طنز تلخ تاریخ خونین معاصر افغانستان؛/ مهمانان کشور شوراها رفیقِ میزبان خود را می کُشند!/ حفیظ الله امین چگونه از مهمانان قاتل خود میزبانی کرد؟

محمد اکرام اندیشمند/ سه شنبه 12 جدی 1396/

بخش پنجم/

mandegar-3صرف نظر از اینکه چه رقابت و کشمکشی میان دو دستگاه اطلاعاتی ارتش ودولت شوروی یعنی کی.جی.بی و جی.آر.یو بر سر افغانستان و جود داشت و قطع نظر از این امر که چه کسانی در داخل دستگاه رهبری شوروی دیدگاه مثبت و یا منفی درمورد حفیظالله امین داشتند، امین در وفاداری به شوروی صادق بود. علی رغم نشانه‌هایی از پارادوکس و تناقضی که در تمایل شدید امین به برقراری مناسبات با امریکا و پاکستان و چگونه‌گی روابطش با شوروی در این دوره به مشاهده میرسد، او در صدد بازی کردن با شوروی‌ها نبود. برخلاف، این شوروی‌ها بودند که با امین بازی کردند. اگر ژنرال گورولف نمایندۀ سازمان استخبارات نظامی شوروی در کابل از وظیفه‌اش سبکدوش گردید و اگر ژنرال پالوفسکی به مسکو احضار شد، اجنت‌ها و نماینده‌گان جانشین آنها در کابل هیچگاه از نیات و تصامیم مسکو به گوش امین چیزی نگفتند. مسلماً آنها امین را در دوستی و اعتماد به شوروی امید وار می‌کردند و او را به تداوم کمک‌های به قول امین «بی‌حد و حصر» خود اطمینان میدادند.
هرگاه نگاه خود را به روزهای پیش از حاکمیت صد روزۀ امین در طول رهبری تره‌کی و ما قبل آن ببریم و کم و کیف اعتماد و وفاداری امین را به شوروی بررسی کنیم، به هیچ نقطه‌یی از سوء ظن و خصومت امین نسبت به شوروی بر نمی‌خوریم. حتی در منازعۀ خونین و آشتی ناجویانۀ حفیظ الله امین با جناح پرچم که با ستیزه جویی و خشونت به راندن این جناح از قدرت و سرکوبی آنها پرداخت، نشانه های اعتماد و وفاداری به شوروی مشهود بود. امین علی رغم قتل صد ها تن اعضای جناح پرچم، از قتل رهبران و بلند پایگان جناح مذکور خود داری کرد. او در حالی که سلطان علی کشتمند فرد شماره دوم جناح پرچم ، جنرال محمد رفیع از رهبران نظامی این جناح را با شاهپور احمد زی به اتهام کودتا زندانی نمود، اما از میان آنها تنها شاهپور احمد زی را به کشتار گاه فرستاد. سعد الله احمدزی پسر موصوف می گوید:« وقتی من به حیث پسرش جویای احوالش شده از عزیز اگسا پرسیدم که سلطان علی کشتمند و جنرال رفیع در عین زمان و به عین توطئه همراه پدرم یکجا زندانی گردیدند و جرم هر دو نفر بالآخره از اعدام به ۲۰ سال حبس تخفیف یافت، چرا این تخفیف به جرم پدرم داده نشد؟عزیز اگسا در جواب گفت: پدر شما شاهپور احمدزی مصئونیت حزبی نداشت.«(۳۶)
اگر وفاداری و انقیاد امین به شوروی در میان نمی بود، مصئونیت حزبی رهبران زندانی پرچم مانع قتل آنها از سوی امین نمی شد. اعتماد امین به شوروی ها در حدی بود که پس از عودت تره کی از»هاوانا» که جنگ قدرت میان او وتره کی به نقطۀ غیر قابل بر گشت رسیده بود و در رفتن به مقر تره کی احساس خطر میکرد، با تکیه به اعتمادِ به قول خودش «رفیقان شوروی» بدیدار تره کی رفت:
«وقتیکه نورمحمد تره کی در تیلفون به او اطمینان میدهد که رفقای شوروی آمده و خواهش دارند که شما بیائید و گویا پوزانف امنیت امین را تضمین می نماید با وجود اینکه اسد الله امین برادر زاده و داماد امین جدی پافشاری میکرد که به هیچ صورت باید نروید؟ ولی امین بعد از تماس تیلفونی با ترون سریاور نورمحمد تره کی تصمیم می گیرد که چون رفقای شوروی موجود اند باید حتماً برود.«(۳۷)
