از آتـش‌بس تا آتـش افـروزی قومـی

شنبه 2 سرطان 1397/

درحالی که مردم افغانستان از آتش‌بس موقتی سه روز عید، به گرمی استقبال کردند و ریختن طاالبان به کابل و دیگر شهرها با استفاده از این فرصت به استقبال مردم هم مواجه شد؛ مگر روز چهارم عید رمضان سال روان، از آتش بس خبری نبود و طالبان در مناطق مختلف نیروهای امنیتی را کشتند و زخمی کردند و باخود بردند. جالب اینکه از جانب دولت هیچ عکس‌العملی در برابر طالبان صورت نگرفت و آتش‌بس به شکل یکجانبه ادامه یافت. صرف نظر از اینکه این آتش‌بس چه‌گونه و چرا صورت گرفته و چه اهدافی را در قبال داشته است، نگرانی‌هایی تازه‌تری ایجاد شده است که لازم است به آن پرداخته شود.
مردم نگران‌ اند که وقی با شکل‌گرفتن آتش‌بس موقت، نزدیک به پانزده‌هزارتن از طالبان وارد شهرهای کشور شدند اما هزاران تن آنان هنوز هم در شهرها از جمله در کابل حضور دارند و به جاهایی که آماده بودند برنگشته اند. این طالبان در کابل و دیگر شهرها چه می‌کنند و چه برنامه‌هایی برای آنان تدارک دیده شده است. از جانب دیگر این برداشت نیز مطرح است که مساله باقی ماندن طالبان در شهرها، فقط یک بحث سیاسی به هدف یک جنگ روانی‌ای باشد که از جانب دستگاه‌های پروپاگند کننده پخش شده است تا جهت نگاه انتقادی مردم را از کاکردهای این حکومت به سمت موهومی چرخ بدهد.
اما تاجایی که از برخی اظهارات و ابزارنظرهایی که در برخی از رسانه‌های کشور صورت گرفته است، برمی‌آید که حلقۀ خاصی در دولت قصد دارند که از آن آتش‌بس و کشاندن طالبان به صحنه، یک ابزار سیاسی در برابر مخالفان سیاسی و نیز منتقدان برنامه‌های مخرب حکومت و نابسامانی‌های آن بسازند. این حلقه در حکومت با نشان دادن طالبان، می‌خواهند آنان را به عنوان ابزاری برای ترساندن دیگران و ضربه زدن به منافع دیگر گروه‌های قومی، نشان بدهند. در حالی که طالبان وقتی به انفجار و انتحار می‌پردازند محاسبه نمی‌کنند که بر اثر آن به چه پیمانه پشتون، تاجیک و دیگران کشته می‌شوند یا نمی‌شوند؛ اما این طرف در دولت کسانی اند که وجود طالبان را از منظر قومی به نفع خویش می‌دانند و با آن کارت در برابر مردم بازی می‌کنند. بنابراین طالبان همچنانی که تاکنون در ذهنیت مردم به عنوان ابزار پاکستان و دیگر حرکت‌های استخباراتی منطقه‌یی و حتا فرامنطقه‌یی شناخته می‌شوند، نتوانستند خودشان را به عنوان یک گروه مستقل و دارای اهداف روشن و مردم‌پسند بشناسانند، در نزد دولت هم فقط به عنوان یک ابزار دیگر با آن پرداخته می‌‎شود و به هر بهانه و رویکردی سعی می‌شود که این گروه از سطح ابزار، تغییر نکنند.
پس در چنین حالتی، روشن نیست که آیندۀ آتش‌بس موقت، چه خواهد شد و آیا مردم به راستی شاهد باز شدن دروازه‌هایی برای صلح خواهند بود. این سوال را فقط عملکرد بعدی آقای غنی و حلقۀ نزدیک و همه‌کارۀ او ثابت می‌کنند که به راستی قدم‌هایی برای صلح برداشته شده است یا اینکه می‌خواهند از طالبان به عنوان زهر چشمی در برابر سایر گروه‌های قومی استفاده کنند. اگر مورد دوم مطرح باشد، این خود به معنای ایجاد پیچیده‌گی‌های بیشتر و بازکردن دروزاه‌های جدید برای جنگ‌های جدید خواهد بود که خداکند که چنین نباشد.

