مردم افغانستان؛ گروگان‌های دیورند!

غلام‌محمد محمدی/

بخش سیزده هم

آقای دکتور محمد فرید یونس استاد دانشگاه ایالتی کالیفورنیا می‌نویسد: «پاکستان نه اجازۀ به‌وجود آمدن پشتونستانِ مستقل را خواهد داد و نه این مناطق را مسترد خواهد کرد و نه مردم آن‌طرف، این خواست خیالیِ دولت افغانستان را می‌پذیرند.»

به هر صورت، موضوع سفربری حکومت داوود خان از طریق کنرها و آسمار بالای پاکستان صورت گرفته بود، چون این‌همه سوقیات، وسیع و قدرتمند نبود. حکومت پاکستان در مقابل، از ارتش خود کار نگرفته، ملیشه‌های سرحدی را وظیفه داد تا در صورت جنگ احتمالی، با ارتش افغانستان مقابله کنند. این همان ملیشه‌های پشتون‌ سرحدی بودند که دولت قومی و قبیله‌ییِ کابل برای آن‌ها داعیه داشت.
یعنی وقتی که پاکستان ۸ساله بود، دولت افغانستان کاری از پیش نبرد. و امروز پاکستان هفتمین ارتش قدرتمندِ جهان را در اختیار دارد و یگانه کشور اسلامیِ دارای نیروی هسته‌یی و استخبارات جهانی است. ۴۱
۱۰ـ وقتی داوود خان در به‌دست آوردنِ تسلیحات نظامی برضد پاکستان موفق نشد، آتش تعصبِ قبیله‌پرستی و قوم‌گرایی در وجودش بیشتر مشتعل گردید و به تاریخ ۲۵ نوامبر ۱۹۵۵م، لویه جرگۀ قرون وسطایی را از اشخاص دولتی، قومی و دست‌چین‌شده از ملیت‌های دیگر زیر ادارۀ محمد گل خان مهمند ـ که خود به بابای فاشیسم معروف است ـ و یکی از اشخاص باند ستمگر سردار هاشم خان که «برادر ششم» نادر خان خوانده شده، دایر کرد و از طرف اعضای این جرگۀ سرکاری تأیید دریافت تسلیحات نظامی، از اتحاد شوروی را برضد پاکستان به‌دست آورد. از سوی دیگر، از رهبران اتحاد شوروی تقاضا کرد که به افغانستان سفر کنند.
طی یک ماه در ۱۶ دسمبر ۱۹۵۵م به‌سرعت خروشچف رهبر و بلگانین صدراعظمِ اتحاد شوروی به کابل آمدند و طی مذاکرات‌شان، وعدۀ اعطای هرگونه کمک نظامی و اقتصادیِ بی‌قیدوشرط را به افغانستان دادند و از موقف ناسیونالیستیِ داوودخان برضد پاکستان حمایت کردند. زیرا در آن‌وقت پاکستان به‌حیث دژ استعمار غرب در برابر اتحاد شوری به حساب می‌آمد.
این عمل خصمانۀ داوود خان، آتش خشمِ کشورهای غربی به‌ویژه امریکا را مشتعل ساخت. یعنی داوود خان به‌خاطر ادعای خیالیِ پشتونستان‌خواهی، دست به سوی اتحاد شوروی دراز کرده، افغانستان را به صحنۀ رقابتِ دو ابرقدرت مبدل نمود. بازهم در همین سال ۱۹۵۵م به امریکا سفر نمود و خواستار انکشاف روابط شد.
به نوشتۀ مرحوم میرمحمد صدیق فرهنگ، داوود خان به علت پافشاری روی مسالۀ پشتونستان و ادعای ارضی بالای خاک پاکستان، نتوانست ایالات متحدۀ امریکا را قناعت بدهد و این بار نیز در سیاستِ خصمانۀ خود ناکام شد. ۴۲
