نقـش زنان در جهاد و مقاومتِ افغانستان و جایگاه زن در اندیشۀ استاد ربانی

زینب موحد/ یک شنبه 16 میزان 1396/

بخش دوم/

mandegar-3۲ـ تبیین رهنمون اسلام در مورد نقش و فعالیت زنان در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی
همان‌گونه که اشاره شد، استاد رحمهالله علیه،‌ با بهره‌جویی از قرآن و سنت، بر اساسِ اندیشۀ خود که اسلام را عبارت از اصولِ ثابت و اجتهادِ متحول و فقه متغیر می‌دانست، در مورد زنان موقفِ مشخص داشت. ایشان جایگاه زن و حقوقِ وی را در عمران و سعادتِ جامعه مهم و هر دو جنس را در خلافتِ خدا و اعمار زمین برای هدایتِ انسان و نظم جهان مسوول می‌دانست .
البته نکتۀ قابل تأمل در رابطه با زن در اندیشۀ استاد این است که ایشان نه‌تنها زنان را در مسالۀ آموزش، کار، سیاست و رهبری جامعه ذی‌حق می‌دانست ، بلکه از دید ایشان در فلسفۀ اسلامی هیچ تفاوتی از لحاظ حقوقی میان زن و مرد وجود ندارد. چنان‌که این‌گونه فرموده بوده‌اند: «از لحاظ فلسفۀ اسلامی مرد و زن، از لحاظ حقوق و وجایب برابر اند.‌ زنان در اسلام هم حقِ فعالیت سیاسی و هم اقتصادی و فرهنگی را دارند».
این سخن استاد هرچند مجمل است اما می‌توان بس مفصل از آن برداشت نمود، که استاد شهید هیچ قیدی را مبنی بر تفاوت میان حقوق و وجایب زن و مرد نمی‌گذارد،‌ حال آن‌که در بسیاری از موارد فعالیت سیاسی به‌هدف زعامت انجام می‌گیرد که اگر موافقانه پیش رود، بی‌تردید به رهبری منتهی خواهد شد‌.‌ این عدم تفاوت حق سیاسی و عدم تفاوت حقوقی میان زن و مرد در اندیشۀ استاد همسو با تفکر علامه یوسف قرضاوی و راشد الغنوشی در مورد زنان می‌باشد.‌ علامه یوسف قرضاوی در کتاب فقه سیاسی خویش، زنان و مردان را در انجام همۀ تکالیف و مسوولیت‌ها ماسوای بعضی احکام خاص و موارد استثنایی، برابر می‌داند و به برخی استدلال‌ها که دال بر ممنوعیت حضور زنان در پارلمان و منصب وزارت و ریاست‌جمهوری‌ست، پاسخ ارایه می‌کند و مشکلی مبنی بر حضور زن در پست‌هایی که متناسب با استعداد و توانایی‌ها و ساختار و شاخصه‌های شخصیت وی باشد نمی‌بیند،‌ اما با وضع این قید که ریاست جمهوری در کشورهای اسلامی به‌ معنی ولایت عظمی نیست‌ و به تنهایی احکام و تصامیم را صادر نمی‌کند‌.
پس آن‌چه هویداست این‌که: استاد شهید دیدگاه همسان با متجددین و متفکرینِ هم‌عصر خویش در امت اسلامی مانند یوسف قرضاوی و امام محمد غزالی و راشد الغنوشی و مرتضی مطهری، پیرامون مشارکت سیاسی زنان در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی دارا بوده است. البته استاد با بیان این تفکر خود به همان پویایی فقه که باورمند بوده، عمل نموده است و بدون ذکر هیچ قیدی مبنی بر عدم وجود تفاوت حقوقی و سیاسی در میان زن ومرد متفاوت‌تر می‌اندیشیده است؛ زیرا استاد شهید به خطوط مرزی به شکل امروزی باورمند بوده و لااقل تا این دم به موردی که نشانگر باور