پاره‌های پیوسته/ خاطراتی از رحمت‌الله بیگانه

دو شنبه 30 اسد 1396/

بخش شصـت‌وپنجم/

mandegar-3پنجشیر و پشاور
سال‌های مقاومت بود، می‌خواستم همراه با برادرم عزیزالله ایما، از پنجشیر جهت دیدنِ بسته‌گان به ‌پیشاور بروم.
طالبان در کابل بودند و برای اذیت مردم، راه شمالی را که کوتاه‌‌ترین راه به ‌کابل بود، بسته بودند. مردم مجبور بودند راه‌های دور و درازی را از طریقِ تگاب و نجراب طی کنند و به کابل و ننگرهار و یا پیشاور بروند.
راه پروان، تگاب، کابل، گلبهار، سالنگ، تگاب و تورخم، راهی بسیار خطرناک و پُرمخاطره بود؛ دزدی و غارت‌گری، از اتفاقاتِ عادیِ این مسیر بود.
ما از شهر چاریکار به ‌طرفِ تگاب حرکت کردیم، نزدیک منطقۀ «تعمیر» بازار تگاب رسیدیم که جنگ بین نیروهای مقاومت و طالبان در گرفت.
من و ایما در وسط این جنگ قرار گرفتیم، ولی مجبور بودیم که این راه را عبور کنیم. در چندین‌جا توسط طالبان بازرسی و تفتیشِ بدنی شدیم.
بعد از پایان جنگ، موتر سرویسی پیدا شد و همراه با دیگران، راهی بندر تورخم شدیم. در چندین‌جا موتر حاملِ ما توسط طالبان متوقف شد، آنان می‌پرسیدند: «شیعه‌گان په موتر کی نشته؟»
همه ساکت و کرخت بودیم، از هیچ‌کس صدایی بلند نمی‌شد. طالبان بسیار ظالم و بی‌رحم بودند، آن‌ها با هیچ‌‌کس مدارا نمی‌کردند؛ نه طفل را می‌شناختند و نه زن را. با ترس و دلهرۀ فراوان به تورخم رسیدیم و فوری این ساحه را عبور کرده و از مرز گذشتیم.
در آن‌سوی خط مرزی، حمام‌ها فعال بودند؛ برادرم رفت تا حمام کند، او ریش‌های خود را کوتاه کرد و بعد از ساعتی، روانۀ پیشاور شدیم. دو تن از جوان‌هایی که ساعت‌‌ها را با آن‌ها سفرِ در سکوت داشتیم، از من پرسیدند: “چه ‌شد، رفیقِ همراهت کجا رفت؟” به برادرم که پاک و نظیف شده بود، اشاره کردم، اما آن‌ها باور نکردند.
به‌راستی که بی‌نظافتی و کثافت، انسان‌ها را عجیب نشان می‌دهد. طالبان، آدم‌های پاک و نظیف را دوست نداشتند!

تاریخ نانوشته
۳۰ میزان ۱۳۸۰‌ خورشیدی، بعد از سقوط طالبان، برای اولین‌‌بار آثارِ تخریب‌شدۀ موزیم ملی، در مرکز اصلیِ آن واقع دارالامان و آثار شکسته‌شده در تالار مطبوعات کنونی، به خبرنگاران نشان داده شد.
این آثارِ باارزش توسط طالبان از موزیم ملی واقع دارالامان به ‌منزلِ اولِ وزارت اطلاعات و فرهنگ (دفتر مطبوعات فعلی) جهتِ تخریب انتقال یافته و تعداد زیادی از آن‌ها، به تلی از خاک توسط طالبان تبدیل شده بود.
طالبان جاهل، این آثار را بُت و ناروا گفته و نگه‌داری آن‌ را حرام می‌پنداشتند. بعضی از این آثار که از زیر ساطور طالبانِ جاهل و تاریک‌اندیش رهایی یافته بودند، به مرکز اصلی موزیم منتقل گردیدند.
با وجود دزدی، چپاول و شکستن بی‌رحمانۀ این آثار گران‌ارج، هنوز هم موزیم‌ ملی افغانستان، در ردیفِ غنامندترین موزیم‌های فرهنگیِ جهان محسوب می‌گردد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.