طنز تلخ تاریخ خونین معاصر افغانستان؛/ مهمانان کشور شوراها رفیقِ میزبان خود را می کُشند!/ حفیظ الله امین چگونه از مهمانان قاتل خود میزبانی کرد؟

محمد اکرام اندیشمند/ چهارشنبه 13 جدی 1396/

بخش ششم/

mandegar-3فیصله نامۀ ۱۷۶:
در سند مهم و سری کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی که در سال ۱۹۹۲ پس از فروپاشی شوروی علنی گردید، مشاهده می‌شود که فیصلۀ حملۀ نظامی به افغانستان در حلقۀ معدود ۹ نفر عضو بیروی سیاسی حزب کمونیست اتخاذ شد. این سند که به فیصله نامۀ ۱۷۶معروف است، توسط «کنستانتسن چرنینکو» به قلم نگاشته شده بود:
«سند (خیلی مهم) شماره ۲۵/ ۱۷۶
خیلی محرمانه – پروندۀ خاص
رئیس جلسه ل.ای یرژنف
اشتراک کننده‌گان: سوسلف، گریشن، گریلینکو، پیلشا، اوستینوف، چرنینکو، اندروپف، گرومیکو، تیخانوف و پونوماریوف.
مصوبۀ کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی
تاریخ ۱۱/۱۲/۱۹۷۹
پیرامون اوضاع در «آ» (افغانستان)
۱- شرح‌ها وتدبیرهای ارائه شده از سوی رفقا اندروپوف، اوستینف و گرومیکو تصویب گردد و به آنها اجازه داده شود در روند پیاده کردن این تدبیرها تصمیماتی را که خصلت اصولی نداشته باشند، وارد بیاورند. مسایلی که مستلزم اتخاذ تصمیم از سوی کمیتۀ مرکزی باشند بائیست به موقع در دسترس دفتر سیاسی حزب گذاشته شود. انجام این تدبیرها به عهدۀ رفقا اندروپف، اوستینف و گرومیکو گذاشته شود.

۲ – به رفقا اندروپف، اوستینف و گرومیکو سفارش می‌شود تا دفتر سیاسی کمیتۀ مرکزی را دربارۀ روند تطبیق تدبیرهای در نظر گرفته شده مطلع سازند.
دبیر کل کمیتۀ مرکزی ل.ای برژنف
آی اِل – ۹۹۷»(۴۹)
نکتۀ قابل بحث در فیصله نامۀ ۱۷۶ بیروی سیاسی حزب کمونیست شوروی که منجر به تجاوز نظامی بر افغانستان شد، نقش و سهم برژنف رهبر سالخورده و پیر آن حزب و زمام دار شوروی است. «یوری گانکوفسکی»، مدیر پروژۀ افغانستان در مؤسسۀ مطالعات شرقی از قول «ر.الف اولیانوفسکی» یکی از اعضای اداری کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی که در جلسۀ مذکور حاضر بود، می‌گوید:
«گرومیکو از جلسه ریاست نمود و اوستینوف در رأس میز طویل پهلویش نشسته بود. اندروپوف در پهلوی میز نزدیک به دیوار جا گرفته بود. ده یا یازده نفر اعضای کمیتۀ مرکزی در بیخ دیوار مقابل، یک اندازه دورتر نشسته بودند. تقریباً بعد از نیم ساعت استماع راپور ها که ازطرف مشاورین قرائت می شد برژنف به اتاق در آمد. گرومیکو از بازویش گرفت و همرایش کمک نمود که بصورت لرزان دورا دور اتاق بگردد و هر یک از اشخاص حاضر را در آغوش بکشد. وی چندین مرتبه به افتیدن نزدیک شد. بعد از آن گرومیکو در گوشش طوری نجوا نمود که حرفش بکلی شنیده می شد و به برژنف گفت:
«معلومات تازه به جلسه عرضه شده که نشان میدهد که امین تا چه حد بد، تا چه حد ماجرا جو و تا چه حد غیر قابل پیش بینی است. برژنف برای دوسه دقیقه خاموش بود. بعد از آن دفعتاً به پا ایستاد، مشت هایش را به میز کوفت وگفت:»مرد ناپاک» و از اتاق خارج شد.»(۵۰)
البته در مورد توافق وعدم توافق اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی به حملۀ نظامی از سوی بازماندگان آن تصمیم و برخی مقامات کمیتۀ مرکزی حزب مذکور پس از فروپاشی شوروی دیدگاه های مختلف ارائه می شود. برخی همه مسئولیت را به گردن میخائبل سوسلوف عضو دفتر سیاسی می اندازند که گویا او برژنف را به ضرورت حمله بر افغانستان متقاعد کرد. عده ای این تصمیم را تنها ناشی از ارادۀ برژنف میدانند. مارتـیـن بـابـیـث می نویسد:
«بدون شک رول اساسی را صرف چند تن ازاعضای بیروی سیاسی حزب کمونست اتحاد شوروی همچون میخایل شوسلوف، اندری گرومیکو، دمیتری اوستینف و یوری اندورپف بازی کردند. بگفتۀ اندری گرومیکو درست این یوری اندروپف بود که دی یکی از جلسات ماه اکتوبر که در بارۀ افغانستان دایر شده بود با این نظریه آمد تا ببرک کارمل را که در چکسلواکیا زندگی می کرد و از برگشت به افغانستان سرباز زده بود به مسکو دعوت کنند. کارمل در مسکو مدت زیادی باقی نماند و به دوشـنـبـه منتقل شده و تمام زمینه برایش مهیا گردید تا با سایر اعضای جناحش در داخل افغانستان رابطه برقرار سازد.»(۵۱)
مقدمات تجاوز نظامی بر افغانستان قبل از فیصله نامۀ ۱۷۶ در اوایل نومبر ۱۹۷۹ آغاز گردید. قوای مهاجم که بعداً نام ارتش چهلم شوروی را گرفت به این منظور در ترمز ازبکستان و حوزۀ ترکمنستان تشکیل شد. حتی ژنرال یو.شاتالین قوماندان فرقۀ ۵ ترکستان که یکی از فرقه های مهاجم بود، ادعا می کند که آمادگی اعزام نیرو به افغانستان در مارچ ۱۹۷۹ گرفته شده بود:«من به عنوان فرمانده لشکر ۵ گارد فرماندهی نظامی ترکستان تایید می نمایم که آماده گیری برای گسیل یگانها به افغانستان در ماه مارس ۱۹۷۹ آغاز گردیده بود. بتاریخ ۲ مارس، لشکر زیرفرمان من و لشکر ۱۰۸زرهدار(موتوریزه) کاملاً آماده و بسیج شده بود.»(۵۲)
هرچند مارشال استینوف وزیر دفاع شوروی تصمیم رهبران شوروی را در اوایل دسمبر در جلسۀ رهبری هیئت وزارت دفاع و برخی ژنرالان ارشد و با صلاحیت اعلان کرد، اما اعزام نیروها به افغانستان قبل از آن آغاز یافته بود:
«بیست و نهم نوامبر قوای دیسانت هوایی که در ابتدای ماه جون در بگرام جا بجا شده بود، تقویه گردید. چهارم دسمبر برژنف، اندروپف، گرومیکو، استینوف و سوسلف تصمیم گرفتند قطعاتی مرکب از ۵۰۰ سرباز برای حفاظت امین اعزام دارند. افسران و عساکر این قطعات را ملبس به یونیفورم افغانی ساختند. ششم دسمبر تقریباً سه کندک(گردان) را مرکب از ۲۵۰۰ نفر به افغانستان اعزام نمودند و هشتم و دهم دسمبر ۶۰۰ سرباز دیگر نیز به آنها پیوستند. در دسمبر «کندک مسلمانان»(مسلمانان داخل قلمرو شوروی) که درماه می تشکیل شده بود، وظیفه گرفت تا مانع فرار امین از اقامتگاهش گردد. خود قصر باید توسط گروپ «زینت» که در سال ۱۹۷۴ به حیث قطعۀ ضد تروریستی در چوکات کی.