استاد به احیای مجدد خلافت باشد، برخورد نشده است. او برخلاف آرای مخالفین حضور زنان در پارلمان، ابراز رای نموده است و حضور زن را برخاسته از حق انسانی و مسلمِِِِِِِِِِِِِِِِِِ وی و حق انتقاد و مبارزه و آزادی می‌داند، چنان‌که در حمایت خواهران متعهد در راه احراز کرسی‌های پارلمان از هیچ نوع مساعدت دریغ نکرده بودند تا جایی که در هنگام کارزارهای انتخاباتی در حمایتِ یکی از خواهران ما در یکی از مساجد بدخشان درحالی‌که مردم را به رای دادن به این خواهر تشویق می‌نمودند، ابراز داشتند که وقت نماز داخل شده است. استاد در مقام یک فقیه درجا ابراز می‌دارد که امروز نماز را با تأخیر ادا می‌کنیم که دال بر اهمیت موضوع در اندیشۀ رهبر شهید است. او -رحمهالله علیه- مشکلات و محرومیت‌های فرارویِ زن و تعدی بر حقوق زنان را بر اثر یک سلسله عاداتِ خرافی و بقایای زنده‌گی قبیلوی دانسته که هیچ سرِ سازگاری با دینِ ما ندارد.
بدین ترتیب، استاد شهید حقوقی را که اسلام برای زنان داده است، مکمل‌ترین حقوق دانسته و فرموده‌اند: «اگر حقوق اسلامی زنان برای‌شان داده شود،‌ دیده می‌شود که هیچ دین و قانونی به این میزان حقی برای زن قایل نشده است».
نقل روایت جالب دیگری که در زمان حکومت استاد رخ می‌دهد این است که: گروهی از طالبان نزد استاد می‌آیند و ابراز می‌کنند که با حکومت استاد مشکل ندارند به شرط منعِ حضور خانم‌ها در دوایر دولتی و توقف آموزش دختران. اما رهبر شهید با نگاه دقیق و عمیق دست رد بر سینۀ ایشان می‌زند که بعدها خودشان اظهار می‌کردند که حکومت ما فدای زنان شد.
ایشان به تأثیرگذاری زنان در آوردن صلح در زمان ریاست شورای عالی صلح باورمند بودند؛‌ چنان‌که گمارش عده‌یی از زنان نخبه در این شوری و همچنان طرح آوردن صلح از طریق تأثیرگذاری همسران بر اندیشۀ شوهران و فرزندان در محیط خانواده، تبارز دهند‌ۀ جنبۀ دیگری از اندیشۀ شهید صلح در مورد زنان می‌باشد.
خلاصه این‌که ایشان مرد و زن را در راستای رسیدن به فلاح و رستگاری یار و یاورِ همدیگر دانسته و بر اساس رهنمون قرآن کریم، این دو جنس بشر را ولی و همکار می‌دانسته است،. او رحمهالله علیه جامعیتِ دین اسلام را در بُعد فردی و اجتماعی برای بشریت بیان می‌دارد و اسلام را بانی اصلی ارزش‌هایی چون حقوق بشر و حقوق زن می‌داند و مسلمانان را صاحب دستاوردهایی می‌شمارد که خیلی‌ قبل‌تر از منادیان ارزش‌های انسانی ندای آن ‌را سر داده بود. استاد ـ رحمهالله علیه ـ همواره از رشادت‌های زنان در دوران جهاد و مقاومت یاد می‌نمودند؛ توجه به امر آموزش دختران قبل از پیروزی مجاهدین و بعدتر در زمان حکومت‌ مجاهدین در دوران زعامت ایشان،‌ ایجاد تشکل‌ها و توجه به شوراهای زنان در دوران مقاومت که مردم افغانستان با مشکلاتِ بزرگی دست و پنجه نرم می‌نمودند، دال بر اهمیتِ نقشِ زنان در اندیشۀ استاد شهید در میادین مهمِ سیاسی می‌باشد.

