چکیـده‌یی از سلسله‌نشسـت‌های مشورتیِ جوانان و آجندای ملی

ترتیب‌کننـده: ناجیه نوری/ چهار شنبه 24 قوس 1395/

بخش سوم/

mandegar-3یادداشت: کنفرانس «آجنـدای ملی» به رهبری احمدولی مسعود، سال‌هاست که به آدرسی برای رای‌زنی و چاره‌‌اندیشی میان نخبه‌گان و بزرگانِ کشور برای بیرون‌رفتِ افغانستان از نزاع‌ها و ناکامی‌هایِ تاریخی تبدیل شده است. اما این آدرسِ مدنی اخیراً در ابتکاری تازه‌تر، دست به برگزاری سلسله‌نشست‌هایِ مشورتی‌ِ ماهوار و هفته‌وار با جوانانِ فعال و آگاهِ کشور برای بررسیِ اوضاع نگران‌کنندۀ افغانستان و دریافتِ راه‌حل‌های علمی‌تر و به‌روزتر در سایۀ اهدافِ عالیِ آجندای ملی زده است. روزنامۀ ماندگار به حمایت از این فعالیت‌های ارزنده، این بخش از این صفحۀ خویش را به بازتابِ چکیـدۀ گفته‌هایِ جاری در این نشسـت‌ها اختصاص داده است. پس با ما همـراه و همسـفر باشید.
***

