نود و نهمین نظام سیاسی اسلام

عبدالکبیر ستوده/

mandegarدر عالم تئوری و نظر، نظام سیاسی اسلام عبارت از نظام جامع و کاملی است که منبع و مصدر، ساختار و بافتار، شکل و شمایل، محتوی و هدف، و در کل زیر و زبر آن مقدس و الهی است و از قرآن و سنت قابل کشف و درک می‌باشد و احدی را نزد که این نظام را بشری و ناقص بداند و در صدد اصلاح آن برآید و بر آن چیزی بیفزاید و یا از آن چیزی بکاهد.
اما در عمل، ده‌ها نمونۀ نظام سیاسی اسلامی از سوی صادق‌ترین پیروان مسلمان، به خورد جوامع اسلامی داده شده است و تاهنوز هم مشخص نیست که کدام یک از این نمونه‌های عرضه شده و به منصۀ عمل گذاشته شده مصداق اتم و اکمل نظام سیاسی اسلامی است که در علم خداوند است و در قرآن و سنت بیان شده است.
اگر از نظام سیاسی اسلامی خلفای راشدین بگذریم، نظام سیاسی اسلامی اموی‌ها، عباسی‌ها، صفوی‌ها، عثمانی‌ها، و… نظام سیاسی اسلامی شاهی عربی، اسلامی- سکولاری ترکی، جمهوری پاکستانی، ولایت فقیه ایرانی و… نظام سیاسی اسلامی اخوانی، تحریری، القاعده‌یی، طالبی، داعشی، بوکوحرامی، و… را داریم. جالب‌تر از همه اینکه حامیان و پیروان و طرف‌داران هر یک از این نظام‌های سیاسی اسلامی، نمونه‌های دیگر را ناقص و ناتمام و انحرافی و غیراسلامی می‌دانند و نمونۀ نظام سیاسی اسلامی خود را کامل و راه‌گشاه و مقدس و الهی قلمداد می‌کنند.
نود و نهمین نمونۀ نظام سیاسی اسلامی، از سوی مولوی صاحب انصاری عرضه شده است. این نمونه خیلی ساده است و با یک ملای مسجد یا خطیب مدرسه و بعد از یک سخنرانی فوق‌العاده احساسی و عاطفی و با بیست سی طلبه قابل اجرا است و بعدها شاید شاخ و برگی بکشد و فربه‌تر و پیچیده‌تر شود و حامیان داخلی و خارجی پیدا کند و استخبارات کشوری پول در اختیارشان قرار بدهد و جاسوسان مملکتی برنامه برای‌شان بریزد و…
در این نمونه نیازی برای حاکم اسلامی نیست، قضاء اسلامی وجود ندارد، محاکمه صحرایی است و از محاکمه عادلانه خبری و اثری نیست و رضایت مسلمانان محلی از اعراب ندارد. این نمونه را هر ملای و خطیبی در هر جای می‌تواند تطبیق کند. کافی است کمی زور داشته باشی و والی ولایت دوستت باشد و بس.
شاید مسلمانانی پیدا شوند که خرده بگیرند و این نمونۀ نظام سیاسی اسلامی را انحرافی و خودسرانه بدانند. هیچ باکی نیست و جای هیچ بحثی هم نیست. به یقین که خود آنها منحرف و گمراه و مرتد و کافر اند. آنها یا سکولار اند، یا کمونیست، یا عیاش، یا شرابخور، یا مزدوران استعمار و یا… برماست که آنان را شناسایی و سرکوب و ترور کنیم و مال شان را غنیمت و زنان شان را کنیز بگیریم.
بعد از تمام کارهایی که تحت نام نظام سیاسی اسلامی خود انجام دادیم و زدیم و بستیم و کشتیم و آتش زدیم و خرابی کردیم و ویرانی نمودیم، اگر دیدیم که به جای نرسیدیم، بعد یک توبه ظاهری می‌کنیم و زیر لوای نام و نشان دیگری بر گرده‌های مردم مسلمان سوار می‌شویم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.