۳- تبیین الگوی مناسب برای زنان افغانستان‌
با نگاه عمیق‌تر به مباحث پیرامون حقوق زن در افغانستان به‌ویژه در همین یک‌ونیم دهۀ پسین،‌ می‌توان گفت که پرداختن به مشکلاتِ زنان در جامعۀ ما با بافت‌ عمیقِ سنتی و فرهنگ بومی‌ تا حدود زیادی نأمانوس بوده و همین‌گونه شده که تا حال وضعیتِ زنان نه‌تنها بهبود نیافته، بلکه هر روز بدتر از گذشته می‌شود.‌ استاد شهید با نگاه عمیق و با درکِ درست و جامعه‌شناختیِ دقیق از کشورش، زنان افغانستان را از پیامد‌های ناگوارِ تقلید و دنباله‌روی آگاه نموده بود،‌ زنان افغانستان را به حفظ اصالت فرهنگی‌شان که همانا در سایۀ قرآن و اسلام تفسیر می‌شود فراخوانده بود. ‌ایشان آزادی و رسیدن زن به حقوقش را سوغات فرنگ (غرب) ندانسته، بلکه آن را ارمغان دین اسلام و شریعت نابِ محمدی می‌دانستند. ایشان با تأکید بر احتیاج انسان به همسویی با میثاق‌های بین‌المللی و دستاوردهای بشری، حقوق زن را در دین اسلام تنها یک نظریۀ فلسفی ندانسته‌، بلکه به ‌عنوان حقیقت علمی‌ تلقی نموده بودند.
رهبر شهید -رحمهالله علیه- مسلمانان را بی‌نیاز از وابسته‌گی فکری و فرهنگی پنداشته و زنان را در شرایط کنونی به‌عنوان سنگردارانِ حفظ فرهنگ و مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانستند و آنان را به مبارزه فرا می‌خواندند؛ زیرا در نگاه ایشان، زنان تأثیرگذارتر از مردان بودند‌ و اگر از سوی آنان غفلتی در این راستا صورت پذیرد، و اگر فرهنگ و هویتِ تاریخی خود را پاسدار نبوده و حفظ نکردند، استقلال سیاسی‌یی نه برای زن و نه برای مرد باقی خواهد ماند.
ایشان اسلام را به معنی حقیقی، منادی حقوق زن دانسته و زنان مسلمان افغانستان را بر این موضوع واقف می‌سازد که اگر زنِ غربی چندین دهه پیش به آزادی رسیده، زن مسلمان قرن‌ها قبل به‌ برکت ظهور اسلام به آزادی و حقوق خویش نایل آمده است.
استاد علیه‌الرحمه به تأسی از قرآن و تاریخ اسلام، الگوهای صبر و استقامت و قهرمانی را از دین اسلام و دیگر ادیانِ سماوی برای زنان مسلمانِ افغانستان الگوهای مناسبِ رفتاری دانسته و معرفی می‌نماید. به‌جاست که در این قسمت مقایسه‌یی که استاد از وضعیت زن در اسلام و دیگر تمدن‌ها داشته‌اند را برای مخاطبین بیان بدارم: «ارسطو فیلسوف نامی یونان، زن را به روح شیطان تعبیر کرده است، حتا این اندیشه در فرهنگ یونان که اساس تمدن امروزی غرب را تشکیل می‌دهد، وجود داشت. اما در دین مبین اسلام، قرآن می‌گوید: والمومنون والمومنات بعضهم أولیآء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر…» او رحمهالله علیه دین مبین اسلام را بانی حقوق و کرامتِ بشر دانسته و مسلمانان را برخوردار از تمام حقوق انسانی می‌دانست و بهترین الگوهای رفتاری را در قرآن‌کریم برای زنان مسلمان افغانستان مناسب می‌دیدند.
جمع‌بنـدی
به حتم که رهبر شهید -رحمهالله علیه- عالمی روشن‌ضمیر و رهبری اعتدال‌پیشه‌ و دعوت‌گری سترگ بوده و به‌سانِ پدری دلسوز به موضوع آموزش دختران توجه ویژه‌ داشته و زن را به عنوان مادر و همسر، شریک و یاورِ مرد دانسته و هر دو جنس بشر را در راستای عمرانِ جامعه و جانشینی خدا در زمین و حضور در میادین مختلفِ اجتماعی سیاسی و فرهنگی شریک یکدیگر می‌پندارد‌ و حقوق کاملاً مساویانه قایل می‌شود؛‌ کما این‌که ایشان اسلام عزیز را مدافع و آورندۀ حقوق انسان دانسته و دنباله‌روی منحط را عامل انحطاط و فروپاشی قلمداد نموده‌ و زنان را پاسداران و مدافعان اصلی حفظ هویت اسلامی قلمداد نموده اند. در اندیشۀ استاد، آن‌چه امروز به ‌عنوان حقوق زن و حقوق انسان مطرح می‌شود، صدها سال قبل در قرآن‌ کریم بازگو شده است، و همچنان زنانِ قهرمان افغانستان، چه در دوران جهاد و چه در دوران مقاومت، هم‌پایِ زنان تمام جنبش‌های آزادی‌خواه در سرتاسر جهان قهرمانی‌ها و رشادت‌ها از خود به‌ یادگار گذاشتند. در حصۀ تقدیم فرزندانِ خود در راه خدا، و حمایت معنوی از مجاهدین در جبهات حق علیه باطل حماسه‌های بس بزرگ آفریدند که هیچ‌ انسانِ آزاده‌یی را توانِ کتمان آن نیست و در قلب تپندۀ تاریخ حفظ خواهد بود.