جی.بی تشکیل گردیده بود، اشغال میگردید. این گروپ را تحت فرماندهی دگروال(سرهنگ) بویارینف یکجا با کندک مسلمانان مخفیانه از ۹ تا ۱۲ دسمبر به کابل انتقال دادند وبرای این کار پرواز های متعددی انجام یافت. در آخر هفتۀ اول دسمبر، شب هشتم دسمبر غند(هنگ) ۱۰۵ دیسانت هوایی به کابل اعزام گردید تا فرودگاه نظامی بگرام را تحت کنترول گرفته از آن پاسبانی کند.»(۵۳)
روز ۲۵ دسمبر ۱۹۷۹ هزاران تن از نیروهای ارتش سرخ از راه زمین وارد افغانستان شدند. یک روز قبل مارشال اوستنف وزیر دفاع شوروی دستور و رهنمود اعزام نیروی نظامی به افغانستان را امضا کرد. دراین رهنمود هیچ توضیحی از تقاضای حکومت افغانستان به ورود قوای شوروی و هیچ تذکری ازمطابقت اعزام نیرو به مادۀ ۵۱ منشور ملل متحد داده نشده بود. بر عکس در دستور و رهنمود اعزام نیرو، به انگیزه های آیدئولوژیکی تأکید بعمل آمد که در آن گفته شد:«تصمیم گرفته شده است برخی از سپاهیان مستقر در نواحی جنوب کشور، به مقصد ارایۀ کمک انترناسیونالیستی به خلق دوست افغانستان و همچنان فراهم آوردن زمینه های مساعد برای جلوگیری از اقدامات محتمل ضد افغانی از سوی کشورهای امپریالیستی و کشور های همسایه به قلمرو جمهوری دمکراتیک افغانستان فرستاده شود.»(۵۴)
حملۀ نیروهای شوروی:
تا سحرگاه ششم جدی ۱۳۵۸ (۲۷دسمبر ۱۹۷۹) بوسیلۀ صد ها پرواز هوایی، پنج هزار تن از نیروهای فرقۀ ۱۰۳ کماندو، وارد فروگاه کابل و بگرام شدند. تا ظهر این روز نیروهای زرهی فرقۀ ۱۰۸ که روز ۲۵ دسمبر با عبور ازفراز آمو راه کابل را در پیش گرفته بودند، وارد حومۀ پایتخت گردیدند و با نیروهای کماندویی فرقۀ ۱۰۳ ارتباط برقرار ساختند. مشاورین شوروی در قطعات ارتش افغانستان ورود این نیروها را انجام تمرینات نظامی وانمود میکردند. هیچ گونه حالت اضطرار و نگرانی جدی در داخل دولت در کابل به چشم نمی خورد. امین ظهر آنروز درکاخ تپۀ تاج بیگ میزبان اعضای دفتر سیاسی حزب دمکراتیک خلق بود. به قول دستگیر پنجشیری، امین با اعضای دفتر سیاسی در مورد ایراد بیانیه بمناسبت پانزدهمین سالگرد تأسیس حزب دمکراتیک خلق و ملاقات خود با «فکرت تابییف احمد جانویچ» سفیر شوروی به صحبت پرداخت. امین به اعضای بیروی سیاسی گفت:«سفیر شوروی به نمایندگی از رهبری دولت شوروی به او اطمینان محکم داده است که دولت شوروی بقدر ویتنام به افغانستان مساعدت تخنیکی، نظامی و مالی میرساند و کشور ما را در مقابل دخالت و مداخلۀ پاکستان و دیگر کشور های منطقه تنها نمیگذارد.»(۵۵)
