موفقیت

مجیدی و جبرئیلی/

mandegarچندسال پیش با رسانه‌یی همکاری داشتم که برنامه‌یی داشت به‌نام «راز موفقیت» و تهیه کنندۀ آن پیوسته به دنبال کسانی بود که جایی کار می‌کردند و لباس تر و تمیزی می‌پوشیدند و شاید موتری داشتند و گوشی‌های مورد استفادۀ‌شان تازه به بازار آمده بود و چند باری به هند و پاکستان سفر داشتند. محتوای زنده‌گی بخش زیادی از این به اصطلاح آدم‌های موفق، موردی از موفقیت را نشان نمی‌داد زیرا این آدم‌ها فقط کارهای روزمرۀ خود را انجام می‌دادند و تنخواهی می‌گرفتند. جالب‌ترش این که در یکی از برنامه‌ها با آدمی صحبت می‌کردم که ده‌سال متصدی ریاستی بود که علاوه بر بوی فساد آن ریاست که این طرف و آن طرف رسیده بود، کارهای خود را بر اساس کارشیوه انجام داده نمی‌توانست و چون ده‌سال به چوکی آن ریاست لمیده بود، خودش را به شدت آدمی موفق، با تجربه و گرم و سرد کشیده می‌دانست. امروز نیز با آدمی سرخوردم که زباد اکت و ادای آدم‌های موفق را بیرون می‌داد و دهنش مزه مزه می‌داد تا الگویی باشد برای دیگران و بادی به غبغب اندازد. در این میان، واقعاً نمی‌دانم که آیا به سرانجام رساندن کارهای روزمره موفقیت است و پیش‌برندۀ آن آدم موفقی است و یا موفقیت تلاش‌هایی است متفاوت، کارهایی که دیگران توان انجام آن را ندارند و آدم موفق با آن در پی آوردن تغییر است… این یک گزارک فیسبوکی بود که باعث شماری از دوستان پای آن دیدگاه های خود را راجع به موفقیت و موفقیتی که در جامعۀ افغانستان می‌توان رقم زد را نوشتند. دکتور هجرت‌الله جبرئیلی، استاد دانشگاه و پژوهشگر جداگانه به این موضوع پرداختند که این جا اشاراتی آقای جبرئیلی را نیز ضمیمه می‌سازیم تا تصویری درستی از بحث موفقیت ارایه شده باشد. موفقیت چیست؟ در رابطه پرسش و طرحی که هارون مجیدی نازنین طرح کرده‌اند. موفقیت، سوال خوبی است، موفقیت علامت پیشرفت است، اینکه پیشرفت چیست؟ امروزه پرسش کلان برای فیلسوفان مدرن و پست مدرن و همچنان روان‌شناسان و جامعه‌شناسان است. فیلسوف روان‌شناسان مانند مصطفی ملکیان به این باور اند که آدم موفق کسی است که به آرامش رسیده باشد، ولو در هر شغلی باشد، اصل آرامش نیز ناشی از درست‌کاری و راست‌کاری است. برای زنده‌گی خوب که نام دیگرش موفقیت است، فلاسفه بر خدمت به خود، خدمت به خلق در کنار آرامش تاکید دارند. از دیدگاه ما به عنوان یک پزشک و دین‌شناس، در دنیای جدید کسی موفق است که در چهار رابطه انسانی، خوب و آرامش بخش عمل کرده باشد: ۱٫ رابطۀ خودش به خودش: چنان باشد که از کارنامۀ خود راضی باشد و احساس خوشی برایش دست داده باشد. همچنان توانایی حرکت تکاملی و به تعادل رساندن خویشتن را داشته باشد. از نظر تحصیلی تمام توانایی خود را به کار انداخته باشد و از میزان تحصیلات خود احساس کفایت کند، از نظر اقتصادی نیازمند کس نباشد. ۲٫ رابطۀ خودش با خدایش: چنان باشد که تلاش معرفتی و عملی خویش را برای شناخت خدا و نیایش با او در حد کفایت که احساس کند خدا از او راضی است، یا حداقل امید غیرواهی به رضایت خدا داشته باشد. ٣ – رابطه با مردم: اخلاق حسنه مبنای رفتار او با مردم باشد. حد اقل اینکه به کس ضرر نرسانده باشد، حداکثر اینکه هر روزی به میزان مفیدیتش برای خانواده، جامعه و کشورش افزایش یابد. ۴ – رابطه با طبیعت: در طبیعت فساد نکند، حامی محیط زیست باشد، در سرسبزی محیط خود کوشا باشد، حداقل ضرر را به طبیعت برساند، و فایده‌اش را به حد اکثر برساند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.