«پانی پت»، نامی موحش بـرای هنـدیان

دکتر محی‌الدین مهدی/ دوشنبه 27 قوس 1396/

بخش سوم و پایانی/

در این نبرد که به «جنگ دوم پانی پت» مشهور گشته است، اکبر -مخصوصاً با رشادت‌هاى زایدالوصف سپه‌سالار بیرام خان- بر هیمو پیروز شد و به اصرار بیرام خان، غرض کسب ثواب و نهادن لقب «غازی» به خود، سرِ او را با شمشیرِ دست‌داشتۀ خود از تنش جدا کرد؛ عملی که بعداً از آن نادم بود. سپاه هیمو که ده‌ها هزار تن بودند و اکثرشان را افغانان و هندوان تشکیل می‌داد، تار و مار گشته، تعداد زیادی از آنان در همان میدان جنگ کشته شدند. هندیان هنوز مصیبت عاید گشتۀ قبلی در همین‌جا را از یاد نبرده بودند که پانی پت دوم بر آنان نازل گشت.
این جنگ به حکومت سلسلۀِ سورى پایان داد؛ ولی حاکمیت افغانان تا بیست سال دیگر، در بخش‌های دیگر هندوستان -در بنگال و در بیهار- ادامه یافت. با مرگ داوود(از خانوادۀ کرلانی) در سال ٩٨۴ هق، حاکمیت افغانان در هندوستان خاتمه پذیرفت.
پانی پت سوم- ١١٧۴ هق: جنگ سوم پانی پت که موضوع فیلم سنجی‌دت است، ٢١٠ سال بعد از جنگ قبلى به وقوع پیوست. این رویداد به تاریخ هر دو کشور هندوستان و افغانستان تعلق می‌گیرد، اما از آن‌جایی که محل رویداد سرزمین هندوستان کنونی بود، آن را در ادامۀ تاریخ آن کشور، و در ضمن، مطالعۀ سرگذشت سلسلۀ‌ تیموری می‌خوانیم. شش پادشاه اول سلسلۀ تیموری را -به دلیل اقتدار فراوان و وسعت قلمرو حکمرانی‌شان، «مغول‌های کبیر» می‌نامند. پس از اورنگ‌زیب(١١١٨-١٠۶٧ق)، دورۀ فتور این سلسله آغاز گشت و فقط در ده سال نخست بعد از مرگ او، هفت کس بر تخت سلطنت مغولی هند نشست.
این وضعیت زمینه را برای ملوک‌الطوایفی مساعد ساخت؛ چندان که به زودی بخش‌های جنوبی از ادارۀ مرکز بیرون بر آمد. سلسلۀ «نظام» در دکن به استقلال دست یافت؛ طوایف بزرگ هندو چون مرهته، راجپوت و جت سرِ طغیان افراختند. از سوی دیگر، انگلیس‌ها توانستند ایالات شرقی بنگال و اوریسه و بیهار را از بدنۀ حکمرانی دهلی جدا سازند. در چنین حالتی، فاتح قهاری به نام نادر افشار -که از اهانت محمد شاه گورکانی(١٧۴٨-١٧٢٠م) به سفیرش، به غضب شده بود- آهنگ هندوستان کرد و با صد هزار سرباز جرّار خون‌خوار، به طور ناگهانى وارد دهلى گردید و حاکمان را از قدرت، ثروت و خانواده دور ساخت و پادشاه را به یک مجمع تحقیرآمیز -که در بیرون شهر، در زیر خرگاه عظیمی که خود بر افراشته بود- فرا خواند و فی‌المجلس دارایی و ثروت انباشتۀ سالیان متمادی خانوادۀ تیموری را -به روی حجت- از او گرفت و در همان مجلس دختر شاه را به نکاح پسر خویش درآورد. علاوه بر این‌ها، بر مبنای سندی، اراضی غرب رود سند را از حدود هند جدا کرده و جزو خاک خراسان خواند(١١۶٢ق/١٧٣٩م.) این اهانت بزرگ، در چنان موقعیت خطیر، ضربۀ سنگینی به پیکر نیم جان سلسلۀ تیموری شمرده می‌شد، زیرا از این به بعد، بخش غربی قلمرو آنان شامل ایالات کابل، بلوچستان، سند، پنجاب و کشیمیر از هندوستان مغولی جدا شد و قلمرو حاکمیت آنان، بر اطراف و اکناف دهلی محدود و محصور گردید. چنان که در مورد شاه عالم دوم می‌گفتند: «پادشاهی شاه عالم، از دهلی تا پالم». پالم نام منطقه‌یی در حوالی دهلی بود.
