نقدی بر مبانیِ فقهی داعش

سیداحمد اشرفی/ سه شنبه 4 عقرب 1395/

بخش دوم/

mandegar-3اولاً: جهاد در اسلام به جنگیدن و کشتن و کشته شدن خلاصه نمی‌شود. جهاد انواع مختلف دارد، اما به‌طور عام به دو نوع تقسیم می‌شود: اول، جهاد برضد نفس و هواها و خواهش‌های غیرمشروع است که به آن «جهاد اکبر» گفته می‌شود و دوم، قتال یا جنگ بر ضد تجاوز است که به آن «جهاد اصغر» گفته می‌شود. رسول اکرم – صلی الله علیه و سلم – زمانی که از غزوۀ بدر برگشتند، فرمودند: «رجعنا من الجهاد الأصغر إلی الجهاد الأکبر.»
ثانیاً: جهاد به معنای قتال و جنگ، در اسلام دفاعی‌ست نه هجومی. جهاد در اسلام برای تأمین صلح و گسترشِ امن و دفع تجاوز و تعدی است. پیغمبر اکرم – صلی‌الله علیه و سلم- سیزده سال در مکه ظلم و ستم و شکنجه و قتل پیروانِ خود را تحمل کرد، اما دست به اسلحه نبرد و پس از آن‌که خانه و کاشانه و شهر و دیارِ خود را ترک کرد و به مدینه هجرت نمود، در آن‌جا هم دشمنان او را آرام نگذاشتند و دست به مداخله و تجاوز زدند، این‌جا بود که آیۀ جهاد نازل شد و به مسلمانان اجازۀ جهاد داده شد. خداوند در این آیه (سوره حج: ۳۹ – ۴۰) می‌فرماید:
ترجمه: «به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازۀ جهاد داده شده است؛ به‌ این خاطر که مورد ظلم قرار گرفتند و خداوند به کمک آنان تواناست، آنانی که از خانه‌های‌شان به‌ناحق بیرون رانده شدند، (در حالی که گناهی مرتکب نشده بودند) جز این‌که می‌گفتند: پروردگار ما الله است».
اما جهادگرانِ داعش میان دوست و دشمن، متجاوز و بی‌طرف تفکیکی قایل نشدند و با کمال حماقت و وحشت خود را با همه درگیر کردند و همه را دشمنِ خود ساختند.
خداوند در سورۀ ممتحنه آیۀ ۸ می‌فرماید: ترجمه: «خداوند شما را نهی نمی‌کند از این‌که نیکویی و انصاف روا دارید به کسانی که با شما به‌خاطر دین نگنجیده‌اند و از خانه‌های‌تان بیرون‌تان نکرده اند، و خداوند منصفان را دوست دارد.»
ثالثاً: جهاد اسلامی مقید و مشروط به ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی است؛ در جهاد اسلامی، قتل افراد ملکی و بی‌طرف، قتل کودکان و زنان، قتل سفرا و نماینده‌گان سیاسی و دیپلماتیک و قتل افرادی که در معابد مشغول عبادت‌اند، جایز نیست. در جهاد اسلامی قطع درختان میوه‌دار و کشتن حیوانات بدون موجب جواز ندارد. در جهاد اسلامی، کشتن و شکنجۀ اسرا و مثله کردن نارواست.
اما داعشیان نه تنها همۀ این اعمال را به شکل بسیار فجیع انجام دادند، بلکه تصویرها و ویدیوهای آن را نیز با افتخار و مباهات در معرض دیدِ جهانیان قرار دادند. آنان با تمام قساوت، خبرنگاران را سر بریدند درحالی‌که آنان سفیران حقیقت و روشنگری به شمار می‌روند، امدادگران و کارمندان مؤسساتِ خیریه را از دم تیغ گذراندند درحالی‌که آنان سفیران خیر و رحمت محسوب می‌شوند.

