابراز نظرهای وی در این موارد بدون ارتباط و مناسبت ایراد می‌شد. او در بیان دوستی با شوروی لحن شگفت‌آوری میگرفت و با مبالغه و افراط به دوستی و برادری با شوروی تأکید میکرد. وی دو هفته بعد از احراز قدرت در مراسم افتتاح انیستوت علوم اجتماعی گفت: « این قدم بزرگ، این عمل پر افتخار افتتاح انیستوت علوم اجتماعی کمیتۀ مرکزی حزب دیمکراتیک خلق افغانستان است که تدریس و پخش فلسفه، اقتصاد و سوسیالیزم علمی را به دوش داشته و در آن تحقیقات و تتبعات وسیع به عمل می‎آورد؛. چون در این امر تاریخی پر افتخار حزب دیمکراتیک خلق افغانستان، از همکاری‌های انترنشنلیستی کارگری و برادرانۀ حزب کمونیست اتحاد شوروی وسیعاً برخوردار است که با اطمینان و افتخار گفته می‌توانم که حزب دمکراتیک خلق افغانستان به حیث حزب برادر در پهلوی حزب مورد افتخار همۀ کارگران جهان و سایر زحمتکشان جهان، حزب لنین کبیر جای پر اطمینان و پر اعتبار دارد.»(۳۰)
امین کمک‌های شوروی (کمک های نظامی و مالی) را برای دولت حزب دمکراتیک خلق که در دورۀ رهبری او نه تنها ادامه یافت؛ بلکه به میزان و مقدار آن افزوده شد، بی‌حد و حصر خواند: «ما یقین داریم که اگر کمک‌های عظیم اقتصادی و سیاسی اتحاد شوروی برای ما نمی‌رسید ما در برابر دسایس و تجاوزات امپریالیزم و متحدین چپ نمای ارتجاع بین‌المللی آن، دوام داده نمی‌توانستیم و در ساختمان جامعۀ سوسیالیستی کشور خویش مؤفق نمی‌شدیم….. کمک های اتحاد شوروی حد وحصری ندارد و آن مربوط به ما است که چقدر می توانیم در جلب و جذب آن استفاده بعمل آوریم….»(۳۱)
روابط و مناسبات امین در دوران حکومت صد روزۀ او تنها به فریادهای شوروی دوستی و ابرازنظرهای احساساتی موصوف خلاصه و محدود نمی‌شد. امین در این دوره علی رغم تماس‌ها و تلاش‌هایش غرض برقراری روابط با امریکا و پاکستان، به تمام خواست‌های شوروی پاسخ مثبت گفت: از هیئات نظامی و امنیتی شوروی که در طول حکومت صدروزۀ موصوف، بلا وقفه در رفت و آمد به افغانستان بودند، با گرمین استقبال بعمل آورد؛ هیچگونه شرایط و محدودیتی را در رفت و آمد بلا انقطاع مقامات نظامی و امنیتی شوروی وضع نکرد؛ گوش خود را برای شنیدن هرگونه توصیۀ شوروی ‌ها باز گذاشت؛ مشورت نماینده‌گان شوروی و مشاورین روسی را در انتقال دفتر و مقر خود از قصر ریاست جمهوری به قصر تپۀ تاج بیک در دارالامان پذیرفت؛ به ورود قطعات نظامی ارتش سرخ که از آن به قطعات محدود تعبیر گردید، توافق کرد؛ امین در پاسخ به پیام پرژنف و کاسگین به مناسبت اولین سالگرد معاهدۀ پنجم دسمبر ۱۹۷۸ میان شوروی و افغانستان، از اهمیت و ارزش این معاهده در گسترش روابط میان دوکشور سخن گفت و از پایبندی اتحاد شوروی به معاهده و تطبیق مواد مندرج در معاهده توسط دولت شوروی اظهار امتنان و مسرت کرد: «چند روز بعدتر امین گفت اتحاد شوروی مواد مندرج معاهده را عیناً و بدون انحرافی تطبیق می نماید. عین مطالب را در بارۀ معاهدۀ اتحاد شوروی( معاهدۀ ۵ دسمبر ۱۹۷۸) نیز سه هفته قبل از اینکه عساکر آنکشور امین را بکشند، اظهار داشت.»(۳۲)