یاسر ابرار: همواره دیده شده است که احزاب سیاسی و جناح‌های اپوزیسیونی را زمانی‌که قوت می‌گیرند و حرفی برای گفتن پیدا می‌کننـد، حکومت می‌بلعد و با آن‌ها ایتلاف می‌کند. ما مثال‌های کلانِ آن را داریم که جناح‌ سیاسی‌یی که خود بدیلی برای حکومت بوده‌، با حکومت ایتلاف کرده و توسط حکومت بلعیده شده‌؛ یعنی کُلِ دغدغۀ اپوزیسـیون‌ها رسیدن به قدرت بوده است.
اما جوانان باید بیایند و خود مبتکرِ یک حرکتِ نو شوند و کسانی را مانند جناب مسعود که دانشمند و باتجربه هستند، به رهبریِ این حرکتِ نو برگزینـند و برای تقویتِ نهادهای مدنی و اپوزیسیون برنامه بریزند و مسلماً از احزاب سیاسی و اپوزیسیونی‌یی که معامله‌گر نیسـتند و کُلِ هدف‌شان رسیدن به قدرت نیست، حمایت کننـد.
کاوه آهنگر: مسعود صاحب در جریان صحبت‌هایِ خود اشاره کردند که اگر حکومت وحدت ملی لویه جرگه را دایر نکند، جریان‌های سیاسی اقدام به این کار خواهند کرد. اما من می‌گویم که حکومت وحدت ملی همان بند ۵۰/۵۰ توافق‌نامۀ سیاسی دیگر هیچ موردی را عملی نخواهد کرد و دیگر هیچ موردی به شمول برگزاری انتخابات پارلمانی عملی نخواهد شد.
در مورد برگزاری لویه جرگۀ قانون اساسی توسط جریان‌های سیاسی دیگر نیز مطمین نیستم؛ زیرا جریان‌های بزرگِ سیاسی به نحوی با هم تبانی دارند، یعنی گرایش‌های قومی، سمتی و زبانی به نحوی در این جریان‌های سیاسی دیده می‌شود، پس نباید به برگزاری لویه جرگه توسط جریان‌های سیاسی خوش‌بین باشیم.
تاریخ سه دهۀ اخیر نشان داد کشورهایی که در سیاست افغانستان دخیل بوده‌اند، همیشه بدون در نظرداشتِ این‌که چه کسی حرف و برنامۀ خوب دارد، از جریان‌هایی حمایت کرده‌اند که در راستای منافع‌شان سرسپردانه کار می‌کنند و در زمان تشکیل حکومت وحدت ملی این مسأله آشکارا مشخص شد؛ بنابراین روی خارجی‌ها نباید حساب کنیم.
پیشنهاد من به جناب احمدولی مسعود و دوستان‌شان این است که جریان‌های نوظهور منسجم شوند. ما در طی دو سال اخیر، شاهد ظهور چند جریان سیاسی ـ مدنی بودیم؛ جنبش تبسم شکل گرفت که متأسفانه به نتیجه نرسید، و بعد جنبش روشنایی ایجاد شد که تا کنون فعالیت‌های عدالت‌خواهانۀ آن ادامه دارد، و نیز کمیسیون اعزاز حبیب‌الله کلکانی شکل گرفت و موفقانه کار کرد. این جنبش‌ها می‌توانند در نتیجۀ یک یا دو سال فعالیت و مبارزه و تلاش، اکنون حرف‌هایی بالاتر از خواست‌های اولیِ خود را مطرح کننـد. باید با این جریان‌ها صحبت شود؛ درست است که می‌باید برق بامیان تأمین شود اما اکنون خواستِ بالاتری از برق وجود دارد. و یا حبیب‌الله کلکانی به خاک ‌سپرده شد و اکنون حرفِ مهم‌تر از آن به میان آمده است. باید با هم صحبت کنیم و محور برنامۀمان را نیز طرح آجندای ملی قرار دهیم. یادمان باشد که به خوبی و فوق‌العاده‌گیِ این طرح [در روی کاغذ] نباید بسنده کرد، بلکه باید تلاش کرد این طرح عملی گردد.
مسوول فرهنگی جنبش روشنایی: دوستان گفتند که حرکت جنبش روشنایی به چه هدف ایجاد شد و جریان تبسم چه هدفی داشت. من در متنِ جریان بودم و می‌خواهم این مسأله را عرض کنم که جنبش روشنایی به دنبال انتقال برق ۵۰۰ کیلووات از راه بامیان ـ میدان وردک بود و به دنبال ایجاد سیستمی برای تعقیب طرح‌های ملی در افغانستان نبوده و این یک واقعیت است. بنابراین ما نباید بگوییم که چرا جنبش روشنایی نتوانست در قانون اساسی اصلاحات به وجود بیاورد.
مشکل اصلی در افغانستان، منازعه بر سرِ قدرت است. ما شاهد هستیم که اِعمال قدرت در افغانستان از دو مجرا صورت گرفته؛ یا ارثی بود یا کودتایی. غالباً باور بر این بوده که انتقال قدرت می‌تواند مشکل افغانستان را حل کند، حال آن‌که حلِ مسأله به این ساده‌گی نیست؛ اگر بیاییم افغانستان را از تمرکزگرایی قدرت به سمت عدم تمرکز ببریم، این مورد هم راه‌حلِ کاملی نیست، پس راه‌حل و طرح بنیادی چیست؟
تا زمانی‌که بحران‌های بنیادی و اصلی را یعنی بحران توزیع قدرت، بحران توزیع ثروت و منابع و بحرانِ هویت را حل نکنیم، آوردن اصلاحات در نظام‌های انتخاباتی و تعدیل قانون اساسی، مشکل را حل نخواهد کرد.
احمدولی مسعود: تمام مواردی را که شما یاد کردید؛ بحران مدیریت، بحران قدرت، بحران اعتماد و بحرانِ هویت وجود دارند، اما ما چطور می‌توانیم این بحران‌ها را حل کنیم؟… زمانی‌که ما به طرف پروسۀ تقویت دولت ـ ملت شدن حرکت می‌کنیم، باید مشارکت ایجاد نماییم. شما می‌توانید در چهارچوب دولت، مشارکت در قدرت ایجاد کنید و در پایین، یک نوع مشارکتِ فرهنگی یا گفتمان ملی ـ فرهنگی ـ مدنی ایجاد کنید. زمانی‌که شما در بالا مشارکتِ ملی و در پایین مشارکت یا گفتمان فرهنگی را ایجاد نماییـد، مسلماً به طرف پروسۀ تقویت دولت ـ ملت شدن حرکت کرده‌اید.
شکایتِ دولت‌مردانی که از درونِ حکومت می‌گویند ما صلاحیت نداریم، این است که: ساختار موجود صلاحیتِ آنان را سلب کرده و قاعدۀ بازیِ سیاست و قدرت در افغانستان طوری تنظیم شده که هر بار که “سکه را بالا می‌اندازی، شیر می‌آید و به هیچ کسی خط نمی‌آید”. پس قاعدۀ بازی قدرت باید تغییر کند و من همیشه بر این نکته تأکید کرده‌ام.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.