بعداً نیز حفیظ الله امین در دورۀ یکصد روز حاکمیت خود هیچ نشان و شواهدی را آشکار نساخت که دلالت به بی اعتمادی و عدم وفاداری او به شوروی ها داشته باشد. عبدالقدوس غوربندی از وزیران کابینۀ امین در حالی که به خصوصیات قوی ملی حفیظ الله امین تأکید میکند، بدون اشاره به دیدگاه و موقف امین در برابر دخالت و سلطۀ روز افزون روس ها و بدون توضیح این خصوصیت قوی ملی موصوف از ناگواری و ناگزیری امین و خصلت ذاتی توطئه گرانۀ شوروی ها سخن میگوید:
«امین در مجموع از خصوصیات قوی ملی برخوردار بود. ولی مشکلات فراوان در پیش روی داشت. رژیم به کمک های انحصاری نظامی و اقتصادی(شوروی)اتکا داشت. حزب به جنبش انقلابی جهانی پابندی داشت و توهمات آیدلوژیک یاران و همراهانش نقطۀ ضعف و پاشنۀ آشیل وی را تشکیل میداد. او در جستجوی راه هایی بود تا خود را از دام توطئه کی.جی.بی فارغ و خارج سازد و از شک و تردیدی که نسبت به حسن نیت شورویها داشت نتیجه گیری لازم نماید و درفکر آلترنتیف های مساعد بود که زمان برایش مجال نداد. در عین حال شوروی ها که در وجود امین موقعیت آینده خود را متزلزل و نا مطمئن یافتند چون دلیلی برای رویایی مستقیم نداشتند بتأسی از خصلت ذاتی توطئه گرایانۀ خود دست به دسیسه زدند. در ظاهر پیشنهاد مساعدتهای سخاوتمندانه وسیع نظامی و اقتصادی را نموده و در باطن پلان محیلانه و توأم با مساعی عوامل داخلی خود را قدم به قدم تطبیق نمودند….
تابییف سفیر جدید شوروی در کابل از مضاعف شدن مساعدتها سخن میگفت و از اجراآت شعار ها و بصورت عموم از تغییر سیاسی تمجید و تعریف میکرد. اما در باطن پلان سقوط امین به سرعت در آستانۀ تطبیق بود.»(۳۸)
وزیر مخابرات امین که در آخرین روز حاکمیت امین غرض وداع با وزیر مخابرات شوروی عازم فرودگاه کابل بود در پاسخ به پرسش یکی از همراهان خود که این همه عساکر شوروی متواتر از هوا فرود می آیند چه خبر است، گفت:«غم نخور! این ها به موجب یک موافقت نامۀ کمک با ما آمده اند و خواهی دید که به زودی دمار از روز گار ضد انقلابیون بر خواهند آورد.»(۳۹)
حفیظ الله امین به برادر خود عبدالله امین در ولایات شمال افغانستان از ورود نیروی های شوروی بر مبنای توافقات دو جانبه اطمینان داد. عبدالله امین به اطلاع او رسانید که:«شوروی ها بالای دریای آمو پل های(پانتونی) به کار انداخته و قطعات موتر دار و زرهدار را از بالای آن عبور داده و به طرف کابل روان اند. و همچنان به میدان هوایی مزار شریف قطعاتی از راه هوا به زمین نشسته و ادارۀ آنجا را بدست گرفته اند. امین در جوابش گفت: مطمئن باش حرفی نیست این قوا به موجب یک موافقتنامۀ کمکی که در بین ما امضاء شده است به طرف کابل و بگرام می آیند و به ما تجهیزات میرسانند.»(۴۰)
امین نه تنها به برادر خود عبدالله امین از کمک نظامی شوروی اطمینان داد بلکه او را مؤظف ساخت تا با قوای شوروی همکاری کند. شوروی ها سپس همکاری عبدالله امین را تایید کردند:
«دگروال (سرهنگ) ابرتاس کاسیناس» مشاور روسی سرفرمانده ستاد عالی یا لوی درستیز وزارت دفاع افغانستان، ژنرال یعقوب، از همکاری عام وتام عبدالله امین در صفحات شمال برای گذر قوا از مرز یاد آور می شود.»(۴۱)
ژنرال محمدیعقوب لوی درستیز(رئیس ستاد مشترک ارتش) دستور همکاری با قوای شوروی را از حفیظ الله امین در یافت داشته بود:« وقتی «تابییف» سفیر شوروی به امین اطلاع داد که بیروی سیاسی تصمیم گرفته است افغانستان را کمک نماید، در پی آن امین به ستر درستیز هدایت داد تا از قوای اتحاد شوروی در هرجایی که ممکن است حمایت بعمل آورند.»(۴۲)