نفوذ و کنترول شوروی بر ارتش و دستگاه‌های امنیتی افغانستان در دوران حاکمیت حفیظالله امین بیشتر از گذشته گسترش یافت. «برادشر» متخصص امور شوروی در مورد افزایش نفوذ روس‌ها در حکومت امین می‌نویسد: «برای رژیم امین عملاً ممکن نبود تا خود را از مسکو جدا سازد. افغانها کنترول شانرا بر ساحات عمده و اساسی در برابر ۱۵۰۰ مامور شوروی در وزارت های ملکی و بین ۳۵۰۰ و ۴۰۰۰ صاحب منصب و تکنیشن روسی در اردو از دست داده بودند. مطابق به یک تخمین نصف صاحب منصبان و منسوبین اردوی افغان که تعداد آنها به ۸۰۰۰ نفر بالغ می‌شد، از زمان کودتا تا اکتوبر ۱۹۷۹ بنا بر علل سیاسی برطرف گردیده بودند. هنگامی که در اواخر اکتوبر ۱۹۷۹(نخستین ماه زمام داری امین) یک تهاجم وسیع عسکری علیه چریک‌ها در ولایت پکتیا صورت گرفت، پرسونل نظامی شوروی امور قوماندۀ لوازم و عملیات‌هوایی را براین اردوی افغانستان تحت ادارۀ خود داشتند.»(۳۳)
در حالی که زمان و فضای گسترش مناسبات با شوروی برای حفیظ‌الله امین نامساعد و مغشوش بود، نکتۀ قابل پرسش و بحث، دید و توقع امین در این فضای مغشوش گسترش روابط است. این روابط تا توافق و استقبال امین از ورود قطعات ارتش سرخ به افغانستان پیش رفت؛ قطعاتی که طبعاً امین از آنها نگهداری خود و حکومتش را مطالبه داشت.
اما بر خلافِ توقع و مطالبۀ امین، این نیروها، امین را کُشتند و حکومتش را سرنگون کردند. برداشت و محاسبۀ امین در گسترش روابط با شوروی علی رغم فضای غبار آلود میان او و شوروی در نتیجۀ قتل تره کی و اخراج سفیر شوروی، چه بود؟ نقطۀ اتکای امین را در اعتماد به روس ها چه چیزی تشکیل میداد؟ آنچه که پاسخ به این پرسش ها را با اهمیت و از طرف دیگر پیچیده میسازد، توجه به تلاش‌های امین در برقراری روابط با امریکا و پاکستان در این دوره است. اگر نیروهای شوروی به دعوت امین وارد افغانستان شدند، چرا اقدام به قتل داعی و میزبان خود کردند؟ اعتماد حفیظ الله امین به نیروی شوروی به عنوان قوای خارجی و بیگانه‌یی که سپس دست به قتل او زدند بر چه معیار و مبنایی استوار بود؟ اگر امین به شوروی‌ها اعتماد نداشت، از آنها چگونه خواست تا برای حفاظت او و حکومتش قوای نظامی بفرستند؟

وفاداری و اعتماد به شوروی:
انکشاف و گسترش مناسبات حفیظالله امین با شوروی در دورۀ حکومت او نشان میدهد که امین قبل از آنکه ناسیونالیست و آزادیخواهِ مخالف سلطۀ شوروی باشد و یا در پیوند و روابطی با سی.آی.ای به سر برد، به شوروی و دستگاه های قدرت در شوروی و اهداف آنها در افغانستان منقاد و وفادارا بود. در این تردیدی نیست که امین به خوبی می‌فهمید که او تره‌کی را بر خلاف خواست برژنف زمام دار شوروی به قتل رسانید و پلان او را در تشکیل حکومت مشترک تره‌کی و کارمل بر هم زد. اما دیدگاه و باور امین در این نقطه متمرکز بود که او سر انجام اعتماد زمام دار پیر شوروی را بدست می آورد.
