پیـش به سوی فکر آزاد!

21 جدی 1392/

mandegar-3بخش نخست

هیچ کاری را آن‌طور که باید انجام نمی‌دهیم و توجه لازم به مسایلِ مختلف را نداریم. باید «فکر کردن» را تمرین کرد. این تمرین در همۀ زمینه‌ها لازم و مفید است. شما باید حتا به خوردنِ خود هم فکر کنید تا با آرامش و سرعتِ کمتری غذا را بجوید و هضم کنید.

اندیشیدن را تمرین کنید
در شهرهای بزرگ، ترافیک بسیار زیاد است و روزانه ساعت‌های زیادی از عمرِ خود را پشت چراغ‌قرمزهای طولانی و اعصاب‌خُردکن سپری می‌کنیم و هیچ‌چیز جز عصبانیت و کلافه‌گی هم برای ما ندارد. اما این مشکلِ ناراحت‌کننده را می‌توان برطرف کرد. روی جعبۀ فرمانِ موتر یک نوشته بنویسید «به راننده‌گی فکر کن!»
در طول مسیر، با موبایل خود صحبت نکنید و در طول راننده‌گی به مسایل جانبی هیچ توجهی نداشته باشید و به چیزهایی فکر کنید که در حالت عادی توجهی به آن‌ها ندارید. به طور مثال، آیا بدن شما در این چوکی راحت است؟ آیا چوکی نرم یا سفت است؟ چه‌طور دست خود را روی فرمان می‌گیرید؟ به صدای ماشین موتر توجه کنید. با این کارها در واقع ذهنِ خود را به مسایلی معطوف می‌کنید که می‌تواند اضطراب ترافیک را از بین ببرد.

فکر کردن را با گفت‌وگو کردن تمرین کنید
فکر کردن، یک نظم و یک مهارت است. اگر می‌خواهید در کار فکر کردن نخبه شوید، باید برای آن برنامه داشته باشید و بر روی آن کار کنید. تفکر، نوعی گفت‌وگو است. اصلاً فکر کردن یعنی گفت‌وگو. پس تا می‌توانید با پدر، مادر، افراد بزرگ‌ترِ خانواده و دوستان‌تان گفت‌وگو کنید. فکر کردن با دیگران نتایج بهتری به ارمغان می‌آورد. مثل این است که به خودتان یک راه میان‌بر بدهید. همیشه سعی کنید ایده‌ها و راه‌های جدیدی برای گفت‌وگو کردن پیدا کنید و به ایده‌های دیگران احترام بگذارید. هرگز گمان نبرید که همیشه حق با شماست.
بخشی از زمانِ خودتان را با کسانی صرف کنید که نظرات شما را به چالش می‌کشند؛ یعنی شما را به پرسش‌گری و پرسش‌انگیزی ترغیب می‌کنند.
تمرین کنید و یاد بگیرید وقتی کسی حرف می‌زند، همچون اسفنج که آب را جذب می‌کند، تک تک کلماتِ او را جذب کنید. به واکنش بدن هنگام گوش سپردن به دیگران توجه کنید. نتیجۀ این تمرین، آرامش بیشتر، هیجانات منفیِ کمتر و خون‌سرد بودن است.

با فکر غذا بخورید
به جای این‌که هنگام تماشای فلم یا مطالعۀ کتاب یا مجله و یا پاسخ دادن به ایمیل غذا بخورید، سعی کنید فقط و فقط غذا بخورید. اگر همۀ حواسِ خود را به غذا خوردن معطوف کنید، بسیار آهسته‌تر غذا می‌خورید.
برای تمرین این کار، ذهن‌تان را فقط به غذایی که می‌خورید معطوف کنید؛ چه مزه‌یی دارد؟ آیا طعم قاشق اولِ غذا با بعدی فرق دارد؟ چه‌قدر غذای خود را می‌جوید؟ چه‌گونه غذا را قورت می‌دهید؟ یا شاید حتا بتوانید یک قدم جلوتر بروید؛ غذا از کجا آمده است؟ به طور مثال، اگر قهوه می‌نوشید، تصور کنید دانه‌های آن چه‌گونه هستند و از کجا تهیه شده است و چه‌طور برشته و آسیاب شده‌اند.
منـبع: تبیـــان

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.