نفـس ادیـان؛ شـریعت یا حقیـقت؟

کاوه احمدی علی‌آبادی / سه شنبه 13 میزان 1395/

بخش پنجم و پایانی/

mandegar-3ما جمله‌گی گناهکارانیم و باید در طول زنده‌گی، مدام در حال داوری از خود و اعتراف به گناه خویش باشیم. ژاندارک این‌گونه در غایت اعتراف، همچون ققنوسی بارها و بارها از خاکستر ویرانه‌های شخصیتِ خود متولد شد تا در نهایت به خداوند پیوست. مانی نیز که در میان تعمیدیان بزرگ شده بود که به ماندایی‌ها یا صائبین موسوم‌اند، پس از مبعوث شدن، آنان را از بسیاری از مناسک و شریعت‌های‌شان برحذر داشت. بد نیست بدانید که ماندایی‌ها که هم‌اینک نیز در عراق و ایران بازمانده‌های‌شان زنده‌گی می‌کنند، پرمناسک‌ترین دین جهان‌اند و برای هر کار کوچکی، آداب و اوراد و مناسک خاصی را باید انجام دهند. مانی شست‌وشوی مداوم و افراطی‌شان را عبث می‌داند و برخی از محرمات‌شان همچون نخوردن برخی سبزیجات، میوه‌ها و نان ترش را بیهوده و باطل اعلام می‌کند که البته با مخالفت و حتا خشونت آنان مواجه می‌شود.
دین حضرت محمد (ص) امتزاج دین عیسی و موسی است. حقیقت که فصل مشترک اهداف‌شان است. اصول دین، چون توحید، نبوت و معاد تنها یک فصل مشترک دارند: حقیقت. آن‌ها حقایقی از هستی را بر ما مکشوف می‌سازند؛ حقایقی که پیش از این، از آن‌ها غافل بودیم. دین اسلام با آن‌که دارای شریعت است، اما شریعت‌محور نیست؛ چرا که شریعت‌محوریِ آن با روح هر دینی و روح جهانی اسلام ناسازگار خواهد بود. اسلام در روش عدالت را از یهودیت اصیل، و نیکی و خدمت را از مسیحیت، و در منش صبر و مدارا را از موسی و محبت و بخشایش را از عیسی مسیح می‌گیرد. یادمان نرود که عدالت بدون رحمت و محبت، جهان را به سلاخ‌خانه‌یی بدل می‌کند. چون ما انسان‌ها هیچ‌یک پاک و منزه از گناه نیستیم، بل جمله‌گی گناهکارانیم. کسانی که جامۀ دین‌داری و روحانیت را بر تن کرده‌اند، باید بدانند که آن پیراهنِ خدمت و محبت است، نه لباس فخر و برتری بر خلق خدا. اگر می‌خواهید تبلیغ دین اسلام را بکنید، باید نخستِ آن را بشناسید. برای این‌که دیگری را از غرق شدن نجات دهید، می‌بایست خود شنا کردن بدانید، وگرنه دیگری را نیز با خود غرق خواهید کرد و این شانس را از او خواهید گرفت که کسی دیگر که شنا کردن می‌داند، بیاید و او را نجات دهد. آن‌گاه مسوول غرق شدن او نیز خواهید شد! امروز هر کسی که خود را پیرو اسلام ناب محمدی می‌داند، می‌بایست هم‌چون پولس در مسیحیت، خود را برانگیخته و موظف به معرفی اسلام ناب، یعنی حقیقت، رحمت و عدالت بداند و چون فرانچسکو، مسوول خدمت‌گزاری و کمک به انسان‌ها، و چون ژاندارک، مخاطب آیات خداوند را نخست خود و سپس دیگری بداند. تنها بدین طریق است که اسلام جهانی می‌شود و در حد مذهبی شریعت‌محور سقوط نخواهد کرد و نجات‌بخش آزادانۀ دل‌ها خواهد بود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.