امین به این گمان بود که شوروی ها دیر یا زود متقاعد می شوند که وی در رهبری حزب دمکراتیک خلق و دولت حزبی می تواند عین روابط تره کی را با مسکو بر قرار کند و بهتر از تره کی مجری تمایلات و اهداف شوروی ها باشد. پاسخ مثبت وی به تمام خواست های شوروی و گردن نهادن به توصیه‌ها و مشورت‌های مشاوران روسی در طول صد روز زمام‌داری اش، گام های عملی و صادقانۀ امین در جهت جلب اعتماد خدشه دار شدۀ زمام دار شوروی بود. حتی امین شوروی را در برقراری مناسبات گسترده و اعتماد به خود بیشتر از خویش نیازمند احساس می‌کرد. او می‌پنداشت که شوروی‌ها راهی جز گزینش اعتماد و دوستی با او ندارند. امین این ذهنیت را مدت‌ها قبل از احراز رهبری در حزب و حاکمیت داشت. باری در مسند وزارت خارجه به خبرنگار امریکایی در تابستان ۱۹۷۸ گفت: «شما امریکایی‌ها در مورد ما نباید تشویش داشته باشید. ما افغانانیم، ما میدانیم که با روس‌ها چطور سلوک باید داشته باشیم. بیاد داشته باشید که آنها بما آنقدر ضرورت دارند که ما برای ایشان داریم. حتی ضرورت آنها به ما بیشتر از ضرورت ما به آنها است. روس ها به من آنقدر ضرورت دارند که من با ایشان آنقدر ضرورت احساس نمی‌کنم.»(۳۴)
علی‌رغم اعتماد و وفاداری امین به شوروی که در سیاست و عملکرد یکصد روز زمام‌داری او انعکاس یافت، این پرسش مطرح می‌گردد که نقطۀ اصلی اتکای امین به این اعتماد چه بود؟ آیا امین در عمل به توصیه‌ها و خواست‌های شوروی، تنها به گمانه‌ها و پیش‌فرض‌های خود اکتفا کرد؟
مسلماً پاسخ به این پرسش منفی است. امین در منازعه و کشمکش‌های درونی حزب دمکراتیک خلق بر سر قدرت در طول یک سال و نیم گذشته نشان داد که او شخص زیرکن، سفاک، جسور ، عملگرا و حیله گر است. هرچند او با این خصوصیات در منازعۀ درونی حزب، نخست به جناح پرچم و رهبر آن ببرک کارمل و سپس به تره‌کی و هواداران او غلبه حاصل نمود اما سیاست دوگانۀ شوروی در این منازعه، راه را جهت پیروزی و غلبۀ وی هموار کرد. معهذا بعید به نظر می‌آید که امین در محاسبات خود مبنی بر اعتماد و وفاداری به شوروی تنها به حدس و گمان تکیه کرده باشد.
