فـارسی بـرای همـه

عبدالاحد هادف/

mandegarدر ایام طلبه‌گی، استادی در مدرسه داشتیم که از قریۀ ما بود و سجایای شخصیتی و ذوقی منحصر به فردی داشت. خوب به یاد دارم که باری در مقام ستایش از قدرت ادبی و نوشتاری علامه سعدالدین تفتازانی (دانشمند فارسی‌زبانِ عربی‌نویس) مثال محلی جالبی را به کار برد و برایم گفت: «عبارت» نزد تفتازانی مثل شکِ تلخان در دست یک کودک است که هرگونه میل کند، به آسانی آن را شکل می‌دهد و یا بگو شکل دل‌خواه خود را از آن می‌سازد.
من همیشه وقتی چیزی می‌نویسم و یا قریحه نویسندهگی در من گل می‌کند و میل مانور در من می‌جوشد و چه بسا که از قصور و ناتوانی رنج می‌برم، این گفتۀ مولوی صاحب به یادم می‌آید و تمنای روزی را می‌کنم که مادۀ کلام در دستم مثل شک تلخان یا موم در دست کودک باشد که به آسانی آن را پیچ و تاب دهم و مقاومتی در آن نبینم و بتوانم متن دل‌خواه خود را بسازم و در دریای «عبارت» با میل و ملایمت شنا کنم. این آرزو هرچند محال نیست، اما ساده هم به دست نمی‌آید.
تجربۀ من که از لحاظ آموزشی زبان عربی برایم زبان نخست است تا فارسی، به من این اذعان را تلقین کرده است که فارسی در طبع خود چون موم ملایم و چون شهد شیرین است و به آدمی بیشتر از هر زبان دیگری مجال مانور می‌دهد و به حدی سهل و پُرجاذبه و باکیف است که در وقت نوشتن و یا خواندن می‌توانی همچون موسیقی ریتم و ترنم آن را دنبال کنی و متن ساده را قطعه‌یی از هنر بسازی و عبارت را رنگ و ذایقۀ احساس بخشی. بی‌دلیل نیست که بشر در هیچ زبانی به اندازۀ فارسی از عشق سخن نگفته و بخش اعظم میراث عاطفی مشترک انسان‌ها در فاز روحانی و عرفانی بلند آن به فارسی بوده است.
فارسی در طول تاریخ گسترش و نفوذ خود از اجبار و اکراه به‌ دور بوده و همیشه با جاذبۀ ذاتی خود بر دل‌ها و ذوق‌ها چیره شده و سخن ساخته و انجمن آراسته است. رسوخ این زبان به عنوان زبان امپراتوری‌ها اعم از عباسی و عثمانی و مغولی و غیره و باز سخن ‌گفتن بزرگان دانش و ادب بشر از اجناس و طوایف غیر فارسی با فارسی، همه ناشی از انتخاب بوده است، نه تحمیل. فارسی چون با عشق گره خورده، با زور هرگز نساخته و هیچ دل و قلمروی را با جبر تسخیر نکرده است. شاید همین امر سر جاودانگی آن باشد.
در افغانستان که زادگاه اصلی زبان فارسی است، وجود و حضور این زبان خیلی طبیعی است و همه اقوام کشور با میل و انتخاب خود به فارسی سخن می‌گویند و نقطۀ وصل همۀ شان هم فارسی است و با قاطعیت می‌توان گفت که فارسی زبان اکثریت مطلق در کشور ما است. خیلی ناشیانه و ظالمانه است که سر ستیز با این زبان بگیریم و با بهانه‌های مختلف (جنگ سرَک و خیابان) برای تضعیف آن در زادگاه خودش بکوشیم. این امر هیچ نتیجه‌یی نمی‌دهد و فارسی را ضعیف نمی‌سازد، بلکه برعکس بر متانت آن می‌افزاید.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.