مولف امریکایی کتاب «کشور شاهی افغانستان و ایالات متحدۀ امریکا» در صفحۀ ۲۰۲ این کتاب نوشته است: «هرچند داوود خان نتوانست از امریکا تسلیحات نظامی دریافت کند؛ اما طی تفاهمی در عرصۀ معارف و تحصیلات عالی، تعدادی دانشجویان را به امریکا اعزام نمود که از جملۀ ۴۳ تن جنرال‌های عالی‌رتبه، ۳۵ تنِ آن‌ها پشتون‌تبار، یک تن هزاره، یک تن پنجشیری، یک تن نورستانی و یک تن نیز ازبک بودند.
هم‌چنان از جملۀ ۹۶ تن صاحب‌منصبانِ رتبه‌های متوسط که به امریکا اعزام شده بودند، ۹۳ تنِ آن‌ها پشتون و ۳ تن غیر پشتون بودند. ۴۳
این سند، عُمق تعصبِ کور قبیله‌ییِ داوود خان را نشان می‌دهد که هرگز قابل کتمان نیست.
به نوشتۀ محترم اندیشمند به نقل از صفحۀ ۸۳ کتاب «نگاهی به شخصیت و سیاست‌های محمد داوود»، با رسیدن داوود خان به صدرات در سال ۱۹۵۳م (۱۳۳۲ خورشیدی) به‌جای کاکای پادشاه (شاه محمود خان)، روابط افغانستان و امریکا به سردی گرایید؛ چون امریکا به تقاضای جدی داوود خان مبنی بر درخواست تسلیحات نظامی [برضد پاکستان] پاسخِ رد داده بود.»
بعد از رسیدن داوود خان به صدارت، سفارت امریکا در تحلیل محرمانه‌یی دربارۀ شخصیت، افکار و اعمال وی، به واشنگتن چنین نوشت: «… آلمان‌های نازی را ستایش می‌کند، با آن‌ها تمایل و روابط نزدیک داشته، تجارت با آن‌ها را تشویق خواهد کرد، انگلستان را دوست ندارد، با امریکا نیز تا کنون روابطی سرد دارد، تغییری در روابط بین دو کشور، پیش‌بینی نمی‌شود؛ آیا روابطش با فرانسه به عین شکل باقی می‌ماند؟ کدام تمایلی به سوی اتحاد شوروی به‌طورِ خاص ندارد، اما سیاستش ناپایدار، تابعِ زمان و شرایط خواهد بود.» ۴۴
با در نظرداشتِ بخش آخرِ این تحلیل، پس از امتناع امریکا از دادن تسلیحات نظامی برضد پاکستان، شرایط به نفعِ اتحاد شوروی تغییر کرد. در همین سال (۱۹۵۳م) وقتی کمک نظامیِ امریکا به پاکستان اعلام شد، تمایل داوود را به شوروی چندبرابر ساخت. هرچند در سال ۱۹۵۴م ریچارد نکسون معاون رییس جمهور امریکا به کابل سفر کرد و بازهم داوود از وی تسلیحات نظامی درخواست نمود، اما این‌بار نیز مورد پذیرش امریکایی‌ها قرار نگرفت و روابط دو کشور سردتر گردید.
در جون ۱۹۵۹م داوود خان به امریکا سفر کرد و با آیزنهاور ملاقات و در دو مجلسِ آن کشور سخنرانی نمود. در نومبر همین سال، آیزنهاور به هند سفر کرد و یک توقفِ شش‌ساعته در کابل نیز داشت. وی به داوود توصیه کرد «روابط خود را با پاکستان بهبود بخشد.» ۴۵
این اسناد، عمق تعصبِ قومی و افکار فاشیستیِ داوود خان و هم‌فکرانش را نشان می‌دهد و این‌گونه اعمال، از سال‌ها به این‌سو، یکی از عواملِ عمدۀ نفاق ملی را در کشورِ ما شکل داده است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.