نقدگونه‌یی بر نظرِ جمعی از نویسنده‌گان در پیوند به تأیید سن ۱۸ برای کودکان

عزیزاحمد حنیف/

mandegarاخیراً نبشته‌یی در پیوند به تعیین سن ۱۸ برای کودک در رسانه‌های اجتماعی نشر گردیده است که در پای آن شماری از نویسنده‌گان امضا نموده اند. در رابطه به این سند دو روز پیش یکی از دوستان با من نیز تماس گرفت و درخواست نمود تا آن را تأیید نماییم، اما صحبت کوتاهی که داشتیم فکر می‌کنم نظر ایشان نیز تغییر کرد.
در اینجا، ملاحظات خویش را در پیوند به نوشتار فوق به‌گونه مختصر حضور دوستان تقدیم می‌کنم:
یک: شریعت اسلامی، به اجماع تمام علمای امت، «بلوغ» را سن تکلیف تعیین نموده است که نشانه‌های آن بر بنیاد نظر اکثریت قاطع فقها، احتلام برای پسر، عادت ماهوار برای دختر و سن ۱۵ سالگی تعیین شده است.
دو: پیامبر گرامی اسلام ص فرموده است: (رفع القلم عن ثلاثه: عن النائم حتی یستیقظ و عن المجنون حتی یفیق و عن الصبی حتی یحتلم). و هم‌چنان دیده می‌شود که عبدالله بن عمر به دلیل این‌که کمتر از ۱۵ سال داشت، از سوی پیامبر اکرم ص اجازه اشتراک در جنگ احد برایش داده نشد اما در غزوۀ احزاب که ۱۵ سال داشت، برای ایشان اجازه مشارکت در جهاد داده شد. جهاد از تکالیف شرعی خیلی مهم است و موضوع، نشان می‌دهد که ۱۵ سالگی، سن تکلیف در شریعت اسلامی است. از همین جاست که همزمان با بلوغ، احکام شرعی‌ مانند: روزه، نماز و حدود شرعی بالای انسان واجب می‌گردد. بدین معنا که اگر مرتکب جرمی مانند: شراب، زنا، قمار، قتل و… شود، مطابق قوانین شرعی، مجازات می‌گردد.
سه: امام ابوحنیفه رح در تفسیر واژۀ «أشده» در آیه مبارکه ۱۵۲ سوره الأنعام (ولا تقربوا مال الیتیم حتی یبلغ أشده) که اساساً بحث مالکیت و تصرف یتیم در دارایی‌اش مطرح است، به سن ۱۸ نظر داده است. نتیجه‌یی که از آن گرفته می‌شود، امام اعظم رح در باب سن تکلیف، معتقد به بلوغ بوده و در پیوند به موضوع «رشد»، سن ۱۸ را تعیین نموده است.
چهار: فقهای اسلامی در قرن دوم و سوم در تفسیر آیات ۵۸ و ۵۹ سوره نور، که واژۀ «حُلم» به‌کار رفته است،
واژۀ «حلم» هم به‌معنای عقل در مراحل ابتدایی (نوجوانی) و هم به‌معنای بلوغ در اصطلاح قرآن‌کریم به‌کار رفته است. تمام فقها متفق اند به این‌که وقتی کودکِ پسر یا دختر بالغ می‌شود، به درجه‌ی حلم رسیده است و به‌هنگام ورود به خانه باید اجازه بگیرد. (لیستأذنکم الذین لم یبلغوا الحلم منکم). (و إذا بلغ الأطفال منکم الحٌلم).
پنج: در سال‌های اخیر، گروه‌های جنگجو و باندهای مافیایی، با استفاده از برخی قوانین در افغانستان که تکمیل ۱۸ سالگی را سن تکلیف تعریف نموده است، از کودکان استفاده سوء می‌نمایند؛ از مبایل دزدی گرفته در شهرهای بزرگ تا قاچاق مواد مخدر و استخدام آنها در حملات انتحاری و انفجاری در ولایات.
شش: تکمیل سن ۱۸ سال به‌عنوان مرز مشترک میان کودکی و بزرگ‌سالی در شرایط کنونی افغانستان، در واقع زمینه‌سازی برای بهره‌کشی بیشتر از کودکان از سوی باندهای مافیایی، قاچاق‌بران مواد مخدر و گروه‌های دهشت‌افکن است.
هفت: امروز بیشتر از ۲۷۰ تن به‌نام کودک در مرکز اصلاح و تربیه اطفال وزارت عدلیه زندانی اند که بیشتر از ۶۰ در صد آنها بالاتر از ۲۰ سال دارند اما با استفاده از تذکره کاغذی جعلی و به‌دلیل فساد در ادارات عدلی کشور، زیر سن ۱۸ ثبت گردیده اند.
هشت: هر قدر سن تکلیف پیشتر باشد، کودک به‌همان پیمانه متوجه مسوولیت‌های اخلاقی-اجتماعی خویش می‌شود؛ بر عکس، زمانی‌که سن تکلیف بالاتر بود، در سنین قبل از تکلیف (بین ۱۵ الی تکمیل ۱۸سال) بیشتر به ارتکاب انواع جرم جرأت می‌کند.
نُه: اگر هریکی از سن «رشد» و سن «بلوغ» را در روشنی اجتهاد فقهی معاصر و مبتنی بر مصلحت عامه در افغانستان، تعریف نماییم، معنا و مفهوم هریکی از این دو اصطلاح برای ما واضح خواهد گردید.
ده: برخی مسایل شرعی مانند: نکاح، حق مالکیت، رای‌دهی در انتخابات‌ها و غیره می‌تواند مقید به سن تکلیف نه، بل به سن «رشد» گردد؛ آنچنان که فقهای اسلام در قرن‌های دوم و سوم بحث‌های زیادی مبتنی بر تفاوت میان سن «رشد» و سن «تکلیف» نموده اند.
پس باید بین سن «رشد» و سن «تکلیف» تفاوت گذاشت و هر یکی را مطابق به وضعیت اجتماعی افغانستان، در قوانین تعریف کرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.