عـروسـک؛ به‌مثـابۀ ابژۀ فرهـنگی

مرتضی ارشاد/ سه شنبه 7 جدی 1395/

بخش پنجم/

mandegar-3تأثیری که این عروسک‌های کوچک بر روی کودکی انسان می‌گذارد، با توجه به تجربه‌های پیرامونی ما که کم هم نیستند، به یک کشمکش فرهنگی ناخواسته میان ذهن کودک و جامعۀ خود منجر می‌شود؛ به این ترتیب که آموزش‌ها و مفاهیمی که وی در جامعه می‌بیند، با عروسک‌هایی که به شکل ابزار سرگرمی، تخیل و تعقل وی را می‌آزماید، همخوانی نداشته و وی را در یک تعلیق فرهنگی نگاه می‌دارد.
برای شناخت تأثیری که صنعت عروسک بر دنیای کودکی و بعدها بزرگ‌سالی افراد می‌گذارد، می‌بایست به نظر آدورنو در باب “صنعت فرهنگ” اشاره کرد؛ البته با این پیش‌زمینه که اعتقاد بر این است که حرفه و تخصصِ ساخت سامانِ بازی و عروسک در نوع خود هنر است و دستاوردی مختص به فرهنگ انسان. آدورنو معتقد است: صنعت سرمایه‌داری با یکسان‌سازی سلایق و علایق انسان، صرفاً وی را به یک مصرف‌کنندۀ بی‌اراده بدل می‌کند. به همین دلیل مخاطب به مصرف‌کننده تبدیل شده و ابداع، نوآوری و خلاقیت جای خود را به آرمان‌های تکراری و یک‌نواخت می‌دهد و در چنین قلمروی آدمی خود را به آسانی در برابر ایدیولوژی آفریینده‌گان هنر صنعتی رها می‌کند. هنر توده‌یی و محصولات صنعت فرهنگی، کارکرد ذهن مخاطب را نیمه خودکار کرده، آن ذهن را در اختیار می‌گیرند و عنصر رهایی‌بخش هنر یعنی خیال‌پردازی را محدود می‌نمایند. وی معتقد است که یک‌سان شدن دستاوردهای هنری در تمامی سطوح خود، باعث از میان رفتن تجلی هنر و یک‌سان شدن لذت زیبایی‌شناسانه بوده و در واقع “یک‌رنگ‌سازی ذهن انسانی” است.(دیالکتیک روشن‌گری/تئودور آدورنو)
عروسک صنعتی نیز با کارکردی مشابهِ نظر بالا به‌صورت پنهان بر روی سلیقۀ کودک تأثیر گذاشته و از وی نمونه‌یی فرهنگی می‌سازد که به دلیل تکثر در فرهنگ‌های مختلف، با یکسان‌سازی از طریق انتقال معنایی عروسک‌ها در واقع به نوعی مشابهت و یک‌سانی در مفهوم عام دست یافته‌اند.
فلسفۀ عروسک
آن‌چنان که اشاره گردید، عروسک‌ها پلی ارتباطی میان دنیای بزرگ‌سالی و کودکی هستند که از یک‌سو می‌توانند محبت‌زا باشند و از سوی دیگر، کودک را تحت جامعه‌پذیری اجتماع درآورند. عروسک‌ها با کارکردی که برای انتقال معنا از دنیای بزرگ‌سال به دنیای کودک ایفا می‌کنند، به‌صورت یک تمثال درمی‌آیند که با ارایۀ یک نماد (جسم عروسک) کودک را به درک نشانه (معنا و مفهوم عروسک) سوق می‌دهند.
در ایراد خصوصیات دنیای کودک گفته شد که وی، درکی مقطعی و بر پایۀ تجربه را از موقیتِ بیرونی دارد و در کل هر آن‌چه که احساس می‌کند را واقعیت می‌پندارد. عروسک با توجه به این‌که نمونه‌یی کوچک‌شده از یک انسان است، در واقع کودک را با یک انسان مواجه می‌کند که می‌تواند حامل مضامین سبک پوشش، سیاق آراسته‌گی، فضای علمی ـ تخیلی و ارزش‌گذاری اجتماعی و اخلاقی درک شود. بزرگ‌سال برای این عروسک را در اختیار کودک قرار می‌دهد که در قالب سرگرمی و گذران اوقات، او را به کسب تجربۀ حصولی از واقعیت بیرونی کشانده و دنیای بیرون را به زبان تمثیل برای دنیای کودکانه توضیح دهد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.