از اظهارت وزیران کابینۀ امین و فرمانده ارتش او کاملاً آشکار است که امین تا آخر به شوروی در وفاداری مطلق و اعتماد کامل به سر میبرد و به نزدیک ترین رفیقان مسئول و شریک حاکمیت خود نه تنها سخنی از بی اعتمادی به شوروی نگفت بلکه آنها را از کمک شوروی ها اطمینان داد. روس ها در دورۀ حاکمیت امین نیز که در یک بازی ماهرانه با او گام به گام برنامۀ سرنگونی حکومتش را طرح و عملی میکردند، از بی اعتمادی و کار شکنی او سخنی نگفته اند. ژنرال لیاخفسکی از اعتماد امین در دورۀ زمام داری او به شوروی ها می نویسد:
«امین نه تنها خود را بدست خود در محاصرۀ مشاوران نظامی شوروی افگند، بلکه با نمایندگان بلند پایۀ کی.جی.بی، وزارت دفاع شوروی در ارگانهای مربوط افغانستان مشوره میکرد و کاملاً به آنها اعتماد داشت. تنها به پزشکان روسی مراجعه میکرد و در فرجام به سپاهیان ما امید بسته بود.»(۴۳)
ژنرال گروموف آخرین قوماندان نیروهای شوروی در افغانستان نیز از دستور امین به ارتش غرض همکاری با قوای شوروی سخن می گوید:«حفیظ الله امین به ستاد کل نیروهای مسلح افغانستان دستور داد تا با سپاهیان شوروی از هیچ گونه همکاری دریغ نشود. بامداد ۲۵ دسمبر ۱۹۷۹ فرمانده سپاه چهلم، سرلشکر توخارنیف، دوبار با سر لشکر بابه جان رئیس ادارۀ عملیاتی ستاد نیروهای مسلح افغانستان و عبدالله امین برادر بزرگ حفیظ الله امین در شهر کندز در شمال افغانستان دیدار کردند.»(۴۴)

شکل گیری تجاوز:
بازی با امین و اتخاذ سیاست دوگانه از سوی مسکو در مورد او از نخستین فیصله های رهبران حزب کمونیست شوروی و نخستین گام در فرآیند شکل گیری تجاوز بود. برژنف و کاسگین در فردای زمام داری و زعامت امین (۱۷سپتمیر) به او پیام تبریکی فرستادند. آنها در این پیام به تداوم روابط برادرانه با جمهوری دمکراتیک افغانستان بر مبنای معاهدۀ دوستی تأکید کردند. اعضای رهبری حزب کمونیست شوروی علی رغم نارضایتی و خشم برژنف رهبر حزب مذکور، به ادامۀ کمک و همکاری با امین توافق کردند تا پلان سرنگونی او را از نزدیک و به آسانی عملی سازند. ژنرال الکساندر لیاخفسکی از یاد داشتها و تصاویب سری حزب کمونیست در این مورد که پس از فروپاشی شوروی علنی گردید، می نویسد:
«بعداً در یاد داشتهای کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی واضح شد که کار پیگیر با امین و در مجموع با رهبران کنونی حزب دمکراتیک خلق افغانستان را ادامه داده و بهانه در دست امین ندهیم که فکر کند ما به او اعتماد نداریم و نمی خواهیم با او سرو کار داشته باشیم. از تماس با امین برای پرده برداری از امیال نهایی وی باید بهره گرفت.»(۴۵)
اعزام هیئات مختلف به ویژه هیئت های امنیتی و نظامی از سوی مسکو به کابل جهت بررسی اوضاع و گفتگوی مداوم با امین بر سر کمک های شوروی گسترش یافت. هنوز هیئت بلند پایۀ ارتش شوروی بریاست ژنرال ایوان جی. پافلوفسکی معاون وزارت دفاع و فرمانده نیروهای زمینی شوروی که در روزهای پایانی رهبری تره کی وارد کابل شده بود در کابل به سر میبردکه یک هیئت بلند رتبۀ دیگر شوروی با عضویت ژنرال ویکتور. اس.پاپوتین معین اول وزارت داخله در ۲۸ نومبر ۱۹۷۹ وارد کابل گردید. ریاست هیئت رادر واقع یک تن از ژنرالان کی.جی.بی به عهده داشت که درموردنام و مقام او اظهاراتی صورت نگرفت. مطبوعات کابل از جمله روزنامۀ کابل تایمز اهداف سفر هیئت مذکور را به افغانستان»همکاری دوجانبه و سایر مسایل ذیعلاقه» وانمودکردند.(۴۶)
