فرهنگ و ماندگاری ملی

دکتور شمس‌الحق آریانفر/

بخش پنجـم/

mandegarفرهنگ عهد آفتاب‌پرستی یگانه معبد آفتاب‌پرستی افغانستان در کوتل خیرخانۀ کابل کشف گردید که مجسمۀ سوریا رب‌النوع آفتاب از آنجا به‌دست آمد. آثار مربوط به این مدنیت از بغازکوی آسیای صغیر نیز به‌دست آمده که باستان‌شناسان قدمتِ آن را به هزارۀ دوم پیوند می‌زنند. (۵)
فرهنگ ویدایی: مترجم سرودهای ریگ ویدا به زبان دری، جلال نائیئ می‌نویسد «ریگ ویدا برای ما ایرانیان از سه نظر در خور اهمیت است: یکی بسته‌گی به تاریخ جهان و دوی دیگر تعلقش به تاریخ هندوستان و سۀ دیگر، ارتباطش به تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران باستان». (۶)
مورخ بزرگ هند دکتر تاراچند می‌نویسد: «دو تیرۀ آریایی – هندوآریایی پیش از آنکه از موطن اصلی از هم جدا شوند، مدت طویلی در کنار هم زیستند و واجد یک فرهنگ و مذهب هندو ایرانی بودند. اگر نتوان به تمام جزییات آن پی برد، قسمتی از آن را می‌توان از طریق مقایسۀ ودا. هابا. اوستا مشخص ساخت. (۷)
دانشمندان به این باور اند که بخشی از پارینه‌ترین سرودهای ویدی یعنی «ریگ ویدا» در بلخ سروده شده و توسط آریاییان مهاجر به هند رفته است.
فرهنگ اوستایی: ارسطو زردشت را هزارسال پیش از جنگ یونان و تریاس می‌داند. بنابراین باور می‌شود: زردشت هشت هزار سال پیش از امروز زیست داشته است(۸). به هر حال، آیین زردشت در بلخ بالنده گردید که آتشکده‌های بلخ و سرخ کوتل یادگار آن عظمت است. از معابد زردشتی عهد هخامنشیان (معبد غلامان) در زابل است که در ۱۳۴۵ توسط ایتالوی‌ها حفریات و پیوند آن با فرهنگ اوستایی مشخص گردید.
فرهنگ گریک و باختری: نمود مشخص این فرهنگ که از امتزاج هنر یونان و باختر ایجاد گردیده است، شهر آی‌خانم است که در مقاطع دریای کوکچه و آمو در ولایت تخار موقعیت دارد.
گریک و بودیک: این فرهنگ از پیوند هنر یونانی و بودایی به وجود آمد. نمود آن را در مجسمه‌ها و کله‌های بودا به خوبی می‌شود مشاهده کرد. تیکرها و خم‌های به‌دست آمده از قره‌بایی در شهر تالقان توسط فرانسوی‌ها، بیانگر این امر است.
فرهنگ بودایی: از عجایب هفت‌گانۀ عالم بودایی را در افغانستان دانسته‌اند. تخت رستم حوزۀ بزرگ گندهارا، تپۀ سردار غزنی، معبد هده، معبد گلدار لوگر، معبد نوبهار بلخ، معابد بگرام، کاپیسا و کابل نمودی‌ست از عظمت فرهنگ بودایی در افغانستان.
فرهنگِ ساسانی: قصر دختر نوشیروان در درۀ مهرنگار منطقۀ رویی و دوآب ولایت سمنگان را نمودی از هنر عهد ساسانی دانسته‌اند.
فرهنگ عهد اسلامی: با ترویج اسلام در افغانستان اگر مظاهر فرهنگ بودایی منسوخ شد، نمودهایی از فرهنگ اسلامی بالنده گردید. مساجد، معابد و آبده‌ها که با تزیینات و هنر اسلامی آراسته گردیده، از آن شمار است. برخی آثار تاریخی دورۀ اسلامی به عنوان میراث ارجمند آن دوره تاهنوز برجاست.
۱- سجد حج پیاده یا نُه گنبد که در سه کیلومتری جنوب بلخ واقع است. این مسجد در عهد سامانیان در قرن ۹ هجری ساخته شده است.
۲- مقبرۀ سلطان محمود غزنوی: در شهر غزنی واقع است و در قرن ۱۱ میلادی ساخته شده است.
۳- قلعۀ بست: قصر زمستانی شاهان غزنوی بود که در قرن ۱۴توسط چنگیز آتش زده شد.
۴- منارهای غزنی: دو آبدۀ آن به قرن ۱۲میلادی تعلق دارد.
۵- زیارت بابا خانم: در جوزجان موقعیت دارد و در قرن ۱۲ در عهد غزنویان اعمار گردیده است.
۶- منار جام: در یکی از دره‌های غور به ارتفاع ۶۶ در زمان سلطان غیاث‌الدین غوری در سدۀ ۱۲ ساخته شده است.
۷- مسجد جامع هرات: در عهد سلطان غیاث‌الدین (۱۲۰۲میلادی ) اعمار شد. قبر آن نیز در زیر گنبد شکالی آن قرار دارد. در زمان تیموریان تزییناتی بر آن افزود گردید.
۸- مصلای هرات: طرح مصلای هرات را ملکه گوهرشاد ریخت و خود از آن نظارت می‌کرد.
۹-گازرگاه شریف: این مقبره که هنر عهد تیموریان است در زمان شاهرخ میرزا ساخته شده است.
۱۰- قلعۀ اختیارالدین: این قلعه که خاطراتی از روزگار چنگیز و تیمور را به ‌یاد دارد، مدت یک‌صد سال قرارگاه امپراتوری تیموریان بود.
۱۱- روضۀ حضرت علی (رض): مقبرۀ حضرت علی در بلخ به شکل امروزی آن میر اث دورۀ تیموریان است.
۱۲- مقبرۀ خواجه ابونصر پارسا آرامگاه عارف بزرگ ابونصر (۱۴۶۰ میلادی) همچنان از آبدات عصر تیموریان است.
۱۳- چهل زینۀ قندهار: توسط شهزاده فیروزبخت و به امر بابر ساخته شد، کتیبۀ مبنی بر تاریخ ساختمان و شرح فتوحات بابر در آنجا وجود دارد.
۱۴- زیارت احمدشاه بابا و میرویس بابا در قندهار و مقبرۀ تیمورشاه از بناهای دیگری‌ست که از دوره‌های پسین باقی مانده است.
۱۵- قصر باغ بالا، دارالامان و مسجد شاه دوشمشیره از بناهای عصر امان‌الله است که نمودی از فرهنگ ترکی را به نمایش می‌گذارند.(۹)
آنچه گفته آمدیم به صورتِ فشرده تداوم یک خط فرهنگی را از ۵۰ هزار سال پیش تا امروز به نمایش می‌گذارد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.