حفیظ الله امین در حالی به اعضای دفتر سیاسی حزب دمکراتیک خلق از کمک های نظامی و مالی شوروی اطمینان میداد که آشپز روسی اش در آشپز خانه مصروف زهر آلود ساختن غذای او بود و نیروهای شوروی در بیرون از کاخ، خود را برای انجام یک عملیات نظامی غرض سرنگونی حکومت موصوف آماده میکردند. طرح مسمومیت امین توسط دیپارتمنت هشت کی-جی-بی تحت رهبری اندروپوف رئیس کی.جی.بی اتخاذ گردیده بود . این دیپارتمنت یکی از اعضای کی.جی.بی را بنام «تالیبوف» به عنوان آشپز وارد قصر امین ساخت. در حالی که پلان مسمومیت امین توسط آشپز شوروی او در ظهر بیست وهفتم دسمبر(۶ جدی) با مؤفقیت عملی شد و امین پس از صرف نهار در بیهوشی و کوما رفت، پزشکان شوروی در بی خبری از برنامۀ عملیات سرنگون سازی، او را تا شروع عملیات نظامی به هوش آوردند. خبر مسمومیت امین و اعضای دفتر سیاسی حزب از سوی جانداد قوماندان گارد قصر به اطلاع ژنرال ولایت رئیس شفاخانۀ چهارصد بستر ارتش رسید. ژنرال مذکور به عجله بسوی محل اقامت امین شتافت و سر طبیب شفاخانۀ چهارصد بستر را غرض انتقال پزشکان شوروی مؤظف ساخت. سرطبیب چهارصد بستر، دگروال «ویکتور کزنیچنکف» متخصص امراض داخلی را با یک متخصص بیماری های میکروبی و دگروال»اناتولی الکسی یف»سرطبیب گروه دکتوران نظامی شوروی را در شفاخانۀ چهارصد بستر به کاخ تپۀ تاج بیک آورد. آنها در حالتی وارد قصر امین شدند که بر خلافِ ساعاتِ قبل از ظهر، نگرانی و اضطراب شدید در داخل کاخ بمیان آمده بود. امین با تمام اعضای بیروی سیاسی حزب دمکراتیک خلق به استثنای دستگیر پنجشیری دچار بیهوشی شدید شده بودند. ژنرال ولایت رئیس شفاخانۀ چهارصد بستر دکتوران شوروی را به اتاق امین رهنمایی کرد تا به تداوی او بپردازند. ژنزال لیاخفسکی می نوسید:
«پزشکان از پلکان بالا آمدند. امین در یکی از اتاق ها با بدن نیمه برهنه به روی زمین افتاده بود. فک و چانه اش آویزان شده بود و چشمانش بی نور و سفید چیزی را نمی دیدند. نشانه ای از هوش در وجودش دیده نمی شد. در یک سخن در کومای مدهشی فرو رفته بود. پزشکان از خود می پرسیدند آیا او مرده است؟ نبض هایش را دیدند به آهستگی میزدند به طوریکه به بسیار دشواری احساس می شد. گویا اینکه در میان مرگ و زندگی میخکوب شده بودند. سرهنگ کوزنیچنکف و سرهنگ الکسی یف با نجات «رهبر کشور دوست» طرح های کی.جی.بی را برهم میزنند. و امین تا ساعت شش شام به خود آمد و با شگفت زدگی پرسید: چرا درخانۀ ما چنین چیزی رخ داده است؟ چه کسی این کار را کرده است؟ آیا تصادفی است یا کدام توطئه؟ این واقعه افسران مسئول امنیت (جانداد و اقبال) را خیلی پریشان ساخته بود. آنها به قوای چهارم زرهدار زنگ زدند تا به آنان بگویند که برای کمک آماده باشند مگر از هیچ جا کمک دریافت نمی توانستند. چون کماندو های ما کاملاً یگانهای (قطعات نظامی و امنیتی دولت)مستقر در کابل را در محاصرۀ خود داشتند.»(۵۶)

یورش ۳۳۳ در شامگاه ششم جدی:
حفیظ الله امین زمانی به هوش آمد که عملیات نظامی نیروی های شوروی غرض سرنگونی حکومت او آغاز یافته بود. قوای مهاجم بعد از ظهر ششم جدی(۲۷ دسمبر) در سه قطار بسوی مرکز شهر، تپۀ تاج بیک و استقامت پلچرخی حر کت کردند. شوروی ها در نخستین گام مرکز مخابرات را در شهر منفجر نمودند و قبل از حمله به کاخ کلیه روابط میان قطعات ارتش و محل اقامت امین را مختل کردند. نیروی های مهاجم به قصر اقامت امین بوسیلۀ واحد ها یا جز و تام های ویژۀ کی.جی.بی که قبلاً در کاخ تپۀ تاج بیک محل اقامت امین، دارلامان و سفارت شوروی جا بجا شده بودند کمک می گردیدند:
«این جزو تام ها(یگانها و واحد ها) هیچ تفاوتی با یک جزو تام افغانی نداشتند. افراد آن که ملبس با یونیفورم افغانی بودند، اطراف قصر را مین گذاری کردند. آنهاسازماندهی و چگونگی تبدیل پهره داری قصرامین را میدانستند. محافظین امین را به چهره می شناختند. از خصوصیات سیستم مخابروی و تجهیزات محاربوی شان نیز آگاه بودند. در پهلوی آن، ساختمان داخلی قصر و نقشۀ اتاق های داخل قصر را نیز میدانستند. قطعات مهاجم «الفا» را «نیکولای بریلیف» و «زینت» را «بویارنیف» از افسران کی جی. بی فرماندهی میکردند. این قطعات چند عراده ماشین محاربوی و دستگاه «شلیکا» در اختیار داشتند. هجوم به کاخ امین بنام «یورش ۳۳۳»در شامگاه ۲۷ دسمبر ۱۹۷۹(ششم جدی ۱۳۵۸)ساعت ۶ و ۲۵ دقیقه آغاز یافت.»(۵۷)
به نوشتۀ مؤلف توفان در افغانستان:«برای افراد و پرسونل کندک مسلمانان توضیح داده بودند که امین به انقلاب ثور خیانت کرده و به زدو بند با سی آی اِی پرداخته است. راستش این توضیحات را کمتر کسی از سربازان و افسران می توانستند بپذیرند و از خود می پرسند پس چرا امین سپاهیان ما را دعوت کرده است نه سپاهیان امریکایی را!؟»(۵۸)
هنوز پزشکان شوروی امین را ترک نکرده بودند که آتش نیروهای شوروی کاخ را به لرزه آورد. در حالیکه امین با خانواده اش در اتاق های داخل کاخ نمیدانستند که مهاجمین چه کسانی هستند، نیروهای گارد محافظ او در محوطه واطراف قصر با قوای شوروی به نبرد پرداختند. مقاومت نظامیان گارد امین به زودی درهم کوبیده شد و مهاجمین برای نابودی امین داخل ساختمان اصلی کاخ گردیدند.
دسته های دیگری از نیروهای مهاجم که بسوی مرکز شهر و استقامت پلچرخی پیش رفتند تا ساعات اولیۀ شب مراکز مهم دولتی به شمول رادیو تلویزیون و زندان پلچرخی را تصرف کردند. یورش نیروهای شوروی در برخی مراکز نظامی و دولتی به مقاومت روبرو شد. این مقاومت ها که به قتل ده ها تن از قوای مهاجم انجامید بصورت پراگنده و بدون دریافت رهنمود و فرمانی از سوی امین و مقام های مسئول در حکومت او صورت گرفت. چون دستور و هدایت حفیظ الله امین به ارتش، برادری و همکاری با نیروهای اتحاد شوروی بود نه مخالفت و مخاصمت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.