پــــایـــان بـــــــــــــــــازی

/

فهیم دشتی/ یک شنبه ۱۰ جوزا ۱۳۹۴

 

mnandegar-3بازی خونین و پیچیده‌ای که نزدیک به نیم قرن در جغرافیایی به نام افغانستان جریان داشت، به پایانِ خود نزدیک است. این بدان معنا نیست که پایانِ این بازی به‌زودی و بدون مانع و چالش اتفاق خواهد افتاد؛ ولی این نکته روشن شده که پایان این بازی آغاز گردیده و رفته‌رفته، شدت و سرعت می‌یابد و بالاخره به انجام می‌رسد.
این نوشته یک تحقیق نیست که بر مبنای آمار و ارقام یا منابع و اطلاعاتِ ثبت‌شده، استوار باشد؛ بلکه با توجه به معلوماتِ موجود و قابل دسترس برای همه، در ابعاد مختلف، یک تحلیل از وضعیتِ کنونی و آیندۀ احتمالیِ افغانستان در پیوند به مناسبات داخلی، نقش‌آفرینی در منطقه و حضور در خانوادۀ جهانی‌ست که نه به عنوان یک پیش‌گویی، بلکه به مثابۀ یک پیش‌بینی (با تأکید بر تفاوت پیش‌گویی و پیش‌بینی) مطرح می‌شود.
قابل ذکر است که در بخش‌هایی از این نوشته، پرسش‌هایی در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود که عمدتاً با اشاراتی به بخش‌های دیگر تلاش خواهد شد پاسخ‌ها ارایه شوند؛ ولی یک تصویر جامع، تنها در صورتی به‌دست می‌آید که از آغاز تا پایان، به این نوشته به عنوانِ یک تحلیلِ واحد نگریسته شود.
بخش بیست و دوم
افراد و گروه‌هایی که داعیۀ پشتونستان و دیورند را در افغانستان سر می‌دهند نیز از دید استراتژیک به این مسأله نمی‌نگرند، چون می‌دانند که این داعیه به حقیقت قرین نیست؛ ولی برای به‌دست آوردن منافع شخصی و گروهی، همچنان این شعار را سر می‌دهند.
این مشکل راه‌حل ساده‌تری دارد؛ البته در صورتی که هر دو کشور افغانستان و پاکستان بخواهند چنین راه‌حلی را دنبال کنند. در این صورت افغانستان باید یقینی بسازد که حضور هند در افغانستان، منافع امنیتی و سیاسی پاکستان را تهدید نمی‌کند و در عمل این امر را به اثبات برساند، و از سوی دیگر پاکستانی‌ها نیز با حضور هند در ابعاد دیگری که می‌تواند منافعی را نصیب افغانستان بسازد، نباید مخالفت کنند. این راه‌حل ساده، در واقع اعتماد سه‌جانبه میان افغانستان، پاکستان و هندوستان را ایجاب می‌کند؛ اعتمادی که به نظر نمی‌رسد به این زودی‌ها ایجاد شود؛ ولی با توجه به تحولاتی که در منطقۀ ما رخ خواهد داد، هر سه طرف ناگزیر از این اعتمادسازی استند و به گمان اغلب که تا ده سال آینده به پیشرفت‌های عمده‌ای در این زمینه دست خواهند یافت.