منابع
۱- ربانی‌، شهید پروفیسور برهان‌الدین، خط رهبر، ج۵،‌ چاپ نخست ۱۳۹۵، ناشر مرکز تدوین آثار رهبر
۲- قرضاوی، یوسف، فقه سیاسی، مترجم عبدالعزیز سلیمی، چاپ سوم، نشر احسان‌(۱۳۹۰)
۳- ربانی، شهید پروفیسور برهان‌الدین، خط رهبر‌، ج۶، چاپ نخست، ناشر مرکز تدوین آثار رهبر (۱۳۹۶)
۴- ربانی، شهید پروفیسور برهان‌الدین، پیغام رهبر، ج۱، چاپ نخست ۱۳۹۵، ناشر مرکز تدوین آثار رهبر
۵- کامگار، جمیل‌الرحمن، تاریخ معارف افغانستان، چاپ دوم، انتشارات میوند‌(۱۳۸۷)
۶- أبوشقه، عبدالحلیم، تحریر المرأه فی عصر الرساله، ج۱، دارالقلم للنشر و التوزیع، ط۵، (۱۹۹۹)
۷- پیرزاده غزنوی، أبوذر، نهضت اسلامی افغانستان،‌ انتشارات حامد رسالت، چاپ نخست ۱۳۹۶
۸- ربانی،‌ شهید پروفیسور برهان‌الدین، رهنمون جهاد،‌ ناشر دفتر مرکزی جمعیت اسلامی افغانستان، تهران، آبان ۱۳۶۵
۹- حق‌شناس، نصری، تحولات سیاسی جهاد افغانستان، نشر مطبعۀ نعمانی،‌ چاپ دوم ‌۱۳۸۴، ج۱

———————–

۱-همان مرجع، ص
۲- همان مرجع، ص
۳- همان مرجع، ص
۴-قرضاوی، یوسف، فقه اسلامی، مترجم عبدالعزیز سلیمی، چاپ سوم‌،‌ ناشر‌نشر احسان(۱۳۹۰)، ص۲۷۱-۲۸۸
۵- همان مرجع،‌ص..
۶-همان مرجع،‌ص.
۷-همان مرجع، ص
۸- همان مرجع،‌ ص
۹- همان مرجع،‌ ص
-ربانی، شهید پروفیسور برهان‌الدین،‌ خط رهبر، ج۵‌، چاپ نخست(۱۳۹۵)، ناشر مرکز تدوین آثار رهبر،‌ ص

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.