مفهوم رهبری و نقش روشن‌فکران

8 میزان 1393/

بخش نخست

mnandegar-3ع. چلیاوی

رهبری به عنوان یک مقوله در ذاتِ خود پدیده‌یی مرکب است. این پدیده هم از جنسِ آگاهی و هم از جنسِ عمل است؛ در حقیقت، تلاقی اندیشه و عمل است. اما برای هر ذات انسانیِ منفردی که به مقولۀ رهبری وارد می‌شود، تلاقی با عمل مثل تجربۀ شخصی‌یی بازنموده می‌شود که میزان و کیفیتِ آن بسته‌گی به خواست و ارادۀ فاعلِ مختار دارد. همین اختیار، مقولۀ رهبری را از لحاظ عمق ـ یعنی جدایی از تجربۀ شخصی و گروهی و تبدیل شدن به فرآیندی اجتماعی ـ به پدیده‌یی با ماهیت تجربی(تجربی اجتماعی) تبدیل می‌کند که تأیید و قوامِ آن از طریق اثبات اجتماعی‌اش است. هر اندازه مایۀ اجتماعیِ این پدیده رقیق‌تر باشد، به همان میزان عمق و شدت تأثیرِ آن کم‌تر است. گاهی چنان نقش عمل (عمل اجتماعی) در شکل‌گیری و برآمدنِ مقولۀ رهبری نادیده گرفته می‌شود که هرگونه عملی ولو عملی منفردانه و خارج از موقعیتِ عینی را با عمل اجتماعی یک‌سان می‌شمارند و در این حالت شکل‌های ارتباطیِ خاصی پیدا می‌شوند که تنها شباهتی دور با اصل دارند و اشکال صوریِ ناکارآمدی را به‌وجود می آورند.
ممکن است گفته شود که پیوندِ مقوله‌یی این مفاهیم در نهایت مابه‌ازای خود را در عمل پیدا خواهد کرد، اما در واقع این پیوند عملی‌‌ست که محمل عینی پیوند مقوله‌یی و موقعیت مشخص و مجسمِ آن بوده و آن را از جهان ایده‌ها به حوزۀ عینیت فرا خوانده و محقق می‌کند. تصور کنید ایده‌یی کلی در سر دارید و آن را از طریق رادیو و تلویزیون به صورت شبانه‌روزی منتشر می‌کنید، و از سوی دیگر حوزه‌یی که مخاطب شماست، در جریان زنده‌گی و در تنازع با سازوکارهای متضادی که آن را به سمت‌وسوی معینی می‌رانند، به فکر زیرکانه‌یی نیازمندست که باید در مجاورت آن و به عنوان جزیی از پیکرۀ آن و هم‌چنین در فرآیند کنش‌های محیطی فراوان پرورش یابد و چون جزیی در هم آمیخته و درونی رفته‌رفته کیفیت رهبری را مهیا ساخته و در کشاکش نبرد زنده‌گی، آن را به سوی موقعیت مطلوب راهنمایی کند. این فکر زیرکانه ناگزیر بر آن پایۀ مادی‌یی قوام می‌یابد که تا اندازۀ زیادی موجد و محرک آن بوده و در صورت دسترسی به مفاهیم عمومی (تیوری) و فراهم بودن شرایط دیگر، می‌تواند به تیوری راهبر ارتقا یابد. ایدۀ شما تنها در صورتی در این حوزه رایج می‌شود که بر همین پایۀ مادی قرار داشته باشد. ضمن این‌که هر ایده ای و از جمله ایده‌های مربوط به رهبری نمی‌تواند قایم به ذات باشند، و الزاماً می‌بایست در چنین فرآیندی آب‌دیده شده و امکان تحرک و جنبشِ خود را هر لحظه در موازنه با فشاری که از محیط برمی‌خیزد، از سوی هر دو جریان موافق و مخالف، ارزیابی کند. همین فرآیند در عین حال فرآیند انطباق با محیط عینی و نیز چیره‌گی بر محیط ذهنی و در نتیجۀ اعمال رهبری خواهد بود.
در نتیجه، ایده‌های رهبری‌کننده باید با طول موجی یک‌سان با ذهنیت مشخصِ محیط مورد نظر انتشار یابد. این یک‌سانی نشان می‌دهد که موضوع پیوند عاملی فقط درونی‌ست. طرحی که یک دوره قوام‌یابی اولیه را برای پاگیری حزب یا ستاد رهبری‌کننده در خارج از موقعیت عینی تجویز می‌کند، در بهترین حالت مفهوم مرکب مقوله را دریافت نکرده و ارادۀ خود را به‌جای آگاهی و عمل اجتماعی را به‌جای عمل خود اشتباه گرفته است، و در حالت بدتر مرتکب نوعی عوام‌فریبی می‌شود تا در بزنگاهی تصادفی غافله را غافله‌سالار شود. البته این چنین بزنگاه‌هایی ممکن است به صورت موقتی و تحت شرایط خیلی ویژه، آن‌هم با اما و اگرهای فراوان و در یک جامعۀ غیراستندرد به وجود بیاید.
از این‌رو ایدۀ پیوند به عنوان مرحله‌یی جدا از مقولۀ رهبری، نقض غرض بوده و از هر دو سو موجب سکون و رکود است. جدایی آگاهی و عمل، ممکن نیست؛ این هر دو از هم می‌زایند؛ اگرچه عمل اصالتِ بیشتری دارد. ولی هرگاه بیشیِ اصالت عمل در کل با بیشیِ عمل اجتماعی نسبت به آگاهی در هر لحظۀ تاریخی یک‌سان انگاشته شود، خود خطایی بیش نیست. درهم‌رفته‌گی این دو مقوله چنان است که انگارۀ پیوند با محیط اجتماعی با فرض وجود آگاهی رهبری‌کننده‌یی از پیش توهمی بیش نیست. آگاهی پیشرو و هدایت‌گر اجتماعی بدون پیوند با اجتماع به عرصۀ ظهور نخواهد رسید و تنها کاریکاتوری از اصل خواهد بود. با اطمینان باید گفت مقولۀ رهبری نیز در کل عاملی درونی‌ست در حوزۀ سیاست رهبر سیاسی، که می‌تواند شخص یا گروه سیاسی باشد، به تناوب نماینده، پیشاهنگ، پیشوا و چکیدۀ یک جامعه یا طبقۀ معین است. یعنی در واقع محصولی‌ست که از سوی جامعه یا طبقۀ معین به جامعه عرضه می‌شود تا عالی‌ترین فکر او را محقق کند. روشن است که چنین پدیده‌یی باید افضل‌ترین فرد یا گروه باشد. پس پویش تاریخی این پدیده در ارتباط با میزان شایسته‌گی او در پیشبرد لحظه به لحظۀ منافعی که نماینده‌گی آن را ادعا می‌کند و نیز در هم‌نفسی با صاحبان آن منافع است که فرآیند این انتخاب اصلح را ترسیم می‌نماید و در لحظۀ تعیین‌کننده، سکان سفینۀ تحول را در دریای متلاطم به یک‌باره به او می‌سپرد.

 

اشتراک گذاري با دوستان :