انگیزه‌های اصلی اعتماد امین به شوروی در فضای ناگوار و متشنج روزهای آغازین رهبری او در حزب و حاکمیت، در موضع‌گیری و دیدگاه‌های شوروی‌ها نهفته است. علی رغم هر حدس و گمان خوشبینانۀ که امین در اعتماد به شوروی داشت، او بدون دریافت چراغ سبزی از سوی روس‌ها حاضر نمی‌شد تا بدون چون و چرا و هیچ قید و شرطی حتی به آشپزخانۀ خود، آشپز روسی بگمارد. امین این پیام و اطمینان را از برخی نماینده‌گان دستگاه های قدرت شوروی در کابل یافته بود. الکزاندر موزورف نمایندۀ کی.جی.بی در افغانستان از قول «وی پی. زپلاتین مشاور سیاسی ارتش افغانستان در سال ۱۹۷۹ میگوید:
«ما، در حالت دفاعی قرار داشتیم؛ زیرا بعضی از مشاورین و متخصیصین ما در کابل در مقابل مشکلاتی که در حزب دمکراتیک خلق وجود داشت عکس‌العمل زایدالوصفی را از خود نشان میداد. خلاصه راپورهای شان به مسکو این بود که همه چیز رو به اضمحلال گذاشته و امین به ما خطری را تشکیل میدهد. مشاهده می‌شد که جنرال گورلوف (رییس استخبارات نظامی شوروی در کابل) بر آشفته و مضطرب بود. من هم در اضطراب بودم. نظر ما این بود که می‌شود با امین کار کرد! وی دشمن اتحاد شوروی نیست و ما باید از استعداد و لیاقت زیادش به نفع خود بهره برداری نماییم….
زیپلاتین به اوستینوف وزیر دفاع مکتوبی داد که از طرف امین به برژنف فرستاده شده بود. امین از برژنف تقاضای ملاقات کرده و خواسته بود که سخنش سنجیده شود. «وی فکر میکرد که اطلاعات غیر واقعی به مسکو میرسد. متأسفانه که ایشان نخواستند که در چنین یک لحظۀ حساس با وی صحبت نمایند.
چند هفته بعد، از این مذاکرات جنرال گورلوف از مقامش در کابل برطرف گردید. به همین منوال پالوفسکی که به اوستینوف تلگرامی فرستاده بود که اعزام سرباز به افغانستان مقرون به مصلحت نخواهد بود و هم تقاضا نموده بود که با امین به سطح عالی مذاکرات صورت بگیرد درماه نوامبر از کابل احضار گردید. زمانی که پالوفوسکی به مسکو مواصلت کرد برایش معلوم گردید که به توضیحاتش در مورد افغانستان کسی گوش نمیدهد.»(۳۵)
نمایندۀ استخبارات نظامی شوروی (جی.آر.یو) و مشاور سیاسی شوروی در ارتش افغانستان وقتی در پایتخت شوروی از امین به دفاع می‌پرداختند و به زمام‌داران شوروی توصیه میکردند که امین دشمن شوروی نیست و می‌توان با او کار کرد. مسلماً در کابل بسیار بیشتر از آن، صدای اعتماد و دوستی شوروی را به گوش امین میرساندند. حمل نامۀ حفیظالله امین عنوانی برژنف توسط ژنرال «زیپلاتین» مشاور سیاسی شوروی در ارتش و تسلیمی نامه به وزیر دفاع، تأکید ژنرال گورلوف رییس استخبارات نظامی شوروی در کابل به دوستی امین با شوروی و ارسال پیام تلگرافی جنرال پالو فسکی معاون وزارت دفاع از کابل به مارشال اوستینوف در مورد مذاکره با امین در سطح عالی و خودداری از اعزام قوای نظامی، همه مبیین اعتماد و روابط تنگاتنگ سازمان استخبارات نظامی ارتش شوروی (جی.آر.یو) به امین بود. رییس ارکان حرب اردوی اتحادشوروی مارشال ن.اوگارکـوف و معاونش جنرال س. اخـرومـیـیـف نیز مخالف لشکر کشی شوروی بودند. مخالفت آنها و جنرال ایـوان پـافلـوفـسـکـی به لشکر کشی که در جهت سرنگونی امین انجام می‌شد، به معنی آن بود که امین در رهبری حزب و دولت بماند. به هیچ صورت آنها این نظر را بدون روابط تنگاتنگ با حفیظ الله امین ارائه نمی کردند . و نمی توان تصور کرد که امین از دیدگاه های آنها در بی اطلاعی به سر میبرد. نقطۀ اصلی اتکای امین در اعتماد به شوروی از این جا ناشی می شد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.