پاره‌های پیوسته/ خاطراتی از رحمت‌الله بیگانه

یک شنبه 8 اسد 1396/

بخش پنجاه‌وچهارم/

mandegar-3از امرالله خان بپرس!
سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۰ خورشیدی، خبرنگار هفته‌‌نامۀ پیام‌ مجاهد در پنجشیر بودم، جهت کسب معلومات از وضعیت جنگی جبهات با آمرصاحب که در تخار بود، توسط تلیفون ستلایت به تماس شدم.
آمرصاحب مسعود به بسیاری از سوالاتِ من پاسخ داد و در مورد وضعیتِ جبهات روشنی انداخت؛ اما دربارۀ مسایل بیرونی و انکشافاتِ جدیدِ سیاسی گفت: از امرالله‌خان (امرالله صالح) معلومات بگیرید!
گفتم: آمرصاحب، تلیفون امرالله‌خان را ندارم.
ایشان با بزرگواری‌یی که داشتند، شماره تلیفون تاجیکستانِ امرالله‌صالح را از دیگران گرفته و به من دادند.

۲۴ ساعت انتظار
نمی‌دانم که کدام سال از دورۀ مقاومت بود، می‌بایست اخبارِ جدیدی برای هفته‌‌نامۀ پیام‌ مجاهد از آمرصاحب می‌گرفتم.
رفتم به دفتر مرکزی سریچه، پشت مخابره تا با آمرصاحب که در تالقان بود، تلیفونی صحبت کنم.
ساعت ۵‌ عصر بود که در دستگاه مخابره موضوع را به آمرصاحب گفتند و ایشان هدایت دادند که منتظر باشم. ساعتِ ۹ شب تماس گرفته شد، آمرصاحب باز گفتند که منتظر باشم. ساعت ده، یازده و یک‌ شب، با تلیفون ماهواره‌‌یی آمرصاحب تماس گرفته شد، جواب ندادند و من مجبور شدم به خانه که در نزدیکی این قرارگاه بود، برگردم.
ساعت ۲ شب، به من مخابره شد و گفتند که آمرصاحب منتظر شماست. به‌عجله خود را به شعبۀ مخابره رساندم و ساعت‌‌ها منتظر ماندم، اما از آمرصاحب خبری نشد و احوالی نیامد.
دوباره به خانه برگشتم و به خوابی عمیق فرو رفتم.
صبح ساعت ۷ مجدداً طرف دفترِ آمرصاحب حرکت کرده و خود را به مرکز مخابره رساندم.
بعد از چندین ساعت انتظار، بالاخره ساعت ۱۱ پیش از چاشت، آمرصاحب مرا پشتِ تلیفون خواست و برایم خبرهای جدیدی در مورد وضعیتِ سیاسی ـ نظامی داد.
بعد از این انتظار، دیگر هیچ‌گاه مرا برای مدتِ زیاد و طولانی منتظر نگذاشت!

با فهیم ‌خان مصاحبه نکن!
در اوایل سنبلۀ سال ۱۳۸۰ خورشیدی، در منطقۀ خواجه بهاءالدین به آمرصاحب گفتم: می‌خواهم با شماری از فرمانده‌ها مصاحبه کنم. یک لیست طولانی از نام فرماندهان را نیز برایش نشان دادم که نامِ محمدقسیم فهیم نیز در آن میان بود. آمرصاحب شماری از نام‌‌ها را تأیید کرد، اما گفت با فهیم‌‌خان یک مصاحبۀ خاص کن و در جمعِ این‌ها مصاحبه نکن!
این جمع عبارت بودند از:
۱٫ قاضی کبیر مرزبان
۲٫ انجنیر عمر
۳٫ مأمور حسن
۴٫ بشیر قانت
۵٫ محمد علم آزادی
۶٫ مطلب‌بیگ
۷٫ گدامحمد خالد
۸٫ پیرام‌قل
۹٫ قوماندان احمدی
۱۰٫ میرعلم‌خان
۱۱٫ منصورخان
همچنان آمرصاحب برایم گفت: یک آلۀ ضبط صوت پیدا کن و تمام صحبت‌‌های مجاهدین از دوران جهاد را ثبت کن. یادت باشد که این ‌کار بسیار مهم است!
وقتی در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، این خاطره و این موضوع را با مارشال فهیم مطرح کردم، ایشان هیچ توجهی نکردند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.