کـارنامـۀ مســعود

/

یک شنبه ۴ اسد ۱۳۹۴

 

بخش بیست و چهارم

mnandegar-3عبدالحفیظ منصور
بی‌خانه‌گی، کمبود مواد غذایی، کمبود البسه و فشار جنگ، چیزهایی بود که مردم را رنج می‌داد. مردم به امید این‌که به‌زودی قوای شوروی از پنجشیر عقب‌نشینی خواهند کرد، با زحمات فراوان مدتِ چندماه را در قله‌های کوهی سپری نموده، از مناطق ماحولِ پنجشیر چون اندراب، نجراب، بولغین و سالنگ، کوه‌ها و کوتل‌ها را طی نموده، مواد غذایی خویش را به پشت حمل ‌کردند؛ اما وقتی دیده شد که جنگ به مدت زیاد طول خواهد کشید، اکثریت مردم به کابل و یا سایر مناطق افغانستان کوچیدند و عواملی چون بی‌خانه‌گی و بی‌کاری به مشکلاتِ این جنگ‌زده‌گان افزون گردید و تعدادی از این آواره‌گان در علاقه‌داری‌های حصۀ اول و حصۀ دومِ پنجشیر روزگار گذرانیدند. رژیم سعی تمام به خرج داد تا کسانی را که از پنجشیر خانه و کاشانۀ خویش را ترک گفته و به کابل کوچیده‌اند، دوباره به وطن‌شان برگرداند و تعدادی از ایشان را به حیث ملیشه درآورد؛ اما به موفقیتی در این زمینه دست نیافت و مردم با وجود تکالیف فراوان، در برابر شوروی و رژیم کابل، مقاوم ایستادند.
با فرا رسیدنِ موسم سرما و قطع کوتل‌ها به علت برف‌باری، مشکلات مجاهدین پنجشیر زیادتر گردید. قطع راه‌های اکمالاتی پنجشیر از جانب افراد حزب اسلامی در اندراب، نجراب و کوهستان و عدم رسیده‌گی لازم به جبهه در امور اقتصادی و تسلیحاتی از جانب مرکز جمعیت در پشاور، فشار سنگینی را بالای مسوولین جبهه وارد آورد.(۲۲)
کمبود مواد غذایی به حدی بود که در بعضی قرارگاه‌ها نان، بوره، برنج و گوشت یافت نمی‌شد و هر مجاهد روزش را با یک دانه کچالو سپری می‌کرد و اگر گاهی نان یافت می‌شد، یک قرص نان به چند نفر توزیع می‌گردید.
گفتنی است، شدت سرما برای شوروی‌ها و سربازان رژیم کابل نیز مشکلات زیادی ایجاد کرده بود و روزی نبود که چند سربازشان در پوسته‌های مرتفع، از شدت سرما هلاک نشوند و به همین ترتیب اکمالات‌شان نیز با تکالیف فراوان صورت می‌گرفت.
و به طور جمعی، در طول ۹ ماه جنگ ۱۳۶۱ در پنجشیر، ۶ هزار عسکر شوروی و داخلی کشته یا مجروح و ۱۵۰۰ تن از سربازان رژیم کابل، اسیر مجاهدین گردیدند. ۴۵ فروند جت و هلیکوپتر در پنجشیر سرنگون و یا تخریب شد و بیش از ۷۰۰ عراده تانک و موتر به وسیلۀ مجاهدین منهدم گردید. در مقابل از جانب مجاهدین، ۱۴۰۰ تن که از آن جمله ۱۸۰ تنِ آن مجاهد مسلح بودند، به شهادت رسیدند.(۲۳)
در این میان، بیشترین صدمه را قرارگاه حصارک متحمل گردید که در اثر آن، ۶۰ مجاهد ورزیدۀ خویش را از دست داد.
در طول این جنگ، حدود ۶ هزار خانۀ مسکونی و ۷۰ درصد تمام آبادی‌ها و مواشی درۀ پنجشیر نابود گردید.(۲۴)
مردم پنجشیر در کابل و سایر مناطق افغانستان، هرگونه مشکلات را استقبال نمودند، ولی تن به سازش با رژیم کابل و روس‌ها ندادند.
نتیجۀ این جنگ، هم از نظر تلفات و خسارات وارده، هم از نظر روحیۀ جنگی طرفین، هم از حیث مصروفیت منفیِ هزاران سرباز جنگی شوروی و هم از نگاه جلب حمایت مردم، به ضرر شوروی تمام شد؛ اما آن‌ها عقب‌نشینی از پنجشیر را رسوایی بیشتر برای خود می‌پنداشتند، چون در آغاز حمله تبلیغات گسترده‌یی مبنی بر قلع‌وقمعِ قوای مجاهدین در پنجشیر انجام داده بودند. لذا جانب شوروی پیشنهاد آتش‌بس را یگانه راه مناسب دیدند، که پس از یک سلسله رفت‌وآمدها در اواخر زمستان ۱۳۶۱ از جانب مجاهدین پذیرفته شد.

اسارت بهـرام
از وقایع دلچسپ سال، یکی هم دستگیری «بهرام‌الدین» پیلوت بود که طیاره‌اش به‌وسیلۀ مجاهدین سرنگون شد و خودش اسیر گردید. وی یکی از دوستان صمیمی سیدمحمد گلاب‌زوی وزیر داخلۀ رژیم و برادر قوماندان هوایی رژیم، غوث‌الدین، بود. گلاب‌زوی به‌خاطر رهایی وی، توسط دگرمن دین‌محمد خان (برادر مسعود) و یکی از همکاران مسعود در کابل به نام مامور خیرمحمد (از پای‌چنار) تلاش زیاد به خرج داد و سه بار مامور خیرمحمد را ذریعۀ طیاره به پنجشیر فرستاد که بعد از ملاقات با مسعود، دوباره به کابل برمی‌گشت. وی که مخفیانه با مسعود ارتباط داشت، در این رفت‌وآمدها تازه‌ترین برنامه‌های جنگی رژیم کابل را به سرعت به مجاهدین می‌رساند و وزیر داخلۀ رژیم، نادانسته درین برنامه نقشی را ایفا می‌کرد. تا این‌که پیلوت مذکور در اثر بمباردمان به قتل رسید و دین‌محمد و خیرمحمد از کابل فراری شدند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.