معاملۀ داعش با غیرمسلمانان
در بخش آخر آیۀ چهلمِ سورۀ حج که نیم اولش را قبلاً در بالا ذکر کردیم، خداوند پس از این‌که به پیغمبر و مسلمانان صدر اسلام، اذن جهاد می‌دهد، به حکمت و فلسفۀ جهاد اشاره نموده می‌فرماید:
ترجمه: «اگر خداوند (ظلم و تجاوز) بعضی از مردم را به‌وسیلۀ بعضی دیگر دفع نکند، صومعه‌ها و کنسیه‌ها و کلیساها و مساجدی که نام خدا در آن‌ها بسیار برده می‌شود، ویران می گردد.»
این آیت آشکارا بیان می‌دارد که جهاد در اسلام، برای دفع ظلم و تجاوز و حمایت از آزادی عقیده و اندیشه است. و نه تنها برای دفاع از مسلمانان و مساجد و معابد اسلامی، بلکه برای دفاع از معابد و اماکن مقدسۀ سایر ادیان نیز هست.
اما داعشیان پس از این‌که در شمال عراق موفق به پیشروی گردیدند، بر اقلیت مسیحی آن‌جا ظلم روا داشتند و پس از این‌که کلیساهای آنان را ویران و اموال و دارایی‌های‌شان را غارت کردند، آنان را میان سه گزینۀ جزیه، قتل و یا قبول اسلام مخیَّر نمودند. این عمل داعشیان خلاف شریعت اسلامی است. اقلیت مسیحی‌یی که در عراق و سایر کشورهای اسلامی و عربی زنده‌گی می‌کنند، دوست مسلمانان به‌حساب می‌روند نه دشمن. آن‌ها از زمان حضرت رسول اکرم – صلی الله علیه وسلم – تا امروز در جوار مسلمانان با عزت و احترام زنده‌گی کرده اند و مانند مسلمانان از همۀ حقوق شهروندی برخوردار بوده اند.
حتا جزیه که در برخی از ادوار تاریخ اسلام از اهل کتاب گرفته شده، در حقیقت یک ضربۀ مالی بسیار ناچیز است که در برابر حفظ امنیت و تقدیم خدمات اداری و اجتماعی از غیرمسلمانان گرفته می‌شده است و دارای هیچ‌گونه معنای توهین‌آمیز نبوده است. از طرف دیگر، حکم گرفتنِ جزیه از نگاه فقهی نه فرض است و نه واجب، بلکه از جملۀ مباحات محسوب می‌شود و به مصلحت اسلام و مسلمانان ارتباط دارد و زمامدار مسلمان صلاحیت دارد و می‌تواند آن را بگیرد و می‌تواند ببخشد.
مباح، یعنی حکمی که عمل و ترکِ آن یکسان بوده نه در عمل به آن ثوابی مترتب می‌شود و نه در ترک آن گناهی.
همچنان داعشیانِ وحشی و جاهل، جنایت‌های هولناکی را برضد اقلیت ایزیدی در عراق مرتکب شدند که باعث شرمنده‌گی همۀ مسلمانانِ عاقل در روی زمین گردید، آنان به کودکان معصوم و به زنان بی‌گناه هم رحم نکردند. زنانِ آنان را به کنیزی گرفتند و آنان را به بهانۀ این‌که بت‌پرست و شیطان‌پرست هستند، بین مسلمان شدن و کشته شدن مخیَّر گردانیدند.
در حالی که ایزیدی‌ها از نگاه فقهی «مجوس» به حساب می‌روند و مجوس مطابق بحدیث رسول اکرم – صلی الله علیه وسلم – از جملۀ اهل کتاب محسوب می‌شوند، آن‌جا که حضرت فرمودند: «سنُّوابهم سنَّه أهل الکتاب» یعنی: با آنان (مجوس) به همان روشی که با اهل کتاب معامله می‌کنید، معامله کنید.
گذشته از آن، آزادی عقیده اصلی است که اسلام بر آن شدیداً تأکید نموده است. آیت‌های متعددی در قرآن‌کریم وجود دارد که اجبار مردم بر عقیده و ایمان را تحریم کرده است: در سورۀ غاشیه می‌فرماید: «فذکر إنما أنت مذکر، لست علیهم بمسیطر.» ترجمه: «پند بده، تو تنها پنددهنده‌ای، بر مردم مسلط نیستی. (یعنی وظیفۀ تو روشن‌گری است، وظیفۀ تو این نیست که مردم را به جبر و عنف مسلمان کنی.)»
و در سورۀ بقره می‌فرماید: «لا إکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.» ترجمه: «اجباری در دین نیست، راه رشد از راه گمراهی آشکار شده است.»
حضرت عمر زنی را به اسلام دعوت کرد و او نپذیرفت، حضرت رو به آسمان کرده گفت: «بارالها تو گواه باش که من او را به اسلام مجبور نکردم.»
این در حالی است که داعشیان در مناطق تحت تسلط خود در سوریه و عراق، مسلمانان را به قبول آرا و افکار خویش و غیرمسلمانان را به قبول اسلام مجبور کردند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.