۲-۱-۴ هندوستان
در نزدیک به پنج دهۀ گذشته که افغانستان درگیر جنگ و بحران بوده، هندوستان تقریباً همیشه از دولت‌های بر سر اقتدار در افغانستان حمایت کرده و این حمایت‌ها در واقع، مخالفت با حضور و نفوذ پاکستان در افغانستان بوده است.
در سال‌های حاکمیت احزاب چپ، هند در همکاری با شوروی سابق از آن دولت حمایت می‌کرد. در جریان سال‌های حکومت مجاهدین نیز هند رابطۀ خوبی با آن دولت داشت و حتا در سال‌های مقاومت که طالبان به عنوان ایادی پاکستان می‌خواستند بر افغانستان تسلط پیدا کنند، هند با جبهۀ مقاومت یا همان ادامۀ حکومت مجاهدین، همکاری داشت.
میزان این همکاری‌ها در مقاطع مختلف تاریخی، متفاوت بوده است. مثلاً در سال‌های مقاومت، حمایت هند از جبهۀ مقاومت، به مقدار کمی حمایت‌های مالی و صحی خلاصه می‌شد.
پس از سقوط حاکمیت طالبان، هند یک بار دیگر با دولت جدید افغانستان، رابطه قایم کرد. پالیسی‌های افغانی هند به گونه‌یی بوده که حتا رابطه با هم‌پیمانان قبلیِ خود در افغانستان را فدای رابطه با دولت بر سرِ اقتدار در این کشور کرده است. یکی از مثال‌های بارز آن، تأمین رابطۀ بسیار نزدیک با حکومت حامد کرزی و حلقۀ حامیِ وی بود که در برخی موارد در تقابل با رهبران مقاومت که در جنگ علیه طالبان، به‌نوعی هند از هم‌پیمانان آنان به شمار می‌رفت‌ـ صورت می‌گرفت.
کمک‌های مالی، تخنیکی، سیاسی و حتا آموزشی هند در سال‌های اخیر به اندازه‌یی بوده که این کشور را به یکی از پنج کشور بزرگِ کمک‌کننده به افغانستان مبدل کرده است.
با این حال، پالیسی اصلی هند، مقابله با نفوذ پاکستان در افغانستان بوده. در صورتی که هدف اصلی حمایت از افغانستان می‌بود، با توجه به این‌که پاکستان به‌دلیل حضور هند در افغانستان، پیوسته تلاش ‌کرده مشکلات بیشتری را برای افغانستان درست کند، هند می‌توانست برای جلوگیری از تحریک پاکستان، حضورش را در افغانستان به گونۀ دیگری تأمین کند.
این‌که هند اکثر کمک‌هایش را در پروژه‌هایی به مصرف رسانده که در مرز افغانستان و پاکستان قرار دارد، اگر از نگاه افغانستانی‌ها پرسش‌برانگیز نیست، از دید پاکستان به‌شدت تحریک‌کننده می‌باشد.
در کنار آن، حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم هند از افراد و گروه‌هایی که شعار پشتونستان را سر می‌دهند – با این‌که این افراد و گروه‌ها نقش بزرگی ندارند و داعیۀ پشتونستان را هم هدف‌مندانه دنبال نمی‌کنند و فقط شعار می‌دهند – برای پاکستان جداً قابل نگرانی است.
اتهاماتی هم وجود دارد که هندوستان از شورشیان بلوچِ مخالف پاکستان حمایت‌های مالی و تخنیکی می‌کند و حتا پاکستانی‌ها به این باور استند که برخی از طالبان پاکستانی که به گفتۀ آنان در بخش‌هایی از افغانستان پناهگاه دارند، از سوی هند حمایت می‌شوند.
به این ترتیب، برای هندوستان از چند دید بهتر این است که رابطۀ میان افغانستان و پاکستان همچنان در چارچوب دشمنی و عدمِ اعتماد دوام یابد.
نخست این‌که در این صورت، پاکستان همچنان بیشترینه توجه و منابعش را صرف مسالۀ افغانستان خواهد کرد و از لحاظ اقتصادی مانند یک‌ونیم یا دو دهۀ گذشته، همچنان با ضعف‌های بیشتری روبه‌رو خواهد شد؛ ضعف‌هایی که هرچند بنیاد اقتصادی خواهند داشت ولی در جنبه‌های مختلف زنده‌گی در پاکستان، مشهود خواهند بود و دولت و نظام در پاکستان را با مشکلات بیشتری مواجه خواهد کرد.
دوم این‌که توجه بسیار پاکستان به مسالۀ افغانستان، سبب می‌شود که پاکستان نتواند در کشمکش‌های امنیتی و سیاسی‌اش با هند، از موضع محکمی برخورد کند. به گونۀ مثال، زمانی که قرار شد ارتش پاکستان در برابر گروه‌های تروریستی مستقر در شمال شرقی آن کشور به نفربری نظامی بپردازد، مجبور بود بخشی از نیروهایش را که در جبهۀ کشمیر مستقر بودند، به این جبهه انتقال دهد و حتا قبل از آن مقامات پاکستانی به تکرار تأکید داشتند که به دلیل مستقر بودن تعداد زیادی از سربازان‌شان در مرز با هند، نمی‌توانند به عملیات‌های گسترده علیه گروه‌های تروریستی در مرزشان با افغانستان بپردازند.
دلایل دیگری هم وجود دارد که هند نخواهد رابطۀ افغانستان و پاکستان بهبود یابد؛ اما از آن‌جا که برای پاکستان و افغانستان راهی جز بهبود رابطه وجود ندارد، هند در حالی که علاقه‌مند این بهبود روابط نخواهد بود، مجبور است به این سناریو تن دهد.
هند که در حال حاضر مبدل به یکی از قطب‌های اقتصادی جهان شده و تلاش دارد برای تضمین این موقعیتش، به توسعۀ بیشتر اقتصادی برسد، نیازهای عمده‌ای برای رسیدن به این هدف دارد که راه تأمین برخی از این نیازها، از افغانستان و حتا در مواردی از پاکستان می‌گذرد.
بهترین مسیر توسعۀ روابط اقتصادی – تجاری هند با کشورهای آسیای میانه و غرب آسیا (ایران تا ترکیه) از افغانستان می‌گذرد. هند همچنان برای توسعۀ صنایع اقتصادی خود نیاز به مواد خام دارد؛ موادی که در افغانستان و آسیای میانه قابل دسترس است. از سوی دیگر، نیاز به انرژی برای توسعۀ اقتصادی در هر کشوری مطرح است و هند نیز از این قاعده مستثنا نیست. بخشی از انرژی مورد نیاز هندوستان نیز از آسیای میانه و ایران و از طریق افغانستان و پاکستان می‌تواند تأمین شود.
مهم‌تر از همه این‌که در همۀ این موارد، هند با رقیبی همچون چین مواجه است که در صورت دیر جنبیدن، چین این امتیازات را خواهد قاپید.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.