ارتش ملـی و خطرِ افراد نفـوذی

/

یک فرمانده واحد کوچکِ نیروهای ویژه ارتش در ولایت کنر در شرق کشور، به صف مخالفانِ مسلح دولت پیوسته است.
این فرمانده ارتش که در رأس یک واحد نظامی قرار داشته، در روزهای عید با تجهیزات پیشرفته، وسایل زرهی و دوربین دید در شب، با مخالفان مسلح دولت افغانستان یک‌جا شده است.
منابع در ولایت کنر گفته‌اند که بر اساس معلومات نهادهای اطلاعاتی، اعضای یک واحد دیگر نظامی نیروهای افغان از این قضیه باخبر شده و تلاش کرده‌اند که جلو پیوستنِ این فرمانده ارتش را به صفوف مخالفان مسلح بگیرند. بدین ترتیب، بین نیروهای امنیتی و فرمانده فراری نیروهای ویژه درگیری صورت گرفته و با وجود از بین رفتن بخشی از تجهیزات فرمانده فراری، او موفق به فرار شده است.
در این شکی نیست که در چند سال اخیر حضور افراد مشکوک و غیر قابل اعتماد در وزارت دفاع ملی پُررنگ شده و شماری از این افراد نیز به پست‌های مهم گماشته شده‌اند. بسیار محتمل است که این فرمانده واحد کوچک ارتش، با داشتنِ پیشینه یک رابطه تنگاتنگ با طالبان، به این گروه پیوسته باشد.
بارها گزارش شده و به مشاهده رسیده است که شماری از فرماندهان ارتش در برخی از ولایات، سبب گمراهی هم‌قطاران‌شان شده‌اند و یا هم این‌که دسته‌هایی را به‌عمـد در کمین طالبان قرار داده‌اند. اما شکی نیست که چنین مورادی از جانب مقامات تأیید نمی‌شود.
افرادی که همواره به هم‌قطاران خودشان حمله کرده‌‌اند و یا آموزگاران داخلی و خارجی‌شان را هدف قرار داده‌اند و یا هم به سوی سربازان خارجی آتش گشوده‌اند و یا هم اطلاعات و امکانات‌شان را به طالبان واگذار کرده‌اند؛ بیشتر ستون پنجــمِ دشمن قلم‌داد شده‌اند. اگرچه گاهی برخی برخوردهای شخصی و عصبانیت‌هایی فردی سبب قتل شماری از سربازان خارجی توسط نیروهای داخلی شده است؛ اما حمله از صف به سربازان داخلی، همواره کار افراد نفوذی بوده است.
شکی نیست که حضور افراد وابسته به طالبان در ارتش، بدون حمایت برخی از مقام‌ها در وزارت دفاع ملی و برخی مقام‌های دیگر در بیرون از ارتش، ممکن نیست؛ اما وجود فساد اداری در ارتش علت دیگرِ راه‌یابیِ افراد نفوذی دشمن به اندام ارتش است. ساده‌ترین راه جابه‌جا شدن افرد نفوذی دشمن در صفوف ارتش، فساد اداری در وزارت دفاع ملی و برنامه رعایت ترکیب ملی در این وزارت است که دشمن می‌تواند با استفاده از این فرصت و با دادن رشوه‌های چرب به برخی افراد، خود را به صفوف ارتش رسانده و موقعیت بگیرند و به اهدافی که دارند، دست یابند. چنان‌که بارها شماری از افسران ارتش شکایت کرده‌اند که به‌رغم داشتن اسناد لازم قانونی و معیارهای لازم فردی و مسلکی، بدون دادن رشوه نمی‌توانند جذب شوند.
در همین حال، شماری از جنرالان ارتش متهم‌اند که با طالبان رابطه دارند یا داشته‌اند. چنان‌که چند سال پیش یک فرد انتحاری با موتر جنرال گل‌زدرک زدران معاون وزارت دفاع ملی، وارد وزارت دفاع شد و چند تن را به کام مرگ فرستاد و سرانجام در جریان نبرد در قرارگاه وزارت دفاع ملی، توسط محافظان یک جنرال ارتش کشته شد. هم‌چنان جنرال ویسا چند سال پیش در رابطه با قضیه ترور جنرال داوود فرمانده ارشد پولیس و چند افسر آلمانی در شمال کشور، از سوی سازمان استخباراتی آلمان و وزارت دفاع آن کشور، متهم به همکاری با حقانی از طالبان افغان ـ پاکستانی شده بود.
این مثال‌ها برای آن ذکر شد که بدانیم تا کدام پیمانه نهادهای امنیتی کشور می‌توانند آسیب‌پذیر باشند.
هرچند در حال حاضر ارتش ملی افغانستان از توانایی‌های خوبی برخوردار است و اعتماد مردم را نسبت به خود جلب نموده؛ اما پیوستن برخی از فرماندهان ولو کوچک به طالبان، می‌تواند به منزلت و اعتبارِ این نهادِ کلان به‌شدت صدمه وارد کند. از این‌رو لازم است که تحقیقات جدی‌یی در این زمینه و زمینه‌های مشابه صورت گیرد و افرادی که سبب تعیین و معرفی افراد نفوذی به صفوف ارتش می‌شوند، شناسایی و در دادگاه‌های نظامی به‌طور علنی محاکمه شوند تا ساختار ارتش از وجود دشمن پاک گردد و از اعتبار این نهاد ملی حراست شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.