کـارنامـۀ مســعود

/

سه شنبه ۲۳ سرطان ۱۳۹۴

 

بخش هجدهم 

mnandegar-3223عبدالحفیظ منصور
سربازان شوروی در فراج، ۴۰ تن از اهالی را قتل عام کردند که از آن جمله ۳۰ تن‌شان در یک پناهگاه کوهی جام شهادت نوشیدند و تنها یک دخترکِ چندماهه از آن ورطه جان به سلامت برد. در غجی ۳۲ تن اعم از زن و مرد و طفل و جوان تیرباران گردیدند و اجسادشان تا یک هفته بدون دفن باقی بود. در نولیچ از آن‌هم پا را فراتر گذاشتند و ریکارد قساوت و جنایت را شکستاندند. در آن‌جا موی سفیدان، زنان و اطفال را در یک خانه جمع نموده و آن خانه را به آتش کشیدند و از این مهلکه به‌جز پسربچۀ هفت‌ساله‌یی به نام «بازمحمد»، بقیه شهید شدند. در آبداوه نیز همین که قوای شوروی مورد حملۀ مجاهدین قرار گرفت، سربازان شوروی بدان‌جا یورش بردند و هر جنبنده‌یی که به چشم‌شان افتاد، از پا درآوردند و چیزی نمانده بود که راقم این سطور نیز به دسته شهدا بپیوندد. و در کل تعداد شهدای این حمله در سراسر پنجشیر به ۱۵۰ تن می‌رسید.(۳)
درگیری‌‌های قوماندان عبدالواسع در رخه و قوماندان محمدعظیم در منجهور، از زدوخوردهای عمده‌یی است که در طول این عملیات صورت گرفت. از آن جمله، رویارویی حیرت‌انگیزِ مجاهدین با سربازان شوروی در کوه پیاوشت است که پس از ختم مرمی طرفین، مجاهدین قوای مهاجم را با پرتاب سنگ وادار به فرار نمودند. زدوخورد مهم دیگر به گفته قوماندان صوفی‌محمد سعیدخان، در شتل رخ داد که فقط در یک درگیری ۱۵۰ عسکر شوروی به هلاکت رسیدند و اجساد عده‌یی در منطقه باقی ماند.
اما جالب‌ترین صحنه وقتی به‌وقوع پیوست که نیروهای شوروی در «میدان شاهی» بازارک زیر آتش مجاهدین قرار گرفتند و توپخانۀ شوروی به‌جای مواضع مجاهدین، قبرستانی را که در نزدیک محل واقع است، هدف آتش‌باری قرار دادند و قرار گفتۀ مجاهدین، پس از گلوله‌باری شدید، یکی دو قبر را نیز شوروی‌ها شکافتند به گمان این‌که شاید مواضع زیرزمینی مجاهدین بوده باشد!
شوروی‌ها فکر می‌کردند که به‌سان حملۀ بهاری‌شان از بازارک به بالا مجاهدین حضور دارند، لذا ساحات جنگ نیز در آن نواحی خواهد بود؛ ولی وقتی در رخه مورد حملات شدید مجاهدین قرار گرفتند، طرح‌شان به‌هم ریخت و آن اندیشه‌یی که با خود داشتند، اشتباه از آب برآمد. بدین صورت، ثقل جنگ در «رخه» و «بازارک» متمرکز شد و آخرین دسته از قوای شوروی تا منطقۀ «شابه» پیش رفته و از همان‌جا به عقب‌نشینی وادار شدند.

عملیات بالای مرکز ولسوالی
شکست قاطع قوای روس و رژیم کابل در حملۀ دوم‌شان به پنجشیر، یک درجۀ دیگر روحیۀ مجاهدین را بالا برد و ایشان را بدین فکر انداخت که قادر اند مرکز ولسوالی پنجشیر را که در آن قوای محدودی از رژیم کابل جابه‌جا بود، تصرف کنند و در صورت سقوط آن به‌دست مجاهدین، رژیم از داشتن آخرین پایگاهش در پنجشیر محروم می‌گردید. وجود یک عده افسران دولتی در آن پایگاه که وعدۀ همکاری با مجاهدین را داده بودند، به امیدواری مجاهدین افزود.
پلان مجاهدین برای تصرف پایگاه رخه، شامل دو بخش بود:
الف: مجاهدین نخست محاصرۀ خود را تنگ‌تر نموده و یک جنگ فرسایشی را علیه قوای مستقر در «رخه» آغاز کردند که در اثر انداخت سلاح‌های ثقیلۀ مجاهدین که گاه‌ناگاه اجرا می‌شد، تلفات و ضایعات بر قوای رژیم کابل وارد آمد، که بر بنیاد گزارش‌هایی که موثق گفته شده، از دهم تا شانزدهم عقرب ۴۶۸ تن از افراد داخلی و روس در همین پایگاه به هلاکت رسیدند.(۴)
محاصرۀ گارنیزیون «رخه» به‌وسیلۀ مجاهدین، سربازان شوروی را بدین نتیجه رساند که پایگاه رخه را تقویت کنند، در غیر آن به‌دست مجاهدین سقوط خواهد کرد. بنابراین به تاریخ ۱۷ عقرب یک کاروان نظامی مرکب از ۵۰ عرادۀ زرهی جهت تقویت قوای مستقر در رخه، عازم آنجا شد که از آن جمله طی یک درگیری در رخه، چار عراده موتر، طعمۀ حریق و ۱۲ تن از افراد رژیم کابل به‌دست مجاهدین افتاد.
قوای مذکور همین که مدت یک شبانه‌روز را در رخه سپری نمود، اوضاع را وخیم دیده ناچار به عقب‌نشینی شد. در این عقب‌نشینی، مجاهدینِ مناطق تاواخ، آبدره، فراج و شتل حملاتی را بالای‌شان انجام دادند که در اثرآن، در مجموع ۱۲ لاری نظامی تخریب و سه عراده تانک از بین برده شد و حدود دوصد تن از سربازان شوروی جان خود را از دست دادند.(۵)
ب: عملیات هجومی مجاهدین بعد از ظهر ۲۳ عقرب بالای مرکز ولسوالی آغاز یافت. در این عملیات که چند ساعت به طول انجامید، دو عراده زره‌پوش و ۱۳ عراده موتر رژیم کابل از بین رفت و حدود ۵۰ تن از افراد دولتی کشته شدند، اما مجاهدین قادر به تصرف کلی پایگاه مذکور نگردیدند. تلفات مجاهدین در این عملیات شامل یک شهید و چند مجروح می‌شد.(۶)

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.