قرمطیان یا قرامطه کی‌ها هستند

چهار شنبه 24 اسد 1397/

mandegar-3قرمطیان یا قرامطه
یکی از شاخه‌های فرقه‌ مذهبی اسماعیلیه است. پیروان این فرقه به مهدویت محمد بن اسماعیل اعتقاد داشتند و از پذیرش ادعای امامت خلفای فاطمی سرباز زدند. موسس این فرقه در آغاز یکی از داعیان دعوت اسماعیلی بود که فعالیت تبلیغی خود را در عراق به سال ۲۶۱ هجری آشکار کرد و مبلغانی به سرزمین‌های مختلف فرستاد. با ظهور خلافت فاطمی، بیشتر اسماعیلیان امامت آنان را پذیرفتند و از قرمطیان جدا شدند، با این حال قرمطیان تا مدت‌ها به حیات خود ادامه دادند و در بحرین دولت مقتدری تاسیس کردند که حدود دو قرن بر پا بود و همواره تهدیدی برای خلافت عباسی به شمار می‌رفت.
بیشتر گزارش‌های تاریخی، ریشۀ پیدایش قرامطه را به فعالیت‌های یکی از داعیان و پیروان اسماعیلیه به نام حمدان بن اشعث مشهور به قرمط نسبت می‌دهند. در بارۀ ریشه و معنای واژۀ قرمط آگاهی دقیقی در دست نیست. بر اساس برخی منابع این واژه ریشه‌‌یی نبطی دارد و از لقب حمدان که خود مردی نبطی بوده و با لقب قرمطویه شناخته می‌شد اخذ شده است. بر اساس گزارشی، اصل این واژه نبطی، کرمیتیه به معنای سرخ‌رو بوده است و بر اساس گزارش دیگر این لقب به دلیل کوتاهی قد و کوتاهی قدم‌های قرمط به او داده شده است. برخی از پژوهشگران ریشۀ این واژه را یونانی و ماخوذ از کلمۀ کرمتا دانسته‌اند که نوعی نوشتار و خط بوده است.[۱]
حمدان فعالیت تبلیغی خود را در کوفه و در سال ۲۶۱ هجری آغاز کرد، هرچند بر اساس برخی شواهد تاریخی نام قرامطه پیشتر شناخته شده بود.[۲] بیشتر منابع تاریخی بر این اتفاق نظر دارند که حمدان قرمط فردی زاهد و عابد بود و به دلیل همین اخلاق زاهدانه توانست پیروان زیادی را گرد آورد.

ویژه‌گی اجتماعی
پیروان حمدان را بیشتر گروه کشاورزان و پیشه‌وران عراق تشکیل می‌دادند که از نظر اقتصادی و اجتماعی شرایط بدی داشتند. از این‌رو برخی از پژوهشگران، نارضایتی طبقات محروم و فقیر جامعه از عدم تساوی طبقاتی و اقتصادی را، از عوامل اساسی توفیق قرمطی در جذب این گروه دانسته و به شباهت این جنبش را با شورش زنگیان که در همان دوران در اطراف عراق گرفتاری بزرگی برای عباسیان به وجود آورده بود، اشاره کرده اند.[۳]
با برخی از نشانه‌ها در نهضت قرامطه برخی از نویسنده‌گان معاصر را بر آن داشته تا این نهضت را از نخستین نمونه‌های گروه‌های کمونیستی ارزیابی کنند. بر اساس برخی گزارش‌ها، قرمطیان بین خود مالکیت شخصی نداشتند و همه اموال خود را به حمدان می‌سپردند که بین‌شان تقسیم می‌شد. برخی گزارش‌های قدیم منابع مخالف قرمطیان، آنان‌را به اشتراک زنان نیز متهم کرده‌اند که در بارۀ صحت آن نمی‌توان به قطعیت داوری کرد.[۴]

