مشکلات اساسی در روابط دختر و پسر!

/

بخش نخست
دخترها تصور می‌کنند دیدگاه پسرها همانند آن‌ها است و همین‌طور بالعکس. اساس روابط دوستی، شناختن دیدگاه‌ها و طرز فکر جنس مخالف در رو‌به‌رو ‌شدن با وقایع و اتفاقات است، تا بتوان از این تجربه در زنده‌گی مشترک استفاده کرد. اما این یک اصل گم‌شده در روابط دوستی دختران و پسران است. دختران تصور می‌کنند پسران تشنه احساسات هستند و پسران نیز تصور می‌کنند دختران نیاز جنسی زیادی دارند.
پسران در روابط دوستی به هوس و غریزه جنسیِ خود بیشتر بها می‌دهند و پس از اولین ارتباط جنسی دچار وابسته‌گی جنسی می‌شوند؛ یعنی رابطه جنسی آن‌ها گسترده‌تر می‌شود. آن‌ها در تمامی ملاقات‌های بعدی دنبال فرصتی برای تأمین این نیاز هستند و تا زمانی که طرف‌شان پاسخ‌گوی این نیاز باشد، این رابطه ادامه دارد. اما هر زمان که طرف‌شان از رابطه جنسی خودداری کند، یا اخلاق و رفتار پسر تغییر می‌کند یا مدام بهانه‌گیری کرده، آن رابطه را برهم می‌زند.
دختران تا زمانی که نسبت به فردی احساس نداشته باشند و وابسته‌گی احساسی پیدا نکنند، نمی‌توانند رابطه جنسی را با آن فرد تجربه کنند. ترجیح می‌دهند این رابطه از روی عشق و دوطرفه باشد. و از این‌که بدون احساس تن به چنین رابطه‌یی بدهند، بیزار هستند. دختران پس از رابطه جنسی دچار وابسته‌گی بیشتری می‌شوند و بیشتر دوست دارند مورد توجه احساسی طرف مقابل قرار بگیرند. در اکثر روابطی که در آن رابطه جنسی را تجربه کرده‌اند ولی رابطه دوستی آن‌ها به اتمام رسیده، دچار افسرده‌گی موقتی می‌شوند. بیشتر تمایل دارند دوست داشته شوند تا این‌که دوست بدارند. آن‌ها‌ می‌توانند بارها حس عاشقی را تجربه کنند. این در حالی است که پسرها فقط یک‌بار عاشق می‌شوند و اولین عشق را فراموش نمی‌کنند. آن‌ها اگر واقعاً کسی را دوست داشته باشند، هرکاری برای به‌دست‌آوردنش می‌کنند و به‌اصطلاح خود را به آب‌وآتش می‌زنند. ولی اشکال این‌جاست که همه انرژی خود را قبل از ازدواج صرف طرف می‌کنند.
نیازهای احساسی و حتا جنسیِ زنان پس از ازدواج بیشتر از دوران قبل از ازدواج است، به همین دلیل است که مدام از سردی همسر خود شکایت دارند. دختران قبل از ازدواج تمایل دارند طرف‌شان به‌سمت آن‌ها بیاید، که این مورد بعد از ازدواج دگرگون می‌شود؛ این زنان هستند که به‌سمت همسر خود می‌روند و مردان در این‌باره تلاشی نمی‌کنند. نکته بسیار مهم این‌که بسیاری از دخترها و پسرها با شنیدن این نوع مطالب و بررسی آسیب‌های جدی این روابط می‌گویند: از کجا معلوم که این آفات در دوستی ما به‌وجود آید؟ هر قاعده‌یی استثنایی دارد؛ از کجا معلوم که ما استثنای این قاعده نباشیم؟ این افراد گمان می‌کنند که رابطه آن‌ها از روابط دیگران عمیق‌تر و مستحکم‌تر بوده و فقط روابط دیگران، سست و بر پایه علاقه جنسی بنا شده است.
دختر می‌گوید: دوستم گفته، که فقط مرا به‌خاطر خودم می‌خواهد نه برای سوء‌استفاده جنسی. در مقابل پسر هم می‌گوید: بیچاره دختر، نمی‌داند هدف واقعی من ازدواج و خوش‌بخت‌ کردنِ او نیست. حالا که پسر اعتماد دختر را جلب کرده است و با زیرکی هم به دختر قبولانده که او را زن آینده‌اش می‌داند و به‌عنوان شریک زنده‌گی دوستش دارد، زمینه را برای منظورش مهیا می‌بیند و به او می‌گوید که ما اکنون از طریق قلب‌های‌مان باهم زن و شوهر هستیم، چرا تا فراهم ‌شدن زمینه ازدواج، خودمان را از لذت جنسی محروم کنیم. بیا از همین حالا رابطه جنسی برقرار ‌کنیم.
متأسفانه بعضی از دخترها هم برای این‌که رضایت پسر و به زعم خود، شوهر آینده را جلب کنند، مرتکب این اشتباه بزرگ می‌شوند و تقاضای رابطه جنسی او را قبول می‌کنند. غافل از این‌که پسرها هیچ‌وقت با کسی که قبلاً با او دوست بوده‌اند و یا رابطه جنسی داشته‌اند، ازدواج نمی‌کنند. آن‌ها برای ازدواج به‌دنبال دختری هستند که قبلاً با کسی رابطه نداشته است. دخترها با این اشتباه نه ‌تنها خودشان را ارزان فروخته‌اند، بلکه پسران با دیدن این رفتار، آن‌ها را افرادی هرزه تلقی می‌کنند. چون پسرها این کار دختران را به‌حساب سست ‌بودن‌شان می‌گذارند و می‌گویند، اگر فرد دیگری هم این تقاضا را داشته باشد، احتمال دارد که به او هم جواب مثبت بدهد.
آن‌چه گفته شد، یکی از حالات دوستی دختر و پسر بود که پسرها با وعده ازدواج، دخترهای جوان را خام می‌کنند و به سوءاستفاده جنسی از آن‌ها می‌پردازند.
منبع: www.asriran.com

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.