شاهان تیموری این دوره، آلت دست وزرا و امرای بزرگ بودند. چنان که عالم‌گیر دوم(١٧۵٩-١٧۵۴م)را وزیرش غازی‌الدین برکنار کرده به جایش شهزاده على گوهر- نوۀ اورنگ‌زیب ملقب به شاه جهان سوم- را پادشاه ساخت(١٧۵٩م). از طرف دیگر، اتحادی میان غازى‌الدین مذکور، با سِداشیوراى باهو رهبر مرهته‌ها، هولگر رییس راجپوت‌ها و جنگورا رییس جت‌ها به میان آمد. اینان به طور باهمی به جانب پنجاب یورش آوردند. پنجاب را شهزاده تیمور -پسر احمدشاه ابدالی- از جانب پدرش اداره می‌کرد. تیمور تاب هجوم آنان را نیاورده به پیشاور عقب نشست.
در این وقت شخص احمدشاه، غرض دفع منازعۀ نصیر خان بلوچ در قلات(پایتخت بلوچستان آن زمان) به سر می‌برد. او با شنیدن این خبر از راه وادی بولان راهی پنجاب گردید. از آن‌سو لشکریان شاه عالم دوم(١٨٠۶-١٧۵٩م)- فرزند عالم‌گیر دوم(م ١٧۵٩م)نوه‌ی محمدشاه مذکور در فوق، نیز به جانب پنجاب حرکت کردند. گفته می‌شود که شاه عالم از احمدشاه خواسته بود تا به او -در امر مبارزه با ائتلاف فوق الذکر- کمک برساند. از طرف دیگر، به طور مسلم جمعى از علما و بزرگان هند، از جمله شاه ولى الله دهلوى -ملقب به امام‌الهند- طى نامه‌یى از ابدالى خواستند که مسلمانان را از «شرّ جنودِ هنود» نجات دهد.
احمدشاه راه دهلى در پیش گرفت، اما لشکر خصم در پانی پت مانع پیشروی او به سوی دهلی شدند. در ١۶ جولاى ١٧۶١م جنگ میان دو طرف آغاز گردید و مدت سه ماه به درازا کشید. منابع افغانى، تعداد لشکریان احمدشاه را حدود شصت هزار تن و از جانب مقابل را پنج تا شش برابر این گفته اند. به هر حال، سرانجام احمدشاه بر خصمش پیروز گردید. در این جنگ ده‌ها هزار تن کشته و زخمی گشته؛ حدود ٢٢٠٠٠ تن دیگر اسیر گردیدند. لشکریان احمد شاه هزاران اشتر، ۵٠٠ فیل، ۵٠٠٠٠ اسب و ٢٠٠٠٠٠ گاو به غنیمت گرفتند.
این جنگ تأثیرات مشهودی بر اوضاع افغانستان آن روز به‌جا نگذاشت؛ اما با پرداخت هزینۀ بسیار گران، نیمه‌جانی بر تن بی‌رمق دولت تیموری دمید؛ بسیاری از محققین، وجیزۀ «عدمش بِه ز وجود» را در مورد آن دولت صادق می‌دانند. تضعیف و شکست ائتلاف مذکور در بالا، سبب گردید که انگلیس‌ها به آسانی و بدون حضور مزاحمی به پیشروی خزندۀ خویش ادامه دهند. شاه عالم دوم در سال ١٧۶۵م، بنگال، اوریسه و بیهار را رسماً به آن‌ها تسلیم کرد و در سال ١٨٠٣م خود به تحت‌الحمایگى بریتانیا در آمد. از این تاریخ تا ۵۴ سال دیگر(١٨۵٧م) که سلطنت مغولیه در هند ادامه داشت، شاهان را جز «نام» چیزى باقى نبود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.