کـارنامـۀ مســعود

/

دو شنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۴

 

بخش بیستم

mnandegar-3عبدالحفیظ منصور
پنجشیر پیروز (۱۳۶۰ش)
چنان‌که گفته شد، در سال ۱۳۵۹ نیروهای شوروی سه بار بالای درۀ پنجشیر به تهاجم پرداختند و بیشترِ سال در نبرد میان طرفین با پیروزیِ مجاهدین سپری شد. اما در سال ۱۳۶۰ روس‌ها طرح تازه‌یی را نسبت به جبهۀ پنجشیر روی دست گرفتند. آن‌ها در این طرح خود، بر اهالی منطقه فشار آوردند تا از درون میان مردم و مجاهدین شکاف ایجاد نمایند. بدین منظور دست به اقدام دوگانه‌یی زدند:
(۱) از لشکرکشیِ مستقیم به پنجشیر اجتناب ورزیدند و به‌جای آن، حملات پراکندۀ هواییِ خود را شدت بخشیدند که بیشترْ مردم را متضرر ساخت؛ از همین رو بود که در طول سال تنها به یک حملۀ کوتاه‌مدت (حملۀ چهارم) دست یازیدند که آن‌هم به نفع‌شان ثابت نشد. و گاهی نیز به پخش اوراق تبلیغاتی به‌خاطر تضعیف روحیه مردم ‌پرداختند. (رجوع کنید به اسناد شماره ۱ و۲)
(۲) جادۀ پنجشیر ـ گلبهار را قطع نموده و راه را به روی مردم مسدود نمودند تا مردم نتوانند اسباب و اشیای مورد نیازشان را به‌دست آرند.(۹)
این برنامه به وضاحت نشان می‌داد که حملات نظامی در سال گذشته، سخت به زیان شوروی تمام شده بود.
مجاهدین جهت مقابله با این برنامه روس‌ها، فعالیت خویش را در دو استقامت ادامه دادند. یکی، تشدید و توسیع جنگ و دوم، کار سیاسی و اجتماعی در بین مردم.
در بخش اولی برای تعقیب نیروهای دشمن در خارج پنجشیر، گروپ‌هایی به نام «قطعات متحرک» تشکیل یافت که گاه و ناگاه بالای مراکز و کاروان‌های قوای شوروی در جادۀ سالنگ، پروان، کاپیسا و شمال کابل حمله می‌کردند.
در طول سال ۱۳۶۰ ده‌ها بار کاروان‌های نظامی شوروی و رژیم کابل در مناطق متذکره به آتش کشیده شدند و فرودگاه بگرام و گارنیزیون بزرگِ روس‌ها واقع جبل‌السراج، هدف سلاح‌های سنگین مجاهدین قرار گرفت که تنها در یک مورد به تاریخ ۵ جوزا، ۲۴ فروند طیارۀ شوروی و رژیم کابل ذریعۀ انداخت سلاح‌ ثقیل در بگرام به‌وسیلۀ مجاهدین تخریب شد.(۱۰)
هم‌چنان کاروان‌های حامل مواد غذایی رژیم کابل در سالنگ جنوبی به‌وسیلۀ مجاهدین تخلیه می‌شد که یک منبع خوب اقتصادی برای‌شان بود. جالب این‌که والگای «مودل۸۰» که روس‌ها به شاه‌محمد دوست وزیر خارجۀ رژیم کابل فرستاده بودند نیز در همین تخلیه‌کاری‌ها به‌دستِ مجاهدین افتاد و مردم آن را کوه به کوه از سالنگ به پنجشیر انتقال داده و به احمدشاه مسعود پیشکش کردند.
در همین راستا به تربیۀ افراد نفوذی در کابل و سایر شهرهای بزرگ اولویت داده شد و در اثر فعالیت همین گونه افراد بود که دو پرچمیِ مشهورِ پنجشیری به نام‌های «میرعالم کارگر» و «ودان» در کابل ترور گردید.(۱۱)
در پهلوی آن، کار جمع‌آوری اطلاعات از درون رژیم کابل سازمان داده شد.
در ساحه سیاسی، به‌خاطر تعلیم و تربیۀ اطفال و نوجوانان در سراسر پنجشیر به کوشش کمیتۀ فرهنگی جبهه، مکاتبی تاسیس یافت که صدها طفل و نوجوان را تحت پوشش قرار داد. در کنار آن، جهت پخش اخبار جهاد، یک رادیوی محلی که روی موج (FM) روزانه یک ساعت برنامه داشت، به فعالیت آغاز نمود و جریدۀ هفته‌وار «ندای جهاد» نیز از چاپ برآمد.
هم‌چنان حلقات درسی که شامل دروس سیاسی ـ عقیدتی می‌شد، به همتِ داکتر عبدالحی الهی و انجنیر محمد اسحاق دو تن از فرهنگیان جبهه، برگزار گردید.
کار پخش سرودهای انقلابی در میان اطفال و نوجوانان روی دست گرفته شد که به زودی عام گشت و خلاصه به‌خاطر رسیده‌گی به امور فرهنگی در چهارچوب هر قرارگاه، شعبه‌یی به نام «دعوت و جهاد» افتتاح گردید.
نظام قضایی مرکب از علمای دینی منطقه، برای وارسی مشکلات منطقه و مشوره در امور سیاسی، تاسیس یافت و کار فیصله در امور اسرا و جواسیس رژیم، به ایشان محول گردید. در بخش طبی، با همکاری یک دسته از پزشکان فرانسوی، یک باب شفاخانه در «آستانه» فعال گردید که علاوه بر مجروحین جنگی، به سایر مریضان نیز رسیده‌گی می‌کرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.