پاره‌های پیوسته/ خاطراتی از رحمت‌الله بیگانه

یک شنبه 28 جوزا 1396/

بخش سی‌وسوم/

mandegar-3آمرصاحب در تنهایی
روز جمعه تاریخ ۲۷ جدی ۱۳۷۵ خورشیدی، من و برادرم عزیزالله ایما از چاریکار حرکت کرده و ساعت ۱۲:۳۰ به دهانۀ پنجشیر ـ که در آن‌زمان آن را «بریده‌‌گی» می‌گفتند ـ رسیدیم.
بریده‌‌گی جایی بود که آمرصاحب آن را به‌خاطر توقفِ پیشروی طالبان، توسط بمب‌ها انفجار داده بود و بدنه‌یی از کوه به شکلِ بسیار ماهرانه‌یی بریده شده بود که عبور از آن، صرف با پای پیاده می‌توانست صورت پذیرد. ما در این ساحه آمرصاحب را تنها دیدیم و او با ما دست داد.
ایما گزارش کاریِ خود را به آمرصاحب داد که در آن بعضی کارها انجام نیافته بود. آمرصاحب گفت: باز آن کارها را اجرا می‌کنم.
آمرصاحب به‌دقت جانبِ ما دید اما چیزی نگفت، کاملاً تنها بود و می‌خواست به خط جبهه خلافِ معمول در ساعت ادای نماز جمعه، برود.
آمرصاحب را همه تماشا داشتیم که دروازۀ یک تکسی را باز کرد؛ اما یک نفرِ دیگر از آمرصاحب دعوت کرد که به موتر شخصیِ او بالا شود و آمرصاحب پذیرفت.
من و ایما تعجب کردیم که چرا آمرصاحب این‌گونه تنهاست، کجا می‌رود و چه کارِ مهمی به‌وقوع پیوسته که این‌گونه تنها و بدون محافظ حرکت کرده است.
زمانی که به پنجشیر رسیدیم، گفتند طالبان با اجرای شقی شماری از فرماندهان را اسیر گرفته‌اند. گفته شد که خط جبهه شکسته بود و با آمدن آمرصاحب، دوباره خط ایستاد.

راهنمایی آمرصاحب
در سال‌های مقاومت (۱۳۷۵-۱۳۸۰) رییس کمیتۀ فرهنگی جبهۀ مقاومت، انجنیر محمداسحاق و مدیرمسوول هفته‌نامۀ پیام‌ مجاهد، آقای عبدالحفیظ منصور بود که در نبود انجنیر محمداسحاق، او سرپرستِ کمیته نیز می‌بود.
انجنیر محمداسحاق به حیث نمایندۀ احمدشاه مسعود به امریکا رفته بود و عبدالحفیظ منصور برای تداوی به ایران. کارِ هفته‌نامۀ پیام‌ مجاهد به من، محمد اسحاق فایز، تجمل خان و محمدعظیم خان واگذار شد.
برای این‌که در کارها دقتِ بیشتر کرده باشیم و اخبار موثق و تازه را بگیریم، به دیدار آمرصاحب رفتیم. بعد از شام توانستیم به حضور آمرصاحب برسیم. درحالی‌که یک‌‌تن از هم‌صنفانِ دورۀ مکتبش (قاضی ولی‌محمد عاصم) در دفترشان حضور داشت، شروع کرد به خواندنِ پروف هفته‌نامۀ پیام ‌مجاهد.
سرمقالۀ پیام‌مجاهد را خواند و در نوشته‌‌ها مخصوصاً سرمقاله، ایرادهایی داشت، از جمله در مقاله آمده بود: «در گوشه‌گوشۀ افغانستان مقاومت جریان دارد». آمرصاحب گفت: «ما در گوشه نی، بلکه در متن و در ۲۰ کیلومتری پایتخت قرار داریم؛ عملاً لشکر پاکستانی و طالبان در شمالِ کابل زیر تهدیدِ ما قرار دارند، ما چگونه در گوشه استیم؟»

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.