کـارنامـۀ مســعود

/

چهار شنبه ۷ اسد ۱۳۹۴

 

عبدالحفیظ منصور
mnandegar-3بخش بیست‌وهفتـم
۶ـ هرگاه وسایطی به غرض اکمالات غذایی وارد آن مرکز شود، قبلاً باید از مجاهدین اجازت حاصل گردد.
۷ـ ماین‌های کاشت‌شده در مناطق مسکونی توسط روس‌ها خنثا می‌گردد.
۸ـ در خارج پنجشیر، مجاهدین و روس‌ها هر دو آزادی دارند اهداف خود را تعقیب کنند.
۹ـ افراد طرفین داوطلبانه می‌توانند تسلیم یکدیگر شوند و کسانی که به زور دستگیر می‌گردند، دوباره مسترد می‌شوند.
۱۰ـ ساحه آتش‌بس شامل پنجشیر، شتل و قسمتی از اندراب، سنجن، بولغین و گلبهار بالا می‌شود.
۱۱ـ ولسوالی‌ که به‌طور نام‌نهاد در اعنابه مستقر می‌شود، به موافقۀ آمریت پنجشیر تعیین می‌گردد. وی به جز این‌که تسهیلاتی را برای اهالی در رابطه به ترددشان به پنجشیر و کابل فراهم کند، دیگر دخالتی در امور مردمی نمی‌تواند داشته باشد.
بر اساس این معاهده، بیشتر قوای شوروی و رژیم کابل از پنجشیر خارج شدند و فقط یک کندک قوای شوروی و یک کندک سربازان داخلی در اعنابه ـ ۱۲ کیلومتری داخل پنجشیر ـ باقی ماندند.(۱)
این گارنیزیون با مردم محل تماسی نداشت و در یک ساحۀ غیرمسکونی که به دور آن سیم خاردار کشیده شده بود، جابه‌جا بود.
قطارهای اکمالاتی شوروی در دهانۀ پنجشیر از جانب مجاهدین با دقت بازرسی می‌شدند و سپس به مرکزشان در اعنابه می‌رفتند.
منطقۀ استراتژیک سالنگ که یک کوه با پنجشیر فاصله دارد، برخلاف پافشاری زیاد روس‌ها، یک منطقۀ جنگی باقی ماند که پیوسته گروپ‌های مجاهدین پنجشیر حملات‌شان را در طول دوران آتش‌بس در آن‌جا انجام می‌دادند و روس‌ها در اعنابه بدون این‌که کم‌ترین چیزی از دست‌شان آید، عبور و مرور مجاهدین را نظاره می‌کردند.
حاکم نام‌نهاد پنجشیر از جانب مجاهدین «جگرن داوود» که در مسألۀ آتش‌بس میانجی بود، تعیین گردید که اصلاً در امور مردم دخالتی نداشت.
آتش‌بس زمینۀ خوبی برای تعدادی از افراد مسلمان که به زور به خدمت عسکری جلب شده بودند، به دست داد تا در برابر چشمان روس‌ها و افسران کمونیست داخلی به مجاهدین بپیوندند، که پیوستند. در همین فرصت یک سرباز شوروی که مجاهدین او را به نام «عبدالله» یاد می‌کنند، به مجاهدین تسلیم شد، که تا اکنون موجود است.
جالب‌تر این‌که طبق معاهدۀ آتش‌بس، روس‌ها مکلف بودند تا به خنثاسازی ماین‌های مزروع‌شان بپردازند، که در جریان این معامله، چند سرباز روسی بر اثر انفجار ماین در منطقۀ رخه به هلاکت رسیدند.
بعد از طی شش ماه، آتش‌بس به مدت شش ماه دیگر از سوی جانبین تمدید گردید و جمعاً به مدت یک سال به طول انجامید. و در آخرین روزهای آتش‌بس در اوایل سال ۱۳۶۳، میان مجاهدین و روس‌ها موافقت‌نامۀ مهم دیگری به امضا رسید. اما دو روز بعدتر از امضای معاهدۀ مذکور، هیأت روسی طی پیامی از کابل، معاهدۀ مذکور را رد نمود و خواستار تجدید نظر بر آن شد، که صورت پذیرفت.

اختلاف میان رهبران شوروی
میان رهبران سیاسی و افسران شوروی در باب آتش‌بس پنجشیر اختلاف وجود داشت که همواره بیشتر می‌شد. این آتش‌بس با موافقت «اندروپوف» زمامدار وقت شوروی و با شرکت نمایندۀ خاص وی (اناتولی) در مذاکرات، صورت پذیرفت، در حالی که طرفداران برژنف با این پیشامد به‌شدت مخالفت داشتند. دو جناح رقیب از هر حادثۀ مثبت یا منفی که در پنجشیر و ماحول آن اتفاق می‌افتاد، برای اقناع جانب مقابل‌شان استفاده می‌بردند.
جناح «اندره پوف» آتش‌بس پنجشیر را گامی مفید به‌خاطر جلوگیری از تلفات و خسارات بیشتر قوای روس در آن دره می‌پنداشتند؛ اما گروپ دومی که در رأس‌شان «چرنینکو» قرار داشت، خواهان شدت عمل بیشتر در برابر مجاهدین بودند و آتش‌بس روس با مجاهدین پنجشیر را، سند شکست و شرمساریِ خویش می‌شمردند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.