هراس‌های بیـهوده

24 جدی 1392/

mandegar-4بخش نخست

همۀ ما در زنده‌گی بارها و بارها ترس‌هایی را تجربه کرده‌ایم؛ چه در دوران کودکی و چه هنگام بزرگ‌‎سالی. ترس یکی از واکنش‌هایی‌ست که در موقعیت‌های مختلف از خود نشان می‌دهیم.
در واقع همان‌طور که شادی، غم، خشم، عشق و نفرت از جمله هیجان‌های اساسیِ انسان به شمار می‌روند، ترس نیز یکی از هیجان‌های اصلی است که برای هرچه بهتر مواجه شدن با آن، نخست باید به‌خوبی آن را بشناسـیم. پس باید بدانیم از چه می‌ترسیم و برای چه. ممکن است از این می‌ترسیم که در میان جمع صحبت کنیم، تصمیم‌گیری کنیم، با دیگران روابط صمیمانه‌یی برقرار کنیم، تغییر شغل بدهیم، تنها شویم، سن‌مان بالا برود، کسی را از دست بدهیم و تنها بمانیم و… . اگر شما هم از تمام این موارد هراس به دل راه می‌دهید یا فقط بعضی از این ترس‌ها را تجربه کرده‌اید، نگران نباشید. اگر خوب دقت کنیم، متوجه می‌شویم در تمام این موارد ما نسبت به آن‌چه می‌ترسیم، آگاهی کامل نداریم. در واقع از آن‌چه نمی‌شناسیم و راجع به آن شناخت نداریم، هراس به دل‌مان راه می‌دهیم. می‌ترسیم شغل‌مان را تغییر دهیم، چون نمی‌دانیم چه آینده‌یی در انتظارمان است و با چه موقعیت جدیدی روبه‌رو می‌شویم. می‌ترسیم رابطه‌یی را آغاز کنیم، چون نمی‌دانیم این ارتباط به کجا می‌رسد و نسبت به طرف مقابل‌مان نیز شناخت کافی نداریم و بسیاری موارد دیگر.
ترس، اساساً مشکلی تربیتی است که با دوباره آموزش دادنِ ذهن می‌توان آن را صرفاً به عنوان یک واقعیتِ زنده‌گی به جای مانعی در برابر آن پذیرفت. در واقع می‌توان ترس را با تعلیم دادن دوباره، از طریق تجربه‌هایی که قبلا کسب کرده‌ایم، برطرف کرد.

چرا می‌ترسیم؟
شاید در ذهنِ شما هم دایم ندایی به گوش می‌رسد که می‌گوید بهتر است موقعیتت را تغییر ندهی، شاید همین موقعیتی را هم که داری، از دست بدهی. تو هرگز نخواهی توانست به تنهایی از پسِ کارهایت برآیی، ریسک نکن شاید پشیمان شوی، در میان جمع صحبت نکن شاید دیگران فکر کنند به اندازۀ کافی آگاهی نداری و… .
اگر با چنین ترس‌ها و تردیدهایی روبه‌رو هستید، فراموش نکنید تا زمانی که خودتان نخواهید، نمی‌توانید مانعِ شنیدنِ این صداها شوید. تنها زمانی می‌توانید بر ترس‌ها و دلهره‌هایی از این قبیل غلبه کنید که به خودتان اطمینان داشته باشید. واقعاً بخواهید که دیگر نترسید و به دنبال راه جدیدی برای رویارویی با این‌گونه هراس‌ها باشید. هنگامی که واقعاً آماده باشید، قطعاً راهی نیز خواهید یافت. معمولاً بسیاری از ما هر وقت وارد قلمروی ناآشنا یا دنیای جدیدی می‌شویم، ابتدا ترس را تجربه می‌کنیم و همین ترس است که ما را در زنده‌گی از حرکت کردن به جلو باز می‌دارد. اما روش مقابله با این‌گونه ترس‌ها این است که به خود اجازه دهیم آن‌ها را احساس کنیم، ولی به جلو گام برداریم و از حرکت کردن بازنمانیم و به هر ترتیب دست به اقدام بزنیم.
متأسفانه خیلی افراد با انتخاب مسیری که از همه راحت‌تر است و نیاز به تغییر و تحول خاصی هم ندارد، زنده‌گی‌شان را به‌طور یک‌نواختی کسل‌کننده و کم‌محتوا می‌کنند؛ اما به خاطر داشته باشید که شما با تغییر دادن تصورات‌تان می‌توانید به‌طور معجزه‌آسایی شرایط خود را بهبود بخشید و با دنیای جدیدی آشنا شوید.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.