رشد فعالیت‌ها
در این دوران خلافت عباسی گرفتار قیام زنگیان بود و با توجه به آشفته‌گی عراق، حمدان توانست پیروان خود را زیاد کند و پس از مدتی دار الهجره‌‌یی در کلوادۀ عراق بنا کرد و پیروان خود را مسلح کرد. حمدان بن قرمط داعیان و یارانی را به مناطق مختلف فرستاد. یار نزدیک او عبدان بود که همراه با خودش در عراق به تبلیغ آیین اسماعیلی می‌پرداخت. حمدان مبلغانی به سایر مناطق فرستاد و از جمله در شام زکرویه و در بحرین ابوسعید جَنّابی توانستند پیروان قرامطه را بیشتر کنند.
جدایی از فاطمیان
حمدان قرمط در آغاز یکی از داعیان اسماعیلی و پیروان او بخشی از دعوت عمومی اسماعیلیی بودند که تنها به دلیل انتساب به حمدان قرمط به این نام شهرت داشتند و ارتباط نزدیکی با داعیان دیگر اسماعیلی از جمله ابن حوشب در یمن داشتند.
در سال ۲۸۶ هنگامی که عبیدالله مهدی به رهبری مرکزی فاطمیان رسید و ادعای امامت کرد، حمدان به او اعتراض کرد و امامت او را انکار کرد و به این ترتیب از وفاداران به عبیدالله که بعدها در مصر حکومت فاطمیان را پایه‌ریزی کردند جدا شد. حمدان مدتی بعد ناپدید شد و عبدان نیز به دست طرف‌داران عبیدالله به قتل رسید.
بعد از این ماجرا اسماعیلیه به‌دو دسته تقسیم شدند. شاخه‌‌یی پیرو عبیدالله باقی ماندند. آنان معتقد بودند امامت بعد از محمد بن اسماعیل در نسل او ادامه یافته و در دست تعدادی از امامان مخفی بوده است که ناشناس به زنده‌گی خود ادامه می‌داند و خود عبیدالله از نسل امامان و امام حاضر اسماعیلی است.[۵] این عقیده نسبت به عقاید اسماعیلیان تا آن دوران تازه‌گی داشت. عقیده رایج این بود که محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق(ع) مهدی است و نمرده و رجعت خواهد کرد.[۶]
قرامطه در شام
قرامطه به‌طور پراکنده در جنوب عراق و بخش‌هایی از مناطق شرق ایران و نیز یمن، به حیات خود ادامه دادند. در شام زکرویه پسر مهرویه – که از فرستاده‌گان حمدان بود که در ابتدا ادعای امامت عبیدالله را پذیرفته بود و بنابر روایاتی همان بود که عبدان را کشت – بعد از مدتی از عبیدالله جدا شد و به قرامطه پیوست و شورش بزرگی در شام به راه انداخت و حتی به مقر عبیدالله حمله کرد و او را مجبور به فرار به شمال آفریقا کرد. زکرویه در سال ۲۹۴ از عباسیان شکست خورد و کشته شد.
پس از مدتی پایگاه قرمطیان به بحرین منتقل شد چرا که یکی از داعیان قرمطی به نام ابو سعید جنابی توانسته بود حکومت مستقلی را در آن‌جا تشکیل دهد.
حکومت قرمطیان در بحرین
ابوسعید جنابی را حمدان به‌منطقهۀبحرین فرستاد و ابوسعید با جلب نظر برخی از قبایل منطقه مانند بخشی از قبیلۀ ربیعه، دولتی را در آن‌جا تشکیل داد و در ۲۸۷ ق توانست نیروهای خلیفه، که برای سرکوب آنان به این منطقه آمده بودند را شکست دهد. در سال ۲۹۰ هجری چند شهر مهم و پایتخت بحرین به دست قرامطه افتاد. دولت قرامطه در بحرین حدود دو قرن دوام آورد. دامنۀ نفوذ آنان در برخی اوقات، از یک‌سو تا مکه ومدینه و از سوی دیگر تا شهرهای جنوبی عراق مانند بصره گسترش داد.

پانوشت
۱٫ برای اطلاعات بیشتر درباره نام قرامطه نک: زکار، الجامع فی اخبار القرامطه، ج۱، ص ۱۱۷-۱۲۰؛ لنگرودی، جنبش قرمطیان بحرین، ص ۱۶-۱۸
۲٫ مادلونگ، قرمطی، در نهضت قرامطه، ص ۳۸
۳٫
۴٫ برتلس، ناصر خسرو و اسماعیلیان، ص ۸۰-۸۱
۵٫ نک: لوئیس، تاریخ اسماعیلیان، ص۱۲۲-۱۲۳
۶٫ دفتری، غزالی و اسماعیلیه، ص۱۸۲-۱۸۳
۷٫ اشعری، مقالات الاسلامیین، ص ۲۶؛ نوبختی، فرق الشیعه، ص ۷۲
۸٫ دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۴۱
منابع
• برتلس، آی.ی، ناصر خسرو و اسماعیلیان، ترجمه ی.آرین پور، تهران، انتشارات نباد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶ش.
• لوئیس، برنارد، تاریخ اسماعیلیان، ترجمه فریدون بدره‌ای، تهران، توس، ۱۳۶۲ش.

/ سایت ویکی شیعه

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.