در حالی که رفت و آمد هیئت های شوروی متشکل از ارگانهای مختلف دولت شوری به کابل در طول حاکمیت صد روزۀ امین ادامه یافت، بصورت رسمی در رسانه های گروهی دوطرف از این رفت و برگشت ها خبر وگزارشی منتشر نمی گردید. از میان تمام بازدید کننده گان مختلف شوروی تنها از ژنرال پاپوتین بصورت رسمی و علنی نام برده شد. فقیر محمد فقیر وزیر داخله در کابینۀ امین از پاپوتین با گرمی پذیرایی و میزبانی کرد. پاپوتین در دوم دسمبر با حفیظ الله امین ملاقات بعمل آورد و سپس در سیزدهم دسمبر به مسکو برگشت. دو تن ازچهره های مهم که از حزب کمونیست شوروی بی سرو صدا تا اوایل دسمبر ۱۹۷۹ دو بار به کابل سفر کردند، «پانوماروف» رئیس روابط بین المللی حزب کمونیست شوروی و معاونش «کارین بروتینتس» بودند:«در اوایل دسمبر ۱۹۷۹ پاماناروف در مورد افغانستان کمیتۀ را تحت ریاست بروتینتس که دو بار به کابل رفته بود، تشکیل کرد. بتاریخ هژدهم دسمبر مشاور برژنف در پالیسی خارجی «الکساندر اگنتوف» از بروتنینتس خواست که راپور خود را بدون معطلی بیشتر تسلیم نماید.»(۴۷)
بررسی اوضاع و ارایۀ گزارش به رهبران شوروی و آماده ساختن امین جهت توافق و پذیرش نیرو های شوروی از وظایف هیئت هایی بود که به پایتخت افغانستان می آمدند و با امین و مقامات دولت او گفتگو میکردند. همانگونه که در مبحث پیشین بررسی مناسبات امین با شوروی و چگونگی اعتماد او به شوروی ها تذکر رفت، امین به آسانی و بدون ایجاد هیچ مانع و مشکلی به تمایلات و خواست های هیئت های شوروی پاسخ مثبت گفت. تیم ژنرال پاپوتین توافق امین را غرض ورود نیروهای محدود شوروی به افغانستان حاصل کرد. محمد صدیق فرهنگ مؤلف افغانستان در پنج قرن اخیر می نویسد:«ژنرال پاپوتین در مذاکره با امین مؤفق شد اجازۀ جابجا شدن دستجات معین نیروی شوروی را در بگرام، سالنگ و میدان هوایی کابل حاصل کند، اما امین به ورود نیروی شوروی به گونه ای که اومیخواست یعنی بصورت نامحدود و غیر مقید راضی نشد. چنانچه یک روز پیش از سقوطش به یک نفر خبر نگار غرب گفت:»دولت شوروی از مطالبۀ پایگاه در افغانستان منصرف شده، اما نیروی نظامی آن برای کمک به او (امین) در خاموش ساختن آتش بغاوت به افغانستان می آید»»(۴۸)
آنچی که برای شوروی ها اهمیت داشت، توافق و رضایت امین به ورود نیروهای نظامی شوروی و اعتماد امین به این نیروها بود. ورود این نیروهای هر چند معدود، راه را برای سرنگونی حکومت امین هموار میکرد. اگر امین توافق به ورود نیروهای شوروی را مشروط به معدودیت این نیرو ها ساخت، آیا اصول و میکانیزمی را در نظارت به این معدودیت وضع کرد؟ او به ارتش و حتی برادرش در قندوز دستورهمکاری و استقبال از نیروهای شوروی را صادر کرد نه هدایت باز رسی کم وکیف این نیروهارا.
نکتۀ قابل تذکر در بررسی هیئت های شوروی و تهیۀ گزارش از سوی آنها برای زمام داران شوری، تفاوت و اختلاف نظر آنها در اعزام نیرو به افغانستان است. از این اختلاف نظر در مباحث پیشین سخن رفت که برای برخی از محققین و تحلیل گران، ریشه های آن به مبارزۀ درونی قدرت میان رهبران شوروی و دو دستگاه جاسوسی دولتی و ارتش(کی.جی.بی و جی.آر.یو) به عنوان دستگاه های مهم حاکمیت شوروی بر میگردد. این اختلاف در اغفال و تحمیق حفیظ الله امین در اعتماد و وفاداری به شوروی نفش مهمی ایفا کرد، که به آن نیز اشاره شد. اما علی رغم تفاوت گزارش هیئت ها درمورد اعزام نیرو به افغانستان، رهبران شوروی در مسکو تصمیم به اعزام قوا و در واقع تجاوز نظامی گرفتند. پرسش این است که آیا این تصمیم یک اقدام دسته جمعی زمام داران شوروی بود یا برژنف به تنهایی فرمان حمله به افغانستان را صادر کرد؟

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.