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    نتایج عملی سیاسی- حقوقی آتش بس با طالب منحیث یک نهاد دهشت افگن سپاه اجیرپاکستان و ضرورت یک کنفرانس بین المللی در باره افغانستان برای بیطرفی دایمی. ( برای خروج شتابزده و ناگهانی باید برنامه یی باشد )

    – طالب عمدتن منحیث ابزار سیاسی برای اهداف منطقوی پاکستان ایجاد شده است.
    – کرزی –غنی از همان آغاز ایجاد طالب با حمایت از بمیان امدن این گروه آن را منحیث یک وسیله تحقق رویای تسلط قومی حمایت ، تحمل و تقویت نموده اند.
    – ممانعت از اقدام قاطع مقابل طالب در سطح ملی از جانب کرزی غنی و ” اطاق فکری ” قوم محور شان صورت گرفته است.

    آتش بس با طالب چه نتایج راببار می آورد :

    طالب باوجود قتل و کشتار افراد ملکی به شمول جنایات ضد بشریت از یک نهاد تروریستی به یک نهاد سیاسی تبدیل و به رسمیت شناخته می شود.

    پیروزی بزرگ یک کشور فقیر جهان سومی پا کستان و نهاد استخباراتی آن یعنی آی اس آی مقابل: ملل متحد – اروپا – ناتو.

    عملن با آتش بس یک ساله پیشنهادی غنی ، در شرایط آتش بس زمینه های علنی بدون مخاطره برای توسعه شبکه تروریستی یعنی ایجاد استحکامات برای طالب – داعش و پا کستان در درداخل کشور فراهم میگردد.

    پول فراوان منابع تمویل و تقویت طالب منحیث یک نهاد سنی افراطی در چهار چوب خصومت بن سلمان سعودی باایران باعث نفوذ بیشتر طالبان و از هم پاشیدگی و سقوط مورال صفوف امنیتی میگردد.

    طالب در مناطق زیر سلطه خود حاکمیت طالبی را توام با نظام اداری – قضایی ایجاد و یک نوع حاکمیت دوگانه Diarchy را بمیان می آورد که آغاز تجزیه و تقسیم افغانستان ازان تصور شده می تواند.

    سناریوی ایدیال کرزی – غنی عبارت از دور ساختن نفوذ اقوام غیر پشتون از حاکمیت ، تسلط کامل پشتون ها در تمام ولایات و مهندسی اجتماعی با جا بجا ساختن هزاران خانوار پشتون آن سوی سرحد به شما ل کشورمیباشد.

    امکان آن هم می باشد که بعضی از کشور های منطقه با احساس خطر ازین نوع ” طالبینایزیشن ” منطقه قوت های ضد طالب را ایجاد و زمینه ” Balkanization ” و جنگ های منطقوی را فراهم نمایند.

    نتیجه :

    نهاد های سیا سی ” جمعیت ، وحدت ، جنبش و دیگر نهاد ها ….. ” که چنین دور نمای تاریک را محتمل میدانند باید طی اجتماعات متعدد این حاتم بخشی غنی مریض روانی را به چالش کشند و احساس مسئولیت مقابل سر نوشت مردم داشته باشند.

    عامل اساسی جنگ و تمدید جنگ و طرف مذاکره پا کستان می باشد.

    باید در باره مداخله پا کستان و قطع مداخله پا کستان اسناد ومدارک جمع شده از شورای کویته و حقانی ترتیب و به شورای امنیت ملل متحد ارسال و شکایت صورت گیرد.

    بصورت جدی و قاطع و باز هم تاکید می کنم بصورت جدی و قاطع در باره یک کنفرانس بین المللی در باره افغانستان به شمول شش کشور همسایه در باره بیطرفی دایمی افغانستان اقدامات عملی صورت گیرد.

    غنی که خود دارای مشروعیت نیست و از صحت روانی برخوردار نمی باشد نباید حیات ، موجودیت سیاسی و سر نوشت ملت را به مخاطره انداخته و به وی چنین اجازه داده شود .

    اشتراک در مجالس غنی باید صورت نگیرد.

    غنی که خودش و حکومت وحدت ملی وی منقضی شده است برای یک سال اینده تصمیم گرفته نمی تواند.

    سر نوشت و هستی مردم و این خطه سیاسی نباید بدست یک دیوانه یا مریض روانی قرار داشته باشد.

    پ.ن.: درین کنفرانس بین المللی مصارف و تقویت و تجهیز نیرو های امنیتی از جانب اشتراک کنندگان برای ده سال از طریق صندوق ویژه در چهار چوب